اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹
نامه احمد مسجد‌جامعی به آیندگان

شناساندن فرهنگ و هنر ایرانی به جهانیان

شناساندن فرهنگ و هنر ایرانی به جهانیان
احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران

پیام من به نسل آینده ایران این است که ما نیازمند شخصیت‌هایی چون شهریار عدل هستیم که کشورشان را بشناسند و از سرزمین‌شان در هر کجای عالم که هستند دفاع کنند و ایران و فرهنگ ایرانی را به جهانیان بشناسانند.

در خیابان ولیعصر(عج) روبه‌روی کاخ مرمر که بنا بود این روزها بازگشایی شود یا همان موزه قرآن‌کریم که ساختمان آن یکی از بناهای برگزیده دوران انقلاب است، خانه‌ای تاریخی با ساختی استادانه قرار دارد که در اختیار فرهنگستان هنر است. این عمارت پیش‌ترها، از آن پروفسور یحیی عدل بنیانگذار جراحی نوین ایران بود. اهالی باز می‌گویند که همسر اروپایی عدل، در نخستین روزهای سال در مهتابی خانه‌اش که مشرف به خیابان جنوبی است می‌آمد و به همه کودکان محله عیدی می‌داد. اتاق جراحی ویژه‌ای در قدیمی‌ترین بیمارستان دولتی یعنی بیمارستان سینا از یادگارهای اوست. این اتاق چنان طراحی شده که دانشجویان در بالکنی مدور قرار می‌گیرند و از بالا مستقیماً همه رفتارهای تیم جراحی را زیر نظر دارند. در عین حال شیشه‌ای حائل میان آن‌هاست که اتاق عمل پاک و پاکیزه بماند. همین بیمارستان سینا امروز یکی از مراکز درمانی پذیرش و خدمات‌رسانی برای بیماری کرونا است و پزشکان و کادردرمانی آن برای درمان بیماران کوشش فراوان می‌کنند تا جایی که دکتر کرمان‌پور رئیس بخش اورژانس بیمارستان خود گرفتار ویروس کرونا شد و خود را در خانه بستری کرد. کار متفاوت او این بود که لحظه‌به‌لحظه شرایط بیماری خود را گزارش می‌کرد و در اختیار عموم قرار می‌داد تا نشان دهد بیماری با مراقبت درمان‌پذیر است.
از خاندان عدل دیگرانی هم هستند که کارهای بزرگی کرده‌اند از جمله احمدحسین عدل که بنیانگذار کشاورزی نوین در ایران بود ومصطفی عدل، که بعد از علی‌اکبر داور او را پایه‌گذار دادگستری نوین در ایران می‌دانند و فرد دیگری که چون نسیمی در حوزه تاریخ، فرهنگ، هنر و میراث فرهنگی ایران همواره حاضر بود اما به چشم نمی‌آمد. او شهریار عدل است.از جمله کارهای وی یکی در حوزه سینما است که فیلم‌های به جا مانده از دوران قاجار و زمان مظفرالدین شاه را که در فیلمخانه و بایگانی کاخ گلستان بود، از خطر نابودی نجات داد و آنها را برای مرمت و بازسازی به فرانسه برد و براساس آن گزارش مستندی ساخته شد و صدمین سال شکل‌گیری سینمای ایران را شناسنامه‌دار کرد. این کار او پرتویی نو بر آغاز تاریخ سینمای ایران افکند. فیلم ساخته شده براساس مستندات او در روز ملی سینما، در شهریور ۱۳۷۹ زمانی که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئولیت داشتم در محوطه کاخ گلستان روی پرده به نمایش گذاشته شد. بعدها نیز براساس مقاله‌ای از او به مناسبت یکصد سالگی پیدایی سینمای ایران کتابچه‌ای ویژه تهیه کردند.در خیابان شریعتی حوالی پیچ شمیران خانه فولاوند قرار دارد که امروزه موزه خوشنویسی است در بخش جنوبی آن خانه شهریار عدل است و بنا بود تا خانه ایشان در کنار موزه خوشنویسی، موزه عکس شود که امیدوارم این کار هرچه زودتر به نتیجه برسد.زمانی که سفری به پاریس رفته بودم آقای عدل برای من پاریس‌گردی را تدارک دید و مرا به مراکز فرهنگی مختلف پاریس برد و کافه‌ها و خانه‌ها و گورهایی را به من نشان داد که نسبتی با ایران و شخصیت‌های ایرانی و تاریخ فرهنگ و هنر این سرزمین داشت. با هم از موزه لوور بازدید کردیم، اطلاعات او درباره موزه لوور بی‌نظیر بود و همه‌جا با او با احترام برخورد می‌کردند. همان‌جا صحبت کردیم که اگر بشود کتاب یا سلسله کتاب‌هایی با عنوان ایران در موزه‌های جهان را منتشر کنیم. بعدها براساس همین فکر نمایشگاه‌هایی از جمله نمایشگاه «هفت هزار سال هنر ایران» در موزه‌های مهم کشورهای اتریش، فرانسه، آلمان، سوئیس، ایتالیا، امریکا، مکزیک، پرتغال و سنگاپور برپا شد و تمدن پر سابقه ایران را به جهانیان نشان داد و ظرفیت فرهنگی ایران در گفت‌و‌گوی تمدن‌ها را عیان ساخت، این‌ها همه جرقه‌هایی بود که از همین گفت‌و‌گو و دید و بازدیدها آغاز شد.دیگرکار ارزشمند شهریار عدل دفاع از حفظ مواریث ایران بود که در روزهای جنگ ایران و عراق که صدام موشکی در میدان نقش جهان اصفهان رها کرد و تلاش رژیم بعثی بر آن بود تا نشان دهد که تمامی یادمان‌ها و مراکز هویتی عجم را تخریب خواهد کرد. در این برهه کشور آنچنان درگیر و دار جنگ بود که عملاً نتوانست در این‌باره تصمیم بگیرد اماعدل، یک تنه صدای ایران شد. او در یونسکو توانست حمله موشکی به آثار فرهنگی را محکوم کند و با بیان این اصل که میراث فرهنگی، میراث جهانیان است توانست سرمایه‌های این سرزمین را پاسداری و به آیندگان برساند.
امروز ما نیاز به‌چنین شخصیت‌های دانشمند، بی‌ادعا و ایران‌دوستی داریم. فضای حاکم بر ایران این روزها ورای حضور دولتمردان و سیاستمداران نیازمند افرادی از این جنس است که وجاهت علمی، فهم جهانی و زبان گفت‌و‌گو داشته و صدای ایران باشند. این روزها وضعیت ایران پس‌از چین در حالت بحرانی است و به ناگاه دیدیم که تمامی کشورها با پوشش خبری که تنها بخشی از واقعیت را نمایش می‌داد سعی در ایزوله‌سازی ایران و تحمیل فشار روانی بیشتر بر مردمان این سرزمین داشتند. آنها از طریق بزرگ‌ نمایی هماهنگ رسانه‌ای سعی کردند تا افکار جهانیان به سمتی برود که گویی ایران پیشانی شیوع ویروس کرونا در جهان است، درست است که در کنترل این مسأله دیر اقدام کردیم و تردیدی نیست که آمارهای رسمی چندان منطبق با واقعیت‌ها نباشد اما این همه هیجان خبری هدفی جز تکمیل فرآیند ایران‌هراسی را دنبال نمی‌کند و با واقعیت فاصله دارد.هر کدام از شبکه‌های داخلی و خارجی و مجازی و حقیقی را که پیگیری می‌کردیم گفته می‌شد اولین مورد کرونا در کشور فلان با حضور یک ایرانی اتفاق افتاده و شناسایی شده است. این اغراق‌گویی تا جایی پیش رفت که برخی از همکارانم در شورای شهر بر این فرضیه تکیه زدند که یا تعداد زیاد آلوده بدون علامت داریم یا اینکه اساساً مبادی ایران به کلی آلوده است... اما آیا حقیقت این است که در تمامی کشورهای یاد شده اولین مورد کرونا از یک ایرانی به آنها سرایت کرده است؟ یا اتباع ایرانی نیز در میان افرادی که کرونا دارند پیدا می‌شود؟ در همین گیر و دار است که رئیس‌جمهوری امریکا از طریق رسانه‌ها پیام می‌دهد که اگر ایران درخواست کمک کند به آنها پاسخ می‌دهیم. از طرف دیگر فشار اقتصادی حاصل از ایزولاسیون چین معادلات بورس جهانی را نیز دگرگون ساخته و چنان می‌نماید که شاید این چنین خبررسانی برای خروج از انزوای چین و بهبود اوضاع اقتصادی جهان باشد. بیهوده نیست که شبکه EBC چین نیز وارد این معرکه شده و کلیپی را تولید و منتشر می‌سازد که محتوای آن تأیید پروژه ایران‌هراسی و به سخره گرفتن تاریخ، تمدن و فرهنگ این سرزمین است و تأکید دارد که ایرانیان رکورد ما را زدند و تبدیل به بزرگترین صادرکننده کرونا در جهان شدند. حال آنکه براساس آمار نیز اینگونه نیست.
در همین شرایط سازمان بهداشت جهانی بیانیه می‌دهد و در آن سؤالی طرح می‌کند: چرا موارد گزارش شده از قلب سرزمین ایران است و نه مرزهای این کشور؟ همین بیان کافی است تا واکنش‌های مختلف را برانگیزد و تنش‌های جدید ایجاد کند.کشورها در هنگام بحران و بلایای طبیعی از همیشه آسیب‌پذیرترند و متولیان کشوردغدغه‌های حفظ تمامیت در کنار تأمین امنیت روانی، جانی و مالی شهروندان دارند. این جنگ روانی جدید علیه ایران به‌دنبال چیست؟ و چگونه می‌توان به آن پاسخ داد. در چنین شرایطی مقامات و رسانه‌های رسمی تنها بخشی از کار را عهده‌دار هستند و شخصیت‌های مستقل ایرانی، که زبان علم امروز را بشناسند، تأثیر بیشتری در افکار عمومی جهانیان دارند. همان کاری که در آن سال‌ها شهریار عدل، در دفاع از ایران و هموطنانش انجام داد و چه بسا علاوه بر پشتوانه علمی از کیسه فتوت خود هزینه کرد تا غبار از چهره این نگار برگیرد و جوهره انسانی فرهنگ، تمدن و هنر ایرانی را آشکار سازد.
پیام من به نسل آینده ایران این است که ما نیازمند شخصیت‌هایی چون شهریار عدل هستیم که کشورشان را بشناسند و از سرزمین‌شان در هر کجای عالم که هستند دفاع کنند و ایران و فرهنگ ایرانی را به جهانیان بشناسانند.
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران تو را ای گرامی گهر دوست دارم/ سالنامه ایران

 

کپی