اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹

محمدعلی موحد در مراسم گرامیداشت یاد روانشاد نجف دریابندری:

هرچه نوشت، شوقناک بود و بوی زندگی می‌داد

هرچه نوشت، شوقناک بود و بوی زندگی می‌داد
مریم شهبازی خبرنگار

نزدیک به یک ماه از درگذشت نجف دریابندری می‌گذرد، یکی از معدود بازمانده‌های انتشارات فرانکلین که نقش مهمی در ارتقای فرهنگ و ادب و حتی پیشبرد صنعت نشرمان ایفا کردند، نویسنده و مترجمی که او را به همراه دیگر بزرگانی نظیر زنده‌یاد محمد قاضی ازجمله افراد اثرگذار برعرصه ترجمه و حتی فراتر از آن، بر ادبیات معاصر فارسی می‌دانند.

مراسم زنده‌یاد دریابندری هم نظیر دیگر مراسم‌ این روزها تحت تأثیر ضرورت رعایت ملزومات پزشکی به شکل آنلاین و با سخنانی از بزرگانی همچون محمدعلی موحد و محمود دولت‌آبادی برگزار شد.
 هیچ گاه سرزندگی را گم نکرد
گرامیداشت نجف دریابندری که پانزدهم اردیبهشت‌ماه سال‌جاری، در سن 90سالگی با زندگی وداع گفت اواخر هفته گذشته از صفحه اینستاگرام خانه هنرمندان به شکل آنلاین پخش شد و جالب اینکه این روزها همان فضای مجازی که برخی مدت‌هاست کمر همت به از میان بردن آن بسته‌اند بار بخشی از فعالیت‌های فرهنگی و ادبی را به دوش کشیده است.
سهراب، پسر زنده‌یاد دریابندری با شعری از محمد قاضی برنامه را آغاز کرد و از این گفت که اگر قاضی زنده بود به‌طورقطع نخستین سخنران این مراسم بود؛ آن‌هایی که این دو مترجم کشورمان را می‌شناسند متوجه اهمیت این گفته هستند چراکه امروز عرصه ترجمه‌مان مدیون حضور بزرگانی همچون این دو است.
محمدعلی موحد، عرفان پژوه، تاریخ‌نگار و حقوقدان از سخنرانان این مراسم بود که با ارسال پیامی تصویری در این گرامیداشت شرکت کرد و گفت: «نجف دریابندری در زندگی‌اش فراز و فرودهایی داشت اما سرزندگی را هیچ‌گاه گم نکرد؛ بلکه با بلوغ بیشتر و با شوخ‌طبعی و سبک‌روحی توأم شد که محضرش را دلپذیرتر و جذاب‌تر می‌کرد و نوشته‌هایش را رونق و جلا می‌بخشید. او هرچه بر دامنه اطلاعاتش می‌افزود، در طنز پرمایه و دلنشین و وقار آمیزش منعکس می‌شد. دریابندری پیر شد اما نوشته‌هایش مادام که قلم به فرمانش بود و می‌نوشت، هرگز بوی پیری نداد. هرچه نوشت، شوقناک بود و بوی زندگی می‌داد. هرجا که بود، ذوق و شادی هم بود.»
حضور محمود دولت‌آبادی هم با ارسال پیامی تصویری همراه شد؛ او نیز گفت:«وجود نجف دریابندری برای جامعه ما در بیش از نیم‌قرن اخیر بسیار لازم و ضروری بود. نجف ما را با بخش مهمی از ادبیات و اندیشه غرب آشنا کرد. شخصاً قدرشناس زحمات او هستم؛ زحماتی که با صمیمیت و خوشرویی انجام گرفت. او صمیمی کارکرد و عزیز و باعزت زندگی کرد.»
سیمین اکرامی هم از دیگر افرادی بود که در این مراسم به توصیف برخی ویژگی‌های فردی و کاری دریابندری پرداخت و طنازی را از مهم‌ترین ویژگی‌هایش خواند. ایرج کلانتری، از چهره‌های شناخته‌شده معماری هم‌ سخنانی درباره دوست درگذشته‌اش گفت؛ او که سال‌ها قبل طراحی خانه دریابندری را انجام داده ترجیح داد که درباره ویژگی‌ها و فضایل اخلاقی‌اش سخن بگوید. حالا که این بحث به میان آمد شاید بگویید نجف دریابندری در چه خانه‌ای زندگی می‌کرده! مصداقش را بر این بگذارید که خانه‌ای که در آن سال‌های دور هنرمند مطرحی طراحی‌اش را برعهده‌گرفته حتماً خیلی خاص است. اما همان‌طور که کلانتری هم تأکید کرد ساختمان مذکور با صرفه‌جویی اقتصادی و حذف تزئینات آن‌چنانی بوده؛ خانه‌ای که درنهایت به‌گونه‌ای ساخته می‌شود که میزبان مردی همچون او و رفت‌وآمد جمعی از بزرگان حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر را بر عهده داشته است. کلانتری تأکید کرد که در زندگی کاری و شخصی‌اش نکات بسیاری از دریابندری آموخته است.
  موتور پیشبرنده صنعت نشرمان بود
حسن کیائیان، مدیر انتشارات چشمه هم درباره دریابندری گفت، از دریچه کارهای او در حوزه کتاب. شاید کمتر خواننده کتابی باشد که بداند دریابندری در یک برهه زمانی فعال حوزه انتشارات هم بود؛ کیائیان در همین رابطه گفت:«دریابندری پس از آزادی از زندان در اواخر دهه ۳۰ به استخدام مؤسسه فرانکلین درآمد که مدیریت این انتشارات بر عهده همایون صنعتی‌زاده بود. پس از منوچهر انور سمت سردبیری این انتشارات به دریابندری رسید و حدود 15-14 سال نیز این سمت را برعهده‌ داشت. مؤسسه فرانکلین با توجه به امکاناتی که داشت و مدیریتی که دریابندری در آنجا اعمال کرد، همچون موتور محرکه کوچکی بود که موتور بزرگ صنعت نشر کشور را به حرکت درآورد.»
کیائیان با تأکید بر اینکه مدیریت گسترده او در فرانکلین کمک کرد که نشر ایران را چند قدم جلو ببرد، ادامه داد:«ارتباط او حتی پس از خروج از فرانکلین نیز با صنعت نشر قطع نشد. عبدالرحیم جعفری مؤسس انتشارات امیرکبیر در خاطراتش چندین‌بار به مشورت گرفتن از نجف دریابندری اشاره‌ کرده است. دریابندری احاطه زیادی به کار صنعت نشر پیداکرده و تبدیل به فردی شده بود که هر زمان می‌توانستید روی مشورت با او حساب کنید. او موتور پیش برنده صنعت نشر در کشور ما بود.»
یکی از گفته‌های مشترک سخنرانان این مراسم ازجمله بهرام دبیری، نقاش نوگرای کشورمان درباره دریابندری وجهه روشنفکری‌اش بود و اینکه شیوه زندگی، کار و تفکرش را می‌توان تعریف درستی از روشنفکری دانست؛ مردی به‌دوراز پزهای اغلب مدعیان این تعریف که به‌راستی نمونه‌ای درخشان از روشنفکر ایرانی به‌شمار می‌آید.

دبیری به نقاشی‌های دریابندری هم اشاره کرد و گفت: «با شاعران و نویسندگان زیادی معاشرت داشته‌ام اما معدودند کسانی که چنین درکی از جهان نقاشی داشته باشند و با آن چنین ارتباطی برقرار کنند. نقاشی دریابندری از آشپزخانه زندان اوین به نظر من یک کار تاریخی است، هرچند او یک نقاش حرفه‌ای نیست. او در نقدی که بر یکی از نمایشگاه‌های من نوشت، زمینه شگفت‌انگیزی برای مخاطب مطلبش فراهم آورد؛ گستردگی نگاه او در همه‌چیز و بخصوص نقاشی برای من ارزش زیادی دارد.»
او نگاه دریابندری به مرگ را خیام گونه عنوان کرد و از سویی کتاب مستطاب آشپزی‌اش را آبروی فرهنگی سرزمینمان خواند. ایرج صغیری، نویسنده و هنرمند عرصه نمایش با تأکید بر اینکه در مسیر فعالیت حرفه‌ای اش در تئاتر آشنایی با بزرگانی همچون دریابندری تأثیر بسیاری در نشان دادن مسیر به او داشته، گفت: «دریابندری بزرگ ما بود و من همواره از او مشورت می‌گرفتم. او نقد تئاتر را به‌گونه‌ای می‌نوشت که تفاوتش با دیگر نوشته‌ها مشخص بود.»
بعد از قرائت پیام ژاکلین حق‌شناس، احمد پوری، مترجم ادبیات از تسلط دریابندری بر کار ترجمه گفت و تأکید کرد که او روح و قاموس زبان را به‌درستی می‌شناخت و همین مسأله منجر به آن شد که دست به انتشار ترجمه‌ها و تألیفات درخشان بزند.
اسدالله امرایی، دیگر مترجم کشورمان هم نظیر پوری درباره وجه تمایز آثار دریابندری صحبت کرد و اینکه او یک مترجم مؤلف بود، مردی که به زبان فارسی بسیار مسلط بود و لغت فارسی در دست او مانند موم بود.
اجرای موسیقی زنده به سرپرستی محمدصادق اسحاقی هم بخش بعدی این مراسم بود که پایان آن با بیان خاطراتی از«عبدالرحمان نجل رحیم» پزشک نجف دریابندری و فهیمه راستکار در مواجهه با نجف دریابندری همراه شد.‌

کپی