اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹
گفت و گوی «ایران» با دکتر سعید مرزبان راد پزشک حاضر در صحنه های بحران

از بیمارستان های صحرایی تا کنار تخت بیماران کرونایی

از بیمارستان های صحرایی تا کنار تخت بیماران کرونایی
مرجان قندی

جامعه پزشکی کشورمان یکی از گروه های اجتماعی ایثارگر است که با حضور بوقع و پررنگ درکلیه مقاطع و شرایطی که مردم به وجودشان نیازدارند در صحنه حضور یافته و با تلاش و اخلاص مؤمنانه از آن مقطع روسفید بیرون آمده اند. روز‌های اول جنگ تحمیلی که جبهه ها هنوز نظم و انتظام لازم را به دست نیاورده بود.

اولین گروهی که داوطلبانه و دلسوزانه به یاری مدافعان کشور آمد و بخش امدادگری جنگ را راه اندازی نمود، کادرهای بیمارستانی کشور بودند که در سخت ترین شرایط با وجود نبودها و کمبود ها به مداوای مجروحین پرداختند و با تلاش خود جان های بسیاری را از مرگ حتمی رهانیده و برزخم های بیشتری مرهم نهادند و تا مرحله بهبودی مجروحین بر بالینشان حضور یافته و آلامشان را تسکین دادند. به گونه ای که رزمندگان از روحیه ایثار و مهربانی سفیدپوشان جامعه پزشکی و همکارانشان در بخش های مختلف درمان خاطرات بسیار شیرینی دارند. این روزها که عامل خطرناک کرونا سلامت هم میهنان عزیزمان را هدف گرفته و تهدید می کند، بار دیگر سفید پوشان سلامتی بخش در خط مقدم مقابله با عامل بیماری، حضوری فعال و تأثیرگذاریافته و ایثارگرانه و بی اعتنا به راحتی و سلامت خود، آستین همت بالا زده اند تا ریشه کن کردن این اپیدمی هولناک از پای ننشینند. دکتر سعید مرزبان راد، متخصص جراحی عمومی، یکی از این خیل بی شمار است که با تجربه بسیاری که از مواجهه با جراحت های شیمیایی به دست آورده پا به میدان گذاشته واین روزها را کنار بیماران کرونایی می گذراند.
وی در ارتباط با روحیه جهادی پزشکان در روزهای انقلاب می گوید: «روزهای پیروزی انقلاب من دانشجوی پزشکی بودم. آن ایام با بعضی از همدوره ای ها، سفرهای متعددی به مناطق مختلف کشور می رفتیم تا تصویری واقعی ازوضعیت بهداشت مردم استان ها و شهرهای مختلف به دست آوریم. در این سفرها با مسائلی مواجه شدیم که هیچ یک از آن ها را پیش بینی هم نمی کردیم، این سلسله سفرها تجربیات خوبی در اختیار ما گذاشت تا بتوانیم بهتر به مردم خدمات پزشکی ارائه دهیم. آن روزها یک پایمان تهران و یک پایمان کردستان، ایلام و یا سایر مناطق دیگر بود. وقتی جنگ شروع شد، رفت و آمد ما به مناطق محروم قطع نشد، اما وقت بیشتری را در مناطق جنگ زده بویژه درغرب صرف می کردیم. جنگ تحمیلی خدشه ای به کاراصلی ما محسوب می شد ولی چاره ای نبود و لازم بود تا کنار مردم خوب غرب کشور و رزمندگان آنان را در شرایط جنگی یاری برسانیم از این جهت آنجا مرکزی را دایر و مشغول به خدمت شدیم. بیشترین وقت ما در آنجا صرف درمان اولیه مجروحین می شد. به یاد دارم روزی در منطقه برای اقامه جماعت به امامت روحانی جوانی که به منطقه آمده بود، آماده می شدیم که نیروهای عراقی تک محدودی را اجرا کردند. درنتیجه تعدادی از رزمندگان مجروح و به مقر ما آورده شدند. ما بلافاصله مشغول رسیدگی مجروحین و اقدامات اولیه شدیم تا بتوانیم آنان را به موقعیت‌های مجهزتری به عقب انتقال دهیم. این موضوع وقفه‌ای در نماز جماعت ما ایجاد کرد. هنگام نماز متوجه لباس‌هایمان شدیم که خونی شده بودند، در آن شرایط امکان شستن هم نبود وقتی از آن روحانی تکلیف شرعی خودمان را پرسیدیم، در پاسخ به ما گفت: «ای کاش من در عمرم دو رکعت نماز اینجوری می خواندم!»  حرف او در گوشم مانده و الهام بخش زندگی حرفه ای من شده است.»وی با اشاره به خاطره تلخ دیگری از بمباران شیمیایی عراق به چند روستا درغرب کشور و مشکلات مداوای مصدومین آن می گوید:« درمقرخود مستقر بودیم که خبردار شدیم عراق روستای «زرده» که روستایی از توابع گیلان غرب است را بمباران شیمیایی کرده و اهالی بعلاوه محصولاتشان آلوده شده اند،  این اولین مرتبه بود که با جنگ شیمیایی مواجه می شدیم. چند مورد را نمونه گرفتم و برای آزمایش به آزمایشگاه دانشگاه تهران فرستادم. کمی بعد، بار دیگر دشمن از سلاح شیمیایی استفاده کرد، اما این بار در جنوب در جاده اهواز- خرمشهرو نزدیکی های پادگان حمید، من که برای دستیابی به اطلاعات جدید در ارتباط با حمله شیمیایی فعال بودم به صرافت افتادم در ارتباط با اینگونه سلاح‌ها و آثار تخریبی آن روی انسان تحقیقات میدانی جامعی انجام داده و حاصل آن را به صورت کتاب منتشر کنم. تا آن زمان اطلاعات جزئی در ارتباط با این نوع سلاح‌ها نبود و در دانشگاه ها هم درسی که مربوط به حملات شیمیایی باشد، داده نمی شد. اما من چون در بیمارستان لقمان در بخشی که مربوط به مسمومیت بود دوره ای گذرانده بودم تجربیاتی داشتم، همین موجب شد تا کتابم با عنوان «درمان مجروحین بمب‌های شیمیایی» را که بخش‌هایی از آن حاصل تجربیات بالینی‌ام از مصدومان شیمیایی است نوشته شود. به این امید که کمک حال سایرپزشکان باشد.»
وی  که خود جانباز شیمیایی است ادامه می دهد:«من آن موقعی که این کتاب را نوشتم برخی به من اعتراض کردند چرا در کتاب و صحبت هایت اطلاعات را در اختیار کشورهای دیگر هم قرار دادی تا آنها هم از این اطلاعات استفاده کنند؟ که من جواب دادم من پزشکم،تاجر که نیستم. پزشک اطلاعات و خدماتش برای همه جای دنیاست. مثل واکسن کرونا که اگر هرکدام از کشورها بسازند  همه جهان از آن استفاده خواهند کرد.»
دکترمرزبان راد پیرامون حضور در بیمارستان های صحرایی و مشکلات آن چنین توضیح می دهد:«بیمارستان های صحرایی دارای ساخت و تجهیزات راحتی نبود. چون اگر بیمارستان را می خواستند نزدیک خط و زیر شلیک مستقیم توپخانه دشمن بسازند، باید می بردند زیرزمین که معلوم نشود و کلی خاک رویش دپو می کردند که  در اولین نگاه ،  فقط یک تل خاک دیده شود. با این حال بعضی از این بیمارستان ها برعکس ظاهرشان که از بیرون اصلاً به بیمارستان شبیه نبود بسیار تکمیل بود و گاهی همزمان 100 تخت برای مجروحان جنگی آماده داشت. دو سال از شروع جنگ می گذشت تا اینکه یک روز شهید صیاد شیرازی، من و چند نفر دیگر را صدا زد و از ما خواست طب رزمی ارتش را راه بیندازیم.
  بیمارستان های صحرایی سپاه و ارتش اغلب ساختارشان یکی بود و همیشه تعامل و همکاری بین آنها دیده می شد و مدیریت آنها وابسته به این بود که کدام نیرومی خواست عملیات انجام بدهد سپاه یا ارتش.
به عنوان مثال پیش از عملیات فاو بیمارستانی آماده شد و ظرف 24 ساعت تجهیزگردید. در واقع در آن  بسته به شرایط هرجایی که ممکن بود بیمارستانی را آماده می‌کردیم. یک موقع با امکاناتی در حد چند کانکس، زمانی دریک ورزشگاه و... مهم این بود که نزدیک خط و مجهز به امکانات اولیه باشد.»
دکتر مرزبان راد در ارتباط با دانش پزشکی در دوران بحران می گوید:«از نظر من پزشکی در دوران بحران یک علم مستقل است. فرماندهی می طلبد تا وضعیت را بررسی کند و برآورد کند که چه تعداد نیرو در اختیار است، سپس تقسیم کار کند که چه کسی کجا قرار بگیرد و... تا از امکانات نهایت بهره مندی به عمل آید. مثل کسی که در دافوس تعلیم می بیند. یعنی فرمانده آموزش‌هایی ببیند که افراد معمولی نمی بینند تا اگر لازم شد تصمیم‌های بزرگ بگیرد.»
این پزشک ایثارگر که نقش مهمی در درمان مجروحان شیمیایی داشته، اکنون نیز همان نقش را در درمان بیماران مبتلا به کرونا دارد و این روزها نیز در بیمارستان مشغول خدمات پزشکی است و درباره چند نکته اساسی که باید این روزها صورت بگیرد،می گوید:«اول اینکه همه بدانند بعد از هر سختی یک آسایشی وجود دارد و مردم هیچ وقت نباید روحیه خودشان را  از دست بدهند. دوم اینکه ایمنی بدن ما وقتی درست کار می کند که افکارمان به دور  از استرس باشد. چون استرس قدرت ایمنی را کم می‌کند. سومین نکته این است که کرونا یک بیماری همه‌گیر است و چیزی نیست که فقط ما درگیر آن شده باشیم. و مهمتر از همه  درمان این بیماری این است که هر کسی باید در خانه خودش بماند .»
دکتر مرزبان راد ادامه می دهد :«فعلاً باید وضعیت را بپذیریم و برای جلوگیری از پیشروی آن تلاش کنیم. اما این را هم بگویم که  آمار مبتلایان ما از خیلی از کشورهای پیشرفته دنیا کمتر شده چون ما پزشکان و پرستاران خوبی داریم. این را چون پزشک هستم نمی گویم بلکه چون می بینم پزشکانی که کار می کنند جان خودشان را گذاشته اند و همه پای کارند می گویم. باور کنید از نظر من کار در جبهه راحت تر از شرایط موجود بود چرا چون ما که در سنگر بودیم و بمباران که می شد مطمئن بودیم جای خانواده هایمان در خانه امن است. اما الان ما همه نگران خانواده هایمان هم هستیم. به اعتقاد من شهادت این نیست که فقط کسی برای دفاع از کشور ترکش بخورد، من تمام پزشکانی که در این مدت جانشان را از دست داده اند مرگ شان را کمتر از شهادت نمی دانم. در نهایت ما امید داریم که با تلاش هم شرایط خوب شود.»
به همه اعضای جامعه پزشکی که همواره در مواقع بحران‌، از جنگ، سیل و زلزله گرفته تا بحران ویروس کرونا که این روز‌ها کشور را درگیر خود کرده و آنان همچنان در راه نجات جان هموطنان خود، ایثارگری می‌کنند؛ ایثارگری که ممکن است حتی به قیمت جان‌شان نیز تمام شود،خسته نباشید می گوییم و امید داریم با همیاری یکدیگر این بحران را هم پشت سر بگذاریم.

کپی