اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹

خرده‌جنایت‌های «پایتخت ۶»

خرده‌جنایت‌های «پایتخت ۶»
نگار مفید

ماجرای سکانس‌های فیلم‌فارسی در قسمت آخر سریال نوروزی شبکه یک چه بود؟

دوستان معتقدند «پایتخت ۶» در آینده‌ی وعده‌داده‌شده یا همان عید فطر پخش نمی‌شود. استدلالشان این‌ست که به دلیل سکانس‌های کپی‌برداری شده از فیلم‌فارسی‌های دهه‌ی ۵۰، متولیان صداوسیما به این گروه پرطرفدار اعتماد نخواهند کرد و از ادامه‌ی کار با آنها منصرف می‌شوند. در این متن، روایت «پایتخت ۶» را بخوانید تا باور کنید چرا چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

یک: حاشیه‌های فصل ششم «پایتخت» بسیار زودتر از پخش آن آغاز شد. حتی هنوز فیلمبرداری به صورت کامل و با حضور همه‌ی اعضای تیم آغاز نشده بود که عکس بهرام افشاری – بازیگر نقش بهتاش- با کلاه ویژه پیتر چک تبدیل به عکس لورفته سریال شد. افشاری برای بازی سکانس مسابقه فوتبالش در استادیوم آزادی حضور داشت و به این ترتیب نخستین حاشیه فصل ششم کلید خورد. داستان فصل 6 چیست؟ لو رفتن این لباس و گریم نشان می‌داد خبری از مبارزه با داعش و سفر به خارج  از کشور نخواهد بود. با این وجود، همانطور که سریال با حاشیه آغاز شده بود، با پخش قسمت پایانی هم تبدیل به پرسروصداترین سریال نوروزی شد. گروه فیلمبرداری که به دلیل شیوع ویروس کرونا در کشور، فرصت فیلمبرداری سکانس‌های پایانی را از دست داده بودند، تصمیم گرفتند داستان اصلی را به زمانی دیگر – طبق وعده خودشان عید فطر- موکول کنند و به جای آن داستانی دیگر را جایگزین کنند. داستانی آب‌بندی شده که ارزش قسمت پایانی واقعی را حفظ کند اما شوخ و شنگ باشد. پس چه گزینه‌ای بهتر از تکیه بر فرجام شخصیت‌های فرعی تا به این ترتیب داستان واقعی هم دست‌نخورده باقی بماند. تا آنجا که ما می‌دانیم، داستان واقعی مربوط به «ورود خانواده‌ها به تهران و مسابقه بهتاش» است، دستکم سیروس مقدم در گفت‌وگویش چنین گفته است.

دو: در قسمت پایانی این فصل یا بهتر است بگوییم در قسمت پایانی فرعی این فصل، شخصیت‌های فرعی به سرانجامی خوش می‌رسند. هر عقل سلیمی می‌داند برای رسیدن به شوخی‌هایی از این جنس، لازم است که اول؛ از ارجاعات آشنا استفاده شود و دوم؛ یکی از شخصیت‌های درگیر در تمام فصل به چنین سرانجامی برسد. با توجه به انتقادهایی که به شخصیت رحمت شده بود، طبیعی بود که این سرانجام خوش نصیب او شود. پس رحمت ازدواج کرد و عاشقانه‌ترین و خنده‌دارترین بخش از این قسمت را به خود اختصاص داد تا با تکیه بر فیلم‌فارسی‌های آشنای دهه ۵۰، «ممل آمریکایی» و «همسفر» و ... او به جای بهروز وثوقی، تبدیل به مرد خوشبخت داستان شود. مردی که هرچند این روزها در عالم واقعیت دلش برای وطن تنگ شده اما در همان چند فیلم محدودی که در ژانر فیلم‌فارسی بازی کرد، خوشبخت شد. به هر صورت رحمت با خوشحالی فراوان و در حالی که همسرش روی ترک موتور نشسته در خیابان حرکت می‌کند و موسیقی کاملا آشنایی روی آن می‌نشیند.

این سکانس‌ها که تبدیل به حاشیه‌سازترین سکانس‌های فصل تازه پایتخت شده‌اند، با شوخی‌های کلامی آزاردهنده و کپی‌بودنشان صدای بخشی از مخاطب را درآورده‌اند. اما مسئله اینجاست که چگونه می‌توان از چنین عکسی، برداشت‌هایی اینطور تند و تیز داشت؟ به نظر می‌رسد برای پاسخ دادن به این سوال لازم است تا از محتوای درون‌متنی سریال کمی فاصله بگیریم و از دنیای واقعی خودمان به داستان نگاه کنیم.

---

سه: این سکانس با واکنش سریع مخاطبان روبه‌رو شد. محسن تنابنده که خودش سر شوخی را در اینستاگرام باز کرد و با انتشار این عکس معروف نوشت: «رحمت و همسفرش». مخاطبان صفحه‌اش هم به این بازی ادامه دادند و انتقادها و پیشنهادهایشان را نوشتند. برخی از بی‌نزاکتی‌ها ناراضی بودند و بعضی دیگر به کشدار بودن قصه اعتراض داشتند. اما این اعتراض‌ها، با آمار صداوسیما در تضاد است. صداوسیما «پایتخت» را پربیننده‌ترین سریال نوروزی اعلام کرده و به نظر می‌رسد همچنان برای تازاندن با این سریال و خانواده نقی معمولی برنامه‌ها دارند. از طرف دیگر، اعتراض به حذفیات بخشی قابل‌توجه از حاشیه‌های این فصل است که با واکنش هنرمندان روبه‌رو شده است و تا به امروز شاهد پشتیبانی همه‌جانبه از این سریال نبوده‌ایم.

---

چهار: در شرایطی که تیم پایتخت برای نخستین مرتبه در طول سال‌های پخش آن درباره حذفیات سریال اعتراض کرده‌اند، به نظر می‌رسد احتمالا در هزینه-فایده‌ای که مسئولان صداوسیما انجام داده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که انتشار این عکس با تیتر «سکانس حذف‌شده‌ی پایتخت ۶» برایشان هزینه بیشتری خواهد داشت و این‌بار مخاطب از آن سوی گود بلند می‌شد و درباره حذف بهروز وثوقی از یک شوخی ساده تلویزیونی می‌نوشت. البته که دیگر کار از کار هم گذشته بود و فرصتی برای تغییر نبود. اما اجازه بدهید کمی صبوری کنیم و از خودمان بپرسیم این عکس چه تصویر چه معنایی دارد و تیم سازنده «پایتخت» به واقع چه کاری انجام دادند؟ دستکم برای نسل تازه‌‌ای که بهروز وثوقی را نمی‌شناسند، یا نمی‌دانند چرا در حال حاضر اهالی سینما و تلویزیون برای بازگشت او به کشور سرودست می‌شکنند، و یک شخصیت عجیب و ناآشنا است. این گروه، قطعا حالا و پس از پخش این سریال برای شناخت وثوقی پیش‌قدم می‌شوند. آیا این نتیجه خوشایندی است؟ جواب در خود سوال نهفته است. از طرف دیگر تیم سازنده «پایتخت» هیچ‌وقت ادعای طنز فاخر و معنوی هم نداشته‌اند. شما نگاه کنید که شش فصل است اصلی‌ترین شوخی‌های سریال با لهجه مازندرانی پیش می‌رود. «پایتخت» قرار بوده با هر ترفندی که در آستین دارد، خنده و حال خوش برای مخاطبش – که از قضا مردم عادی این جامعه‌اند- فراهم کند و کمی از بار کرونا کم کند و چه حربه‌ای جواب‌پس‌داده‌تر از نوستالژی برای این منظور می‌شناسید؟

پنجم: به نظر می‌رسد نمایش سکانس‌هایی نام‌آشنا از فیلم‌فارسی‌ها بیشتر از آنکه «گاف سریال پایتخت» به حساب بیاید، نشاندهنده تیزهوشی فرامتنی گروه نویسنده و در راس آنها محسن تنابنده است که در فصل ششم پایتخت ثابت کرد ابایی از ترک این خانه ندارد و یکی از نخستین کسانی بود که در ماجرای توهین یکی از کارشناسان به رخشان بنی‌اعتماد، به کمپین تحریم تلویزیون پیوست. او بهتر از بسیاری دیگر از کسانی که این روزها در تلویزیون کار می‌کنند، نبض خنده مخاطب را می‌شناسد، کمااینکه در برهوت برنامه‌های سرگرم‌کننده رسانه ملی در دوران کرونا – که همچنان هم ادامه دارد- توانست با «پایتخت» امیدها به شبکه اول را زنده نگه دارد. علاوه بر این نباید فراموش کرد که اولین نفری که عکس را منتشر کرد، خود تنابنده بود! با این اوصاف اگر تنابنده و تیم «پایتخت» تلویزیون را پس از این سال‌ها ترک کنند، تبدیل به چهره‌هایی قهرمان برای مردم می‌شوند و اگر این تیم به فعالیتشان در تلویزیون ادامه دهند، فرصت بیشتری برای خنداندن مردم در اختیار دارند؛ در هر دو صورت برای این تیم برد است و برای تلویزیون باخت.
کپی