اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

انگل: سمفونی ناگزیر تقدیر

انگل: سمفونی ناگزیر تقدیر
سارا آقابابایان

"انگل / Parasite" جدیدترین ساخته بونگ جون هو کارگردان اهل کره جنوبی، که پس از فیلم خاطرات قتل به شهرت جهانی رسید.

  فاتح بلامنازع عالم سینما در سال 2019 لقب گرفت که علاوه بر کسب نخل طلای جشنواره کن و جوایز گلدن گلاب ، یک تنه چهار اسکار اصلی را درو کرد. داستان فیلم زمانی آغاز می شود که اعضای خانواده کیم که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کنند با مدارک جعلی در خانه خانواده ثروتمندِ پارک به عنوان معلمان خصوصی، آشپز و راننده استخدام می شوند و سپس این دو خانواده در جوار هم ماجراهای غیرمنتظره ای را از سر می گذرانند که در انتها به فاجعه ختم می شود. مضمون جهان شمول اختلاف طبقاتی و تعارض های اجتماعی ازجمله دلایلی است که این فیلم را به اثری جذاب برای مخاطبان چهارگوشه جهان تبدیل کرد تا فیلم علاوه بر کسب جایگاه والای هنری، فروش موفقیت آمیزی را نیز در سراسر جهان تجربه کند.

==============================
مهمترین ابزار فیلم انگل برای تعمیق محتوای قصه درگیر کننده اش، تمسّک به نمادپردازی هایی است که به لطف کارگردانی استادانه بونگ جون هو، قابهای هوشمندانه ، جلوه های بصری و اجرای عالی بازیگران نه تنها شعاری و باسمه ای از آب درنیامده بلکه وجه استعاریشان فیلم را چندین بار قابل تماشا کرده است. در ابتدای داستان و زمانی که خانواده کیم موذیانه یک به یک در عمارت خانواده پارک نفوذ می کنند، پیرامون کیم ها علائمی می بینیم که خبر از گذشته بسامان این خانواده می دهد؛ پدر خانواده پیش از ورشکستگی کمپانی خود را داشته، دخترش از هنر سررشته دارد، پسر تحصیلکرده و مادرخانواده ورزشکاری در سطح ملی بوده است، پس کاراکترها به نحوی شناسانده و ملموسند که با هرکدامشان می توان همذات پنداری کرد. این خاصیت پردازش همه شخصیت های فیلم است که در مقطعی شرورند و در مقطعی  دیگر قربانی، چنانچه از لحاظ مادی گرایی، تجمل پرستی و خودخواهی تمایزی بین پارک های دارا و کیم های ندار نیست و حتی مظلوم ترین کاراکتر یعنی مستخدمه قدیمی خانه  نیز بیگناه نیست چرا که سالهاست شوهرش را دزدکی در آن خانه سکونت داده است.
فیلم برای پرهیز از پیشداوری منفی مبنی بر موروثی بودن ثروت پارک،  اشاره دارد به اینکه پدر خانواده از صفر شروع کرده و فی المثل یک رانتخوار دولتی نیست بلکه به عنوان یک کارآفرین صنعت آی تی او و خانواده اش استحقاق رفاه امروزشان را دارند. اما با لایه برداری از میزانسن ظریف یکی از سکانس های کلیدی میتوان به نیمه تاریک خانواده پارک پی برد جایی که کیم ها که در غیاب صاحبخانه مهمانی بی دوامی برای رفع حسرت آنچه نداشته اند برگزار کرده بودند و با بازگشتشان مخفی شدند این نکته که خانواده پارک با وجود رد مشخص روی فرش متوجه جابجا شدن میز و کیم های پنهان شده زیر آن نمی شوند مبین ویژگی تفرعن آنهاست که فرودستان را نادیده گرفته و ازیشان پرهیز دارند برعکس کیم ها که حتی پنجره خانه شان بالاتر از دیدشان است اینجا نیز مضطرب رو به بالادستی ها می نگرند. 
آنچه از فیلم متبادر می شود اینست که توقع درستکاری ملازم اغنیاست و بر تنگدستانِ گرفتار حرجی نیست به عبارت دیگر برخلاف کلیشه های مسبوق، پولداربودن تعارضی با نیک سیرت بودن ندارد بلکه در یک بینش نسبی گرایانه و طبقاتی، استطاعت مالی پیش نیاز تعهد به اخلاقیات است همچون پارک های متمول که فراغت بیشتر و استرس کمتر به آنها امکان مهرورزی می دهد، امکانی که برای کیم ها موجود نیست چرا که آسیب پذیرترند همچنان که در تمثیلی انضمامی یک طوفان و رگبار که برای پارک ها تاسفی اندک تنها بابت از دست رفتن پیک نیک جشن تولد پسرشان به همراه دارد در سوی دیگر شهر داروندار خانواده کیم را به آب داد. با چنین نقطه نظری است که فیلم، کیم ها را به رغم سوء استفاده و دروغگویی و دسیسه چینی تبرئه می کند. عشق والدین به هم و به فرزند در خانواده ثروتمند بیشتر است که از نگاه فیلم این از عواقب لاعلاج سرمایه داریست همانطور که زنان طبقه مرفه نیاز به فعالیت و حرفه ای ندارند پس الگوی دیرینه جنسیتی  در این طبقه بیشتر است مانند زن پارک که نقش سنتی مادرهمسری را ایفا می کند بدون هیچ هنر و تخصص خاصی و همیشه محتاج کمک دیگران است در حالیکه دختر و همسر کیم همه فن حریف هستند، ازین رو خانواده پارک نیز محتاج کیم ها بوده و زمانی آسودگی را بیش از همیشه تجربه می کنند که کیم ها مشغول رتق و فتق امورند.
مهمترین و خاص ترین کاراکتر فیلم جسیکا دختر کیم است، او که همان ابتدای ماجرا عقده توجه و اختلال حقارتش در فرامین شمرده اش به خانم پارک تصریح می شود، کمتر از پدرو مادر و برادرش سخن میگوید و منویاتش را افشا می کند و همین مرموز بودنش است که اعمال و کنش هایش را بیش از دیگران تاثیرگذار می کند، پس فیلمساز با علم به این خصیصه مهمترین قرینه سازی های نمادینش را بین جسیکا و خانم پارک بنا می کند؛ از جمله تلاش جسیکا برای خرید لباس درمیان جمعیت یک فروشگاه تخفیف دار وموقعیت برعکس خانم پارک که به تنهایی در گنجه بزرگ لباسهایش است یا زمانی که خانم پارک جلوی آینه مشغول آرایش در فکر دعوت جسیکا به یک مهمانی است و جسیکای سیل زده در حالیکه روی کاسه توالت نشسته تا جلوی فوران کثافت را بگیرد سیگارمی کشد، کاسه توالتی که در یک میزانسن معنادار بالاتر از سطح زندگی این خانواده قرار گرفته است، گویی بدبختی از حد گذشته و کاری از دست کسی ساخته نیست و تمام زرنگی ها و برنامه ریزی ها همانطور که پدر فلک زده  فردای بیخانمان شدن به پسرش می گوید بی ثمر است، زندگی کاذبشان در خانه پارک ها نیز همچون آن تکه سنگ تقلبی روی آب است و همانند منزلشان در نهایت منجلابی است که سرریز می کند.
آمیزش هنرمندانه ژانرها که طی دهه گذشته به ویژگی جاذب سینمای کره جنوبی تبدیل شده در انگل به شکل تغییرمسیر فیلم از طنز هجوآلود پرده اول به تریلری دلهره آور و حتی در مواقعی گروتسک آزاردهنده رخ می دهد، صورت پذیرفتن این تطور در عین حفظ تعادل وثبات لحن و بدون اینکه برای لحظه ای تکانه فیلم نزد مخاطب فروکش کند، حیرت انگیز است. سکانس کشف راهروی زیرزمینی از حیث تعلیق، نفس مخاطب را بند می آورد در جایی دیگر پارک، بوی بد کیم را به سخره می گیرد درحالیکه خانواده کیم زیر میز شنونده این سخنان تحقیرآمیزند و سرشکستگی پدر نزد همسر و فرزندان همپای ملودرامی غمگین آه از نهاد تماشاگر بر می خیزاند و زمانی که پسربچه خانواده پارک در حال کیک خوردن است و سر مردی از ورودی زیرزمین هویدا می شود هراس فیلم از هر اثر ژانروحشتی ترسناک تر است، همین کیک که موجب ترومای پسربچه شده در مهمانی انتهای فیلم نیز با فروریختنش آغازگر تراژدی است؛ جایی که کیم پدر که دخترش را از دست داده به سمت پارک حمله ور می شود، انگیزه این حمله مرگبارِ کیم فراتر از کینه تحقیر شدنش است در واقع این اقدام، انتقام کیم از سرنوشتی است که بدیلش را در پارک می بیند.
به همین طریق در تماشای چندباره فیلم با تغییر نقطه دید، قابلیت تاویل متفاوت و قضاوتی متمایز پیدا می کند و در نگاه سوبژکتیو فیلم فراسوی نیک و بد توجیهی برای کنش ها نمی ماند جز تنازع بقاء ،چرا که سیستم حاکم بر تمدن شرایطی ایجاب کرده که حق انتخاب افراد را تعیین می کند چنانکه در پایان فیلم خانواده ثروتمند به دلیل تمکن قادرند آن خانه پر از خاطرات تلخ و وقایع ناگوار را ترک کنند ولی کیم فقیر بالاجبار باید در میان این گذشته نکبت بار حبس شود و هیچ شانس دیگری ندارد جز اینکه روزی پسرش پس از نیل به ترقی طبقاتی آن خانه را بخرد. حس بغرنج و ناگفتنی حاصل از تماشای فیلم انگل نشانگر افقی جدید از جذابیت های سینما در پیش روی ماست.

 

کپی