اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹

طوفان سی ‌و‌ دو حرفی

طوفان سی ‌و‌ دو حرفی
غلامرضا طریقی

یادداشت غلامرضا طریقی را در روزنامه ایران بخوانید، او توضیح می‌دهد که چرا ما غزل فارسی را وامدار سعدی هستیم.

آنچه امروز به نام غزل فارسی می‌شناسیم به تمامی وامدار سعدی است. چنانکه شعر فارسی به‌طور اعم وامدار سعدی است. به طور کلی یکی از تفاوت‌های عمده سعدی با دیگر شاعران این است که به صراحت و جرات می‌توان گفت اگر اغلب شاعران بزرگ فارسی را حذف کنیم منبعی از شیرینی این زبان را از دست می‌دهیم اما خللی در روند این زبان و فرهنگ استوار به وجود نمی‌آید، ولی سعدی اینگونه نیست. سعدی را نمی‌توان بدون خلل وارد شدن به فرهنگ و زبان فارسی از این دایره حذف کرد. او چنان تأثیری در فرهنگی که از پیشینیان به امانت گرفته و نسل پس از خود داده، گذاشته است که با یقین می‌توان گفت بدون حضور و بروزش شعر فارسی به‌طور اعم و غزل فارسی به‌طور اخص باید مسیر دیگری را می‌پیمود. برای ادامه دادن به این بحث و اثبات این گفته در این مجال مختصر امکانی فراهم نیست و البته شاید نیازی هم نیست زیرا هر که جانش را به ادبیات گره زده باشد به درستی چنین گزاره‌ای واقف است. تنها به اشارت می‌خواهم درباره غزل و شرایط این شکل از شعر چند سطری بنویسم که به واقع به عنوان جزئی از کل وامدار سعدی و توانایی‌های اوست. ادبا برای غزل، چهار تعریف قائل شده‌اند. برخی دوبیتی‌هایی را که همراه با موسیقی خوانده می‌شد، غزل نامیده‌اند؛ گروهی هر نوع قطعه یا شعری را که مفاهیم عاشقانه دارد، غزل دانسته‌اند؛ بسیاری نیز تغزل‌هایی را که در ابتدای قصائد می‌آمد، غزل نامیده‌اند؛ و سرانجام شماری نیز نوع چهارمی را در نظر گرفته‌اند که همان معیارهایی است که امروزه برای غزل می‌شناسیم.غزل امروز که دست پرورده‌ی سعدی است، اگر چه با سنایی آغاز شد و در دست شاعران توانمندی مانند انوری، خاقانی و ظهیر پخته و پرورده شد، تفاوت عمده‌ای با تغزل دارد.
با گذر زمان و ورود سنایی به عرصه‌ی غزل، به دو گونه غزل عاشقانه و عارفانه می‌رسیم. تحولات بعدی را در شاعرانی مانند انوری و ظهیر و خاقانی می‌بینیم. اگر چه شاعری چون انوری تلاش می‌کند زبان غزل را به زبان محاوره نزدیک کند، اما چون در قصیده استاد تواناست، همچنان زبان او زبان قصیده است. این یک تفاوت عمده میان غزل این شاعران با غزل سعدی است. وقتی غزل به سعدی می‌رسد، ویژگی‌های خاصی پیدا می‌کند و او با آگاهی و هوشمندی، زبان آن را کاملا تغییر می‌دهد. سعدی تمام مفاهیمی را که شاعران پیش از او آورده‌اند، چنان بیان تازه‌ای می‌دهد که گویی سخن نویی است. همین ویژگی است که غزل سعدی را متفاوت می‌کند. او در این کار بسیار تیزبین است. معشوق‌هایی که در تغزل‌های پیشین توصیف می‌شدند، هنگامی که وارد غزل سعدی می‌شوند، با تشبیه‌ها و اصطلاح‌های تازه‌ای وصف می‌شوند. اگر پیش از آن اصطلاح‌ها خشن بود و از ابزار جنگی برای توصیف معشوق استفاده می‌شد، در زبان سعدی رنگ لطیفی می‌گیرد و به طبیعت نزدیک می‌شود. این تفاوت ساختار زبانی سعدی را به سادگی می‌توان تشخیص داد.
در یک تقسیم‌بندی کلی، زبان سعدی را می‌توان به زبان حس، و زبان دل، بخش‌بندی کرد. او در زبان حسی با محسوسات سر و کار دارد و از ابزار و آلات طبیعت برای بیان سخن خود استفاده می‌کند. در این گونه موارد دیگر نیازی نیست که پلی میان مفاهیم و مصداق‌های آن بزنیم. اما زبان دل سعدی زبانی است که او درد دل‌ها و حرف‌های خود را از زبان خودش بیان نمی‌کند و فاعل دیگری را انتخاب می‌کند. این فاعل ممکن است عقل باشد یا چشم معشوق یا خیال او.
اعجاز سعدی این است که گویی به «آن»ی که می‌گوید بایسته‌‌ شعر است دریافته است. بسیاری از ابیات غزل‌های او چنان لطیف و ساده است که هیچ کاری غیر از تحسین نمی‌توان کرد.به بیانی دیگر در ابیات موفق دیگر شاعران می‌توان دلایل موفقیت یک بیت یا یک شعر را با تحلیل تکنیک‌های یک شعر دریافت. این  قاعده حتی درباره حافظ بزرگ هم صادق است اما درباره‌ سعدی در اغلب مواقع نمی‌توان چنین کاری کرد. زیبایی در عین سادگی در ذات بیت نهفته است.
وقتی شاعر می‌نویسد:
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی/ کآنچه گناه او بوَد من بکشم غرامتش
یا وقتی می‌نویسد:
بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم/ چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
نمی‌توان زیبایی را در تکنیک‌های ادبی پیگیری کرد. زیرا اصلا می‌توان گفت تکنیک ویژه‌ای در این بیت‌ها وجود ندارد. اما مضمون و محتوا و تصویر بی‌نظیری که در این بیت‌ها وجود دارد فقط از ذهن خلاق سعدی برمی‌آید و آنها را دست‌نیافتنی می‌کند.
سهل ممتنع بودن هم از همین خصلت برمی‌آید. غزل چنان می‌آید که همگان گمان می‌کنند می‌توانند بنویسند اما سابقه چند قرن تلاش ثابت می‌کند که چنین گمانی درست نیست.  پیش از به پایان بردن این نوشته بد نیست به عنوان کسی که دست و دلی در شعر دارد به این ویژگی شعر سعدی نیز اشاره کنم که شاعران در روزگار نوجوانی و جوانی شیفته‌ تکنیکهای ادبی می‌شوند و غرق در دنیای شاعرانی می‌شوند که از فنون ادبی بهره برده‌اند اما پس از عبور از این دوره آنچه شگفت‌زده‌شان می‌کند جان و آنِ جاری در شعر است که با فن قابل دسترسی نیست. چنین است که سعدی شاعر محبوب شاعران در ایام پختگی است.

کپی