اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹
ارزیابی طرح ترامپ برای برقراری صلح در منطقه با حضور دکتر محمد احمدی کارشناس مسائل فلسطین

صلح با اشغالگر بی معناست

صلح با اشغالگر بی معناست
عبدالله لطف اللهی روزنامه نگار

پس‌از جنگ شش روزه سال 1967 طرح‌های متعددی با هدف میانجیگری میان اسرائیل و فلسطینیان از سوی محافل سیاسی - بین‌المللی ارائه شد که هیچ یک نتوانست رضایت دوطرف را جلب کند. نخستین بار طرحی در چارچوب قطعنامه 242 سازمان‌ملل با عنوان «زمین در برابر صلح» تهیه شد اما اسرائیل آن را رد کرد ودر عمل نشان داد که تمایلی به برقراری صلح و ثبات در منطقه ندارد.

در ۱۹۹۳ قرارداد صلح دیگری با عنوان «قرارداد اسلو» توسط عرفات و رابین در کاخ سفید امضا شد، با این وعده که مقدمه‌ای بر مذاکرات نهایی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی باشد، اما با گذشت 27 سال از آن زمان، هیچ اتفاقی نیفتاده وطراحان آن نیزخود می‌گویند که آن قرارداد دیگر هیچ معنایی ندارد. عربستان هم در سال ۲۰۰۲ طرح صلحی را پیشنهاد داد که در آن، شناسایی اسرائیل از سوی همه اعراب در مقابل عقب‌نشینی اسرائیل به مرزهای قبل از ۱۹۶۷ مطرح شد. تونی بلر، نخست‌وزیر وقت انگلیس نیز، پیشنهاد سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلاری برای توسعه اقتصادی و استخدام صدها هزار نیروی کار را به فلسطینی‌ها داد تا جایگزین خواسته‌های ملی آنها شود، اما نه طرح عربستان به‌جایی رسید و نه از وعده انگلیس خبری شد. طرح‌های دیگری هم ارائه شد که نتیجه‌ای در برنداشت. در زمان اوباما، هدف اعلام‌ شده امریکا تشکیل کشور جداگانه فلسطین با مرزهای قبل از ۱۹۶۷ به‌شرط مبادله زمین‌هایی با اسرائیل بود، اما اوباما این شرط را هم گذاشت که اولاً روابط همه اعراب با اسرائیل عادی شود، ثانیاً از آوارگان فلسطینی برای تغییر هویت و توازن جمعیتی علیه اسرائیل استفاده نشود. البته معلوم نبود این شرط چگونه قرار است محقق شود.
بدین ترتیب آخرین دور مذاکرات صلح، در سال ۲۰۱۴ متوقف شد؛ زیرا گسترش شهرک‌‌سازی در اراضی فلسطینی‌ها و خودداری اسرائیل از اجرای قولش برای آزادی گروهی از زندانیان فلسطینی، این مذاکرات را بی‌معنا کرد. همان‌طور که قرارداد اسلو بی‌معنا شده بود. در سال‌های اخیر نیز طرح صلح دیگری باعنوان «معامله قرن» مطرح شده که با نارضایتی فلسطینیان مواجه شده است. دکتر محمد احمدی کارشناس مسائل فلسطین در ارتباط با چند وچون این طرح به زوایایی نظر افکنده که ازدقتی کارشناسی برخوردار است.

طرح «معامله قرن» چیست و از چه مختصاتی برخوردار است؟
در زمان ترامپ، امریکا طرح جدیدی به‌نام «معامله قرن» را به چند دولت عربی پیشنهاد داد که برخی ازرئوس آن به ‌قرار زیر است:
- پذیرش اسرائیل به‌عنوان کشور یهودی توسط اعراب و فلسطینی‌ها
- تشکیل کشور مشترک اردنی - فلسطینی بدون حق تجهیز نظامی
- پذیرش کل قدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل توسط جامعه بین‌المللی و فلسطینی‌ها
- تعیین شهرک ابودیس AbuDis در نزدیکی قدس و آن‌سوی دیوار حائل به‌عنوان پایتخت کشور فلسطین و...
درباره بازگشت آوارگان هیچ‌بندی در طرح ترامپ نیست، ولی او قول وضعی عادلانه برای آوارگان ساکن داخل فلسطین را داده که معنای آن مبهم است و معلوم نیست چرا در خود طرح نیامده است؛ اما یک‌چیز مشخص است: آوارگان اخراج شده از فلسطین هیچ جایی در طرح او ندارند. ترامپ برای شروع پیاده‌سازی این طرح، به رسمیت شناختن قدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت امریکا به آنجا را اعلام کرد. او قرار است در ماه‌های آینده، رسمیت شهرک‌های کرانه باختری به‌عنوان ضمیمه اسرائیل را نیز اعلام کند.فلسطینی‌ها در مذاکرات بر سر این طرح حضور نداشتند؛  یک مقام ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) گفته، دولت ترامپ جزئیات طرح جدید را به ولیعهد سعودی هم داده تا از آن به‌عنوان اتحاد اعراب و اسرائیل علیه ایران بهره بگیرد.
نظر فلسطینی‌ها درباره طرح ترامپ چیست؟
محمود عباس در سخنرانی دوساعته خود، طرح «معامله قرن» را به‌عنوان «سیلی قرن» توصیف کرده و آن را نشانه عدم صلاحیت دولت ترامپ برای وساطت صلح دانسته است. در مقابل، او خواهان طرحی با وساطت جامعه بین‌المللی شده است.
درواقع، طرح ترامپ در صدمین سالگرد اعلامیه بالفور، یعنی وعده دولت انگلیس به لرد راتچیلد (از رهبران و سرمایه‌گذاران صهیونیسم) و برای تحکیم آن وعده ارائه‌ شده است. طرح ترامپ را می‌توان در این چند اصل خلاصه کرد: قبول شهرک‌سازی‌ها و گسترش ارضی اسرائیل، یهودی کردن قدس، فراموش‌کردن مسأله آوارگان، تشکیل کشور فلسطین به‌صورت وابسته و تحت قیمومیت اسرائیل و همسایگان عرب آن (نه به‌صورت مستقل و آزاد). پس همه خواسته‌های اسرائیل در آن آمده و مسائل اصلی فلسطینی‌ها در آن حل‌نشده باقی ‌مانده است.
صائب عریقات، از مقامات ارشد ساف، این طرح را رد کرده و هدف آن را تشکیل کشوری غیرمستقل و غیرقابل‌ دفاع برای فلسطینی‌ها دانسته؛ زیرا در صورت اجرای این طرح، شهرک‌های کرانه باختری ضمیمه اسرائیل شده و نیروهای نظامی اسرائیل حق ورود به کشور فلسطین را خواهند داشت. عریقات گفته مخالفان این طرح قرار است توسط امریکا به‌عنوان تروریست و افراطی معرفی شوند، زیرا امریکا میانه‌روی را به معنای پذیرش موضع اسرائیل می‌داند؛ یعنی تصرف اراضی، شهرک‌سازی، تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها، آوارگی، پاکسازی نژادی، وضع کنونی زندانیان و بستن راه‌های تردد مردم.
کنفرانس بحرین در ۲۵ و ۲۶ ژوئن ۲۰۱۹ برای طرح موسوم به «معامله قرن» چه دستاوردی داشت؟
امریکا به نمایندگی جارد کوشنر، داماد و مشاور ارشد ترامپ، طراح این کنفرانس بود. او در افتتاحیه این نشست تأکید داشت طرح‌های اقتصادی، پیش‌نیاز برای حل مشکل سیاسی لاینحل در این منطقه است. شبکه الجزیره و روزنامه انگلیسی گاردین تلاش‌های امریکا برای آشتی بین فلسطینی‌ها و اسرائیل از راه طرح‌های توسعه اقتصادی را بررسی کرده‌اند.
مبلغ پیشنهاد شده برای سرمایه‌گذاری در این طرح‌ها به‌منظور تشویق فلسطینی‌ها برای پذیرش طرح ترامپ ۵۰ میلیارد دلار است که احتمالاً بیشتر آن را عربستان و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس تأمین می‌کنند. بر اساس این طرح، پول‌ها باید در کرانه باختری، غزه و کشورهای همسایه که فلسطینی‌ها در آنها آواره‌اند، هزینه شود تا اقتصاد آنها رشد کند. سهم کرانه باختری و غزه ۲۸ میلیارد دلار است که بیشتر آن در کنترل اسرائیل خواهد بود. سهم مصر ۹ میلیارد دلار، سهم لبنان ۶ میلیارد دلار و سهم اردن بیش از ۷ میلیارد دلار است.
محور این نشست، «توسعه اقتصادی به‌عنوان مقدمه‌ای برای راه‌ حل پایدار مناقشه» بود، اما هیچ‌یک از طرفین، آن را تحویل نگرفتند. مقامات فلسطینی در کرانه غربی و غزه، علاقه‌ای به پیشنهادهای امریکا نشان ندادند و کنفرانس را تحریم کردند، حتی رسانه‌های اسرائیل هم این نشست را کم‌اهمیت توصیف کردند و شوقی برای آن نشان ندادند. کشورهای همسایه اسرائیل نیز که باید در جذب این مبلغ برای نگهداری از فلسطینی‌ها همکاری کنند، یعنی مصر، اردن و لبنان، اشتیاقی به آن نشان ندادند، حتی مقامات لبنانی گفتند پولی که قرار است طبق این طرح به آنها داده شود رشوه‌ای بی‌شرمانه است. به‌قول گاردین، قرار بود این کنفرانس، راهی نوین برای خروج از رنج‌های مناقشه فلسطین باشد، اما طرح‌های آن بیشتر مانند یک مزایده شکست‌خورده بود که حتی با وجود تسهیلات ارائه‌شده باز هم خریداری نداشت.
دورویی طراحان این نشست قابل‌توجه است. طرح اقتصادی امریکا هیچ اشاره‌ای به ریشه مشکلات اقتصادی فلسطینی‌ها یعنی اشغال زمین و منابع آنها و محاصره اقتصادی ندارد. پیشنهادهای آن نیز تکرار ده‌ها سال تعهدات انجام‌نشده یا نقض‌شده کشورهای ثروتمند و سازمان ملل در کمک به آوارگان فلسطینی است. امریکا و اسرائیل در همین سال‌های اخیر، توافق‌های مالی خود با تشکیلات خودگردان را زیر پا گذاشته و حتی نهادهای مالی مرتبط را تحریم کرده‌اند. از سوی دیگر، هیچ توافق سیاسی که این قول‌ها در چارچوب آن تحقق یابد، وجود ندارد. در نشست بحرین قرار بود هیچ‌کس درباره مسائل سیاسی صحبتی نکند، چون طراحان می‌دانستند بحث سیاسی باعث خراب شدن زرق و برق طرح‌های اقتصادی آنها خواهد شد. به‌جای توافق بر سر یک فرمول سیاسی برای حل مشکل، قرار بود شرکت‌کنندگان این کنفرانس به دولت ترامپ اعتماد کنند که بعداً پیشنهادهای عادلانه سیاسی ارائه خواهد کرد. در منطق وساطت از نوع سابقه‌ای که ترامپ در دلالی امور تجاری دارد، این یعنی اول با قیمتی چرب و نرم، فروشنده را راضی کن و بعد در بندها و جزئیات قرارداد، آنچه را می‌خواهی بنویس.
اما گاردین می‌گوید این خواسته را به‌زحمت می‌توان به کسی قبولاند، زیرا دولت فعلی امریکا به‌شدت طرفدار اهداف اسرائیل است و آشکارا فلسطینی‌ها را سرزنش می‌کند. بی‌جهت نیست که رهبران همه جناح‌های فلسطینی، این نشست را تحریم کردند. به‌قول گاردین همه ابتکارات کوشنر، در حمایت از منافع اسرائیل طراحی‌ شده بود چون خودش به‌لحاظ ایدئولوژیک با آن همسوست. کوشنر که یک صهیونیست است، اشاره‌ای کوتاه هم به موضع سیاسی خود کرد. او گفت طرح صلح اعراب که ملک عبدالله پادشاه سعودی در 17 سال پیش ارائه کرد، قابل اجرا نیست و باید به طرح اسرائیل نزدیک شود. طرح عربستان در آن زمان، فرمولی با حمایت بین‌المللی برای رسیدن به راه‌حل با تشکیل دو کشور بود.
اعراب فوراً دریافتند که منظور کوشنر، مخالفت با تأسیس کشور مستقل فلسطین است. خانم حنان عشراوی، استاد مسیحی فلسطینی و نماینده ساف در چند دوره پیشین مذاکرات صلح، درباره طرح کوشنر می‌گوید: «کاملاً از واقعیت دور افتاده. فیل در اتاق، همان موضوع اشغال است.» اشاره او به اشغال فلسطین به‌عنوان مسأله‌ای آشکار است که حاضران در تالار کنفرانس نمی‌خواهند درباره آن صحبت کنند. گاردین می‌گوید وقتی به موضوعی این‌چنین زیربنایی بی‌توجهی می‌شود مناقشه به‌جاهای پیش‌بینی‌نشده خواهد کشید. امریکا در دوران ترامپ تلاش کرده جایگاه فلسطینی‌ها را از همیشه ضعیف‌تر کند. مانع کمک‌های انسان‌دوستانه به آوارگان شده، دفترهای خود در کرانه باختری و غزه را تعطیل کرده، دیپلمات‌های فلسطینی را از واشنگتن اخراج کرده، اقتصاد آنها را تحت فشار گذاشته و ساختارهای سیاسی آنها را از بین برده است. اگر رئیس جمهوری امریکا همه اختیارات خود را به نتانیاهو می‌داد، آیا روندی غیر از این اتفاق می‌افتاد؟
 آیا می‌توان گفت همه این‌ها به نفع اسرائیل تمام می‌شود؟
فلسطینی‌ها حتی اگر بخواهند در مذاکرات صلح شرکت کنند، چیزی برای معامله ندارند. نتانیاهو از این وضع خوشحال است و تصور می‌کند فلسطینی‌ها مجبور به قبول همه شرایط او و ترامپ خواهند شد. او نمی‌تواند درک کند که سازمان‌های مخالف این نوع طرح‌ها، یعنی حماس و جهاد اسلامی از همین فشارها سود می‌برند. افکارعمومی فلسطینی‌ها بیش از هر زمان دیگری به این نتیجه رسیده، که صلح با اسرائیل معنایی ندارد.
گاردین می‌پرسد اگر فلسطینی‌ها باز هم طرح معامله قرن را نپذیرند، امریکا تا کجا پیش خواهد رفت؟ آیا ترامپ همان نوع فشار اقتصادی را که بر ایران وارد می‌کند بر فلسطینی‌ها نیز وارد خواهد کرد؟ آیا به روشی که در ایران دنبال می‌کند دنبال تغییر رژیم آنها خواهد بود؟ یا همین سکوت تأییدآمیز از اشغالگری اسرائیل توأم با توسعه شهرک‌سازی‌ها را ادامه خواهد داد بدون آنکه از حقوق بشر برای فلسطینی‌ها یا وخیم شدن اوضاع معیشتی آنها سخنی بگوید؟
همه این‌ها ممکن است، اما این نشانه شومی برای اسرائیل و امریکا به‌عنوان شرکایی خواهد بود که هر راه صلح‌جویانه را به روی فلسطینی‌ها بسته‌اند. فلسطینی‌ها چیزی برای از دست دادن ندارند، اما اسرائیل در فضای پرتنش آینده، ضررهای زیادی خواهد کرد. اسرائیل با هل دادن فلسطینی‌ها به‌سوی مخالفان سرسخت خود، در حال تخریب هرگونه راه صلح‌آمیز برای آینده خود است.
ترامپ تلاش دارد ابعاد سیاسی طرح صلح خود را محرمانه نگه دارد، اما در موقعیت‌های دیگر، مخالفت خود با کشور مستقل فلسطینی را به تبعیت از اسرائیل ابراز داشته است. از نظر سازمان آزادیبخش فلسطین، دولت ترامپ می‌خواهد با «سراب وفور اقتصادی» به اسارت فلسطینی‌ها استمرار دهد. از نظر ساف، صلح بدون پایان اشغالگری و سلطه اقتصادی اسرائیل حاصل نمی‌شود.

کپی