اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

یادداشت‌هایی در حاشیه «اکران آنلاین»

یادداشت‌هایی در حاشیه  «اکران آنلاین»

فیلم «خروج» از یکشنبه‌شب در دسترس مخاطبان سینمای ایران قرار گرفت تا نخستین اکران آنلاین یک فیلم سینمایی را در ایران تجربه کند اما چندساعت نگذشت که نسخه‌های قابل دانلود آن وارد فضای مجازی شد.

نسخه‌ای که می‌گفت نیازی نیست ۱۲هزارتومن برای ۶ ساعت در دسترس بودن فیلم بدهید؛ بدزدید و استفاده کنید؛ هرچند در همین مدت حدود ۸۰هزار مخاطب «خروج» را قانونی آنلاین دیدند. این یادداشت‌ها واکنشی به دو سوی این ماجراست. 

 

---

 تجربه‌ای که می‌تواند موفق و آینده‌دار باشد‌

هوشنگ گلمکانی
منتقد
اکران آنلاین در روز و روزگاری که در آن هستیم می‌تواند امکان مناسبی برای تماشای فیلم‌هایی باشد که به دلیل شیوع ویروس و تعطیلی سینماها امکان اکران و تماشایشان وجود ندارد. البته به نظر می‌رسد که راهی جز این هم وجود ندارد و کارگردانی و تهیه‌کننده‌ای که با مشکلات فراوان، اثری ساخته‌اند این روزها، با توجه به بسترها و شرایط پیش آمده از این امکان می‌توانند به عنوان یک امکان مناسب برای فیلم‌شان استفاده کنند. به هر روی یک‌ روز باید این اتفاق می‌افتاد و این کار در کشور ما هم با همه گیر و گرفتاری‌هایی که می‌تواند در بحث تکنیکی و اجرایی داشته باشد اتفاق می‌افتاد. به‌همین دلیل است که می‌گویم فی‌النفسه این اتفاق، اتفاق درخور توجهی است و آزمون مناسبی حداقل برای شروع، و در پله‌ها و قدم‌های بعدی پیدا کردن، مشکلات و بعد هم ورود پلتفرم‌های مختلف به حوزه تولید. در کشورهای دیگر هم چنین مسأله‌ای را داریم و البته آن‌ها نیز از پیشامدهایی که دغدغه‌ بسیاری از تهیه‌کنندگان ایرانی برای اکران آنلاین است دور و بی‌خبر نیستند. در حالی که وضعیت اکران در کشورهای پیشرفته دنیا، چه به لحاظ تعداد سالن‌های سینمایی و هم به لحاظ کیفی پخش و اکران از ما بهتر است اما می‌بینیم که شبکه‌هایی مثل اچ‌بی‌او، نتفلیکس و... گوی رقابت را از سینماها گرفته‌اند و آن‌ها هستند که در این حوزه حرف اول را می‌زنند و یکی از بخش‌هایی که مدت‌هاست به آن ورود کرده‌اند هم حوزه پخش و اکران آنلاین است. این شبکه‌ها نیز، با چالش‌های دانلود غیرقانونی و... روبه‌رو هستند و همه مسأله،‌ به کپی‌رایت برنمی‌گردد. در واقع فراتر از کپی‌رایت باید اسم دزدی را روی آن گذاشت که همه جای دنیا اتفاق می‌افتد. مثل این است که کسی ماشین‌اش را قفل و زنجیر کند اما باز هم کسی بیاید و سرقت و دزدی انجام دهد. پس به‌عقیده من این مسأله ناگزیر است و اتفاق می‌افتد اما همین مسأله می‌تواند هم‌اندیشی طلب کند که برای مستحکم‌تر کردن ساختارهای فنی اکران آنلاین چه کارهایی می‌توان انجام داد و برای این مسأله متخصصان امر باید بنشینند و فکر کنند. با همه این‌ها، برای هر تهیه‌کننده و کارگردانی، چه آن‌هایی که آن‌چنان به اکران فیلمش و خروجی گیشه با توجه به بحث کمی و کیفی سالن و... امیدی ندارند و چه برای کارگردان‌های پرفروش، این اکران آنلاین اتفاقی است که به ضرورت این روزها، رقم خورده و بعد از عبور و گذار از این روزهای خاص، هم می‌توان به آن فکر کرد و در کنار امکانات دیگری که وجود دارد،‌ از آن استفاده کرد تا حداقل فیلم‌ها به دست مخاطبان خود برسند و سرمایه‌گذار و... هم کمتر متضرر شوند. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، مسأله ورود شبکه‌ها، پلتفرم‌ها و یا به گفته‌ دیگر،وی‌او‌دی‌ها، به حوزه تولید است. به‌نظر می‌رسد این امکان برای پلتفرم‌هایی مثل فیلیمو وجود داشته باشد که با بسترسازی‌های مناسب، در آینده، مثل اچ‌بی‌او و نتفلیکس و... وارد میدان تولید فیلم شوند و همان راهی را بروند که این شبکه‌های بزرگ رفته و اتفاقاً در آن‌هم موفق بوده‌اند و توانسته‌اند انقلابی در این حوزه راه بیندازند. به نظر می‌رسد ما هم می‌توانیم چنین کاری کنیم و کم‌کم قدم به این راه بگذاریم که وارد تولید بشویم و حالا که به ضرورت، پنجره‌ای را در این خانه‌ باز کرده‌ایم،‌ پنجره‌های دیگر را هم باز کنیم و از مشکل بزرگ و شرایط پیچیده ماحصلی داشته باشیم که برای همه طرف‌ها، چه سازنده و چه مخاطب، معامله‌ای برد- برد باشد.   
---
 
در ستایش شرافت‌
گل بو فیوضی نویسنده
در این خاکستری بی‌روزن، در روزهای اول سالی که می‌تواند روزهای هر جای هر سالی باشد، بس که معمولی و شکل هم هستند، فرصتی فراهم شده است. فرصتی که نه حتی چند سال پیش، که همین چند ماه قبل هم اگر درباره‌اش حرف می‌زدیم، دور به‌نظر می‌رسید و حالاحالاها ناممکن. اما دست داده است. حالا؛ وقتی سینماها، کافه‌ها، کتابخانه‌ها، پارک‌ها و هر جایی برای رفتن، برای نشستن، برای گذراندن وقت فراغت به روی ما بسته شده است. وقتی مفری از روزمرگی نداریم و محکومیم به کسالتی که می‌تواند به ورطه‌ تکرار و اضطراب مبتلامان کند. فرصتی فراهم شده است از جنس سینما، که فیلم تاکنون اکران نشده را به خانه می‌آورد. پاسخ ما چیست؟ حتی فرصت نمی‌دهیم از این امکان تازه فراهم شده، لذت ببریم. از تبدیل شدن به یکی از آن کشورهایی که آرزویش را داریم خوشحال باشیم. ما سریع تا یک اتفاق مهم برایمان می‌افتد می‌دویم و همه چیز آن را نابود می‌کنیم. درست مثل وقتی دوستی برای دوستش کتابی را که آرزو داشته خریده و او جای لذت داشتن آن کتاب، ورق ورق آن را جدا کند و برای دیگران عکس بفرستد که ببینید من این کتاب را دارم. بعد چه می‌شود؟ دیگر نه کتابی مانده، نه مهری که کتاب دیگری بعد از آن نصیب او شود.
این درست خود ماییم. مایی که حتی سهم خودمان را هم از خودمان دریغ می‌کنیم. شاید هیچ زمان هنر و بخصوص سینما این طور با زندگی گره نخورده باشد. در این وانفسای آخرالزمانی که کسی خبر از فردای خود هم ندارد، اگرچه گاهی حتی فردا هم دور می‌شود بس که دوران پرالتهاب و پیش‌بینی نشده است، بیشترین چیزی که نیاز داریم همدلی و تغییر سبک زندگی و خلق‌وخو به سمت درستی و شرافت است. فاصله‌ ما با آن جهان محترم که برخی حسرتش را می‌خوریم و بچه‌هامان را با قوانین و زبان آنها بار می‌آوریم اما خودمان با سرعت در جهت خلاف آن در حرکتیم. اگر فیلم به صورت آنلاین اکران شده است، به آن معناست که می‌شود فیلم را از خانه دید. 
یعنی همان قدر که متمدن شده‌ایم و می‌رویم بلیت می‌خریم و در سینما فیلم می‌بینیم، می‌توانیم همان انداره محترم باشیم و هزینه پرداخت کنیم و فیلم را در خلوت خودمان ببینیم. این بدان معنا نیست که چون امکان دزدیدن فراهم است پس بدزدیم. «ما» کجا می‌رویم؟ تمام آن تلاش و تقلای ساختن و اعتلای درست بودن چه می‌شود؟ گمان می‌کنم خیلی از ماها حتی اگر دری باز باشد، جنسی بی‌صاحب زمین مانده باشد و امکانی پیش پامان فراهم شود، برای از آن خود کردن چیزی که در قانون و عرف و پیش آنها که آبرو داریم، سهم و حق ما نیست، پرهیز می‌کنیم. ما دوست داریم چیزی را برداریم و داشته باشیم که حق داشتن آن را پرداخت کرده‌ایم و اِلا که می‌شود همین ماجرای مدام حرف زدن و صاحب شدن روان آدم‌ها بی‌مدرک و بی‌آگاهی. 
بگذارید به خودمان بگوییم تعداد آنها که در این مملکت می‌خواهند شریف زندگی کنند و این شرافت و درستی را به فرزندان‌شان انتقال دهند زیاد است. نسلی که می‌خواهد به نسل بعد از خودش هم بیاموزد برای حرفی که می‌زنند باید دلیل داشته باشند. برای چیزی که صاحب می‌شوند، حق. آدم‌ها آن‌جا می‌ایستند که لایقش هستند و برایش تلاش کرده‌اند. اگر قرار است از جهان در حال توسعه، به جهان پیشرفته ترقی کنیم، بخش عظیم آن به گردن خودمان است. ماییم که می‌سازیم. ماییم که مراقبت می‌کنیم و در نهایت، آن تصویر نهایی، تصویر ما و جامعه‌ ماست. یادم آمد در این روزهای قرنطینه، ویدئویی دیدم از یک بچه‌ دبستانی که از پدرش می‌پرسید: حالا که دنیا دارد تمام می‌شود و ممکن است بعد از کرونایی وجود نداشته باشد چرا باید هنوز درس بخوانم؟ پدرش فقط یک جمله گفت: چون باشعورتر می‌میری.
---
 
حرکت روی لبه تیغ
سجاد صداقت
نویسنده
درست از همان روزی که اعلام شد ابراهیم حاتمی‌کیا و مؤسسه اوج تصمیم گرفته‌اند فیلم سینمایی «خروج» را به صورت آنلاین اکران کنند، معلوم بود که آغاز کردن چنین راهی با مشکلات فراوانی روبه‌رو خواهد بود. به خوبی می‌شد تشخیص داد وارد شدن به فضای آنلاین و گذار از اکران فیلم در سینما، حرکتی پر خطر و بر لبه تیغ است. اتفاقی که به شدت با نظرات مختلفی از سوی اهالی رسانه و سینما همراه شد و خیلی زود همه نگاه‌ها به این سمت چرخید که چنین قماری تا چه حد می‌تواند موفق باشد. حرکت تیم سازنده «خروج» را قمار می‌دانم چون مقوله اکران در سینمای ایران - به خصوص در سال‌های اخیر - به امری به شدت پیچیده تبدیل شده و برای رسیدن به اکران بهتر شاید نتوان از یک سری آیتم‌ها و قوانین مشخص و خاص حرف زد. از سوی دیگر به خوبی می‌شد رصد کرد که حاتمی‌کیا و دوستان چندان دغدغه بازگشت سرمایه ندارند، چرا که بسیاری از آثار تولیدشده در سینمای ایران شاید علاقه‌مند باشند از چنین راهی در دسترس مخاطب قرار گیرند اما عدم بازگشت سرمایه و اطمینان از مصون ماندن فیلم از قاچاق شدن، باعث می‌شود که کمتر به چنین گزینه‌هایی فکر کنند. اما در این میان نمی‌توان از سنت‌شکنی «خروج» به این سادگی‌ها گذشت. صنعت سرگرمی در دنیا در طول سال‌های اخیر تغییرات شگرفی کرده است. حالا شبکه‌های اینترنتی تبدیل به غول‌های بزرگ این صنعت شده‌اند. روزانه این شبکه‌ها ساعت‌ها برنامه تازه در شکل‌های متفاوت تولید و پخش می‌کنند. هر چند که همچنان بخش کلیدی کار شبکه‌هایی مانند نتفلیکس یا آمازون پرایم بر اساس سریال‌های تلویزیونی است، اما شبکه‌ای مانند نتفلیکس در طول سال‌های اخیر نشان داده که علاقه‌مند است به دنیای پرهیاهوی سینما نیز وارد شود و با استودیوهای فیلمسازی قدرتمند هالیوود هم رقابت کند. ساخت فیلم‌هایی چون «روما» و «مرد ایرلندی» نشان داد که در مقابل مخالفت‌های فراوان بخشی از هالیوود این رویدادی است که لاجرم اتفاق خواهد افتاد و کاری هم از دست کسی ساخته نیست. این شبکه‌ها با گرفتن هزینه‌های نه چندان زیاد و ماهانه، نه تنها تولیدات فراوانی را در اختیار مخاطبانشان قرار می‌دهند بلکه حاضرند برای آنکه ستون خیمه صنعت سرگرمی برقرار بماند، دست به تولید بهترین محصولات سینمایی هم بزنند.
تجربه غربی نشان داده اکران اینترنتی «خروج» درست همان درمانی است که سینمای ایران به آن نیاز دارد. سالانه نزدیک یا بیش از 100 فیلم در سینمای ایران ساخته می‌شود که ظرفیت محدود اکران در کشور باعث شده بسیاری از آنها فرصت اکران درست را از دست دهند. اکران اینترنتی همان نسخه‌ای است که بخش مهمی از این فیلم‌ها را می‌تواند ضمن کسب درآمد به خانه‌های مردم بیاورد. به همین دلیل است که اکران «خروج» برای همه تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران سینمای ایران پدیده‌ای مهم و بسیار حیاتی است. به این مسأله شیوع کرونا را هم اضافه کنید تا ببینید که چقدر اکران اینترنی به کار سینمای ایران و چرخه تولید و توزیع آن می‌آید. اما همه داستان این نیست. 
نکته مهمی که درباره شبکه‌های آنلاین در همه جای دنیا وجود دارد این است که معمولاً وقتی شما از شکل پخش اینترنتی صحبت می‌کنید یعنی به سادگی قانون «ممکن است اثر شما قاچاق و بدون صرف هزینه دیده شود» را می‌پذیرید. این همان نکته‌ای است که احتمالاً شبکه‌های آنلاین بزرگ جهان و وی‌اودی‌های ایرانی و همین طور صاحبان آثار در دنیا و مؤسسه اوج در ایران به خوبی به آن واقف بوده‌اند. اما فرقی که در اینجا با دیگر نقاط دنیا وجود دارد، نبودن قانون کپی‌رایت است. وقتی ما در ایران این قانون را نداریم پس به سادگی می‌پذیریم که ممکن است همان‌گونه که از شادی و شعف در دسترس قرار گرفتن تمام آثار روز سینما و تلویزیون دنیا بدون صرف هزینه خاصی در پست خود نمی‌گنجیم، پس چنین آسیبی را درباره آثار ایرانی هم باید بپذیریم. تیغ دو لبه اکران اینترنتی آثار ایرانی در ایران تا زمانی که فکر قانونی درست و حسابی برای آن نکنیم، با وجود همه سودهایی که به بار می‌آورد، ضررهای خاص خود را هم دارد. تنها باید به این فکر کنیم که چه زمانی تصمیم می‌گیریم اندکی بیندیشیم که کپی‌رایت هم می‌تواند قانون خوبی باشد؟  

 

کپی