اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹

بیم و امید های زندگی در پساکرونا

بیم و امید های زندگی در پساکرونا

با شیوع ویروس کرونا درایران و جهان تمامی مناسبات اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، دینی و ... تحت الشعاع بحران های ناشی ازاین بیماری قرار گرفت.

  به طوری که اکثر جامعه شناسان و فعالان حوزه های اجتماعی معتقدند ساختارهای مدیریتی و زندگی افراد جامعه پس از کرونا با تغییرات و دگرگونی های اساسی مواجه خواهد شد این وضعیت البته روابط اجتماعی مردم را بیش از سایر مؤلفه ها تحت تأثیر قرار داده است، دراین مدت، روابط مجازی و تشکیل گروه های خانوادگی بیش از هر چیز بار سنگین ارتباطات اجتماعی را بدوش کشیده است، مردم خودشان را با این شرایط وفق داده و روابط آنها در سایه تغییرات اساسی، از نو بازتعریف شده است، پیام تبریک ها و تسلیت ها از موقعیت های حضوری به مجازی تغییرکرده و کسب و کارهای اینترنتی و خریدهای از راه دور، ماندن در خانه را به یک فرصت تبدیل کرده اند، فرصتی برابر که در یک همه گیری اجتماعی به خلق نهضت کتابخوانی ، تماشای فیلم، ارزشمندی سلامتی و خانواده ، تفکر و برنامه ریزی منجر شده و حالا شکل جدیدی از زندگی اجتماعی را پیش روی مردم گشوده است، اغلب مردم با خانه ماندن به این نهضت فراگیر پیوسته اند و البته ممکن است در دوران پسا کرونا نیز این عادت های جدید همچنان پیشتازی کند، عادتی که بیش ازهمیشه متصل بودن اجتماعات انسانی را به ما گوشزد و معنی واقعی جامعه را برایمان باز کرد. فرد گرایی قطعاً در دوران پسا کرونا ارزشش را از دست خواهد داد، نگرانی های اقتصادی اگرچه این دوران را سخت توصیف می کند، اما از نگاه جامعه شناسان و پژوهشگران ، دوران پسا کرونا کم مزیت نخواهد بود،آنها معتقدند این دوران تجربیات جدید و آثار مثبت و منفی مختلفی را در روابط و زندگی اجتماعی مردم ایجاد خواهد کرد بنابراین نباید به این دوران نگاه صرفاً منفی و تلخ داشت . در زیر درباره زندگی پس از کرونا جمعی از جامعه شناسان و فعالان اجتماعی یادداشت هایی نوشته اند که می خوانید --------------------------------------------


 کاهش فاصله اجتماعی

اردشیر گراوند جامعه شناس

بیماری کرونا به طور طبیعی تمام جهان را تحت تأثیر قرار داده است، اما دامنه این تأثیر به ویژگی های اقتصادی و اجتماعی هر کشور بستگی دارد، اقشار در کشورهایی با بنیه اقتصادی ضعیف بیش از سایرین آسیب می بینند ، باید به این نکته توجه داشت که بیش از ٥٠ درصد مردم ایران در بخش خدمات فعالیت می کنند و متأسفانه یکی از تأثیرات جدی کرونا در این حوزه بوده است، اگر گردش مالی دراین حوزه ضعیف شود،عوارض اجتماعی ، فرهنگی و حتی امنیتی به دنبال خواهد داشت و جبران آن در آینده سخت خواهد بود، دولت باید برای این قشر برنامه داشته باشد، درغیر این صورت ضریب آسیب های اجتماعی نسبت به گذشته تشدید می شود، یکی از تعابیر اشتباهی که درباره طرح فاصله گذاری اجتماعی مطرح می شود،بحث فاصله اجتماعی است، درحالی که باید ازعنوان فاصله گذاری فیزیکی استفاده کرد،مردم از نظر فیزیکی دور شده اند، اما حمایت های اجتماعی از خانواده، اقشار ضعیف و گروه هایآسیب پذیر ادامه دارد، بنابراین فاصله اجتماعی کم شده است نه زیاد! و ما باید این فاصله را بشدت کاهش دهیم، اما پس از بازگشت به روال عادی در دوران پسا کرونا، فضاهای فیزیکی قطعاً جوابگوی فاصله گذاری نیست ، از طرفی ریسک شروع فعالیت دراین دوران بسیار بالاست، برخی کارفرمایان قادر به تأمین مالی کارمندان خود نیستند و این درصورتی امکانپذیراست که از آنها حمایت های مالی ، بیمه ای و مالیاتی صورت گیرد. تا زمانی که مراکز اموزشی ، تفریحی و دولتی رسماً کار خود را شروع نکنند، شرایط به حالت عادی بر نمی گردد، چراکه مردم دچار وسواس فکری و روانی شده اند و این شرایط به آنها اجازه نمی دهد براحتی به چرخه خرید خدمات برگردند، حتی اگر داروی آن کشف شود هم نگرانی ها کماکان وجود دارد و این نیازمند مشاوره روان شناسی و مددکاری اجتماعی است.ضمن آنکه ما یک فرصت طلایی اقدام بهنگام را هم از دست دادیم و وارد یک مسیر پرهزینه شدیم، البته مردم مشارکت خوبی داشته اند، اما اعتماد و سرمایه اجتماعی همچنان پایین است و باید به این موضوع توجه کرد.

لزوم تصحیح نحوه نگاه ما به جامعه پسا کرونا
جبار رحمانی انسانشناس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

شیوع ویروس کرونا سبب شده شیوه زندگی ما از جزیی ترین موارد آن مثل عادت های حرکت دست و نظافت آن تا رویه های اصلی و بزرگی مانند روابط بین المللی و اقتصاد جهانی دچار تغییرات بزرگی شده اند و همه آنها در شرایط فعلی به تعلیق در آمده اند. اما آنچه این روزها اهمیت بسیاری یافته است، پرسش از جهان پساکرونایی در ایران و جهان است که دغدغه بسیاری از متخصصان فهم این جهان است. در این میان هریک از افراد از منظر خود سعی دارند این جهان پساکرونایی را ترسیم و پیش بینی کنند . برخی از جهانی انسانی تر و آرمانی تر که آدم ها در بسیاری از روال های غلط زندگی شان بازاندیشی کرده اند صحبت می کنند و برخی هم از سیاه تر شدن و رادیکال تر شدن برخی وجوه منفی زندگی آینده صحبت کرده اند. اما به نظر می رسد این نوع مواجهه پیشگویانه با جهان پساکرونایی درک خودش دچار یک تناقض کلیدی است: اینکه جهان پساکرونا گویی از پیش و فارغ از اراده ما انسان ها تعیین شده است. از این منظر می توان گفت طرح سؤال بالا، نوعی جبرگرایی و تقدیرگرایی در بطن خودش دارد. جهان پسا کرونا مانند هرآینده دیگری که انسان ها بتوانند تصور کنند، از پیش تعیین شده نیست، بلکه محصول عملکرد و رفتارهای فردی و جمعی ما آدم هاست. این اعضای جامعه هستند که آینده خودشان را فردی و جمعی می سازند. این ساختن لزوماً به معنای آنست که آنها هدفی را حتماً مدنظر قرار بدهند و تلاش کنند آن را بسازند، بلکه حتی انفعال در برابر شرایط پیش آمده نیز خودش یک نوع انتخاب و واکنش از سوی اعضای جامعه است. لذا آدم ها و اعضای یک جامعه چه از طریق انتخاب هایی که برای رفتارهایشان انجام می دهند و چه از طریق انتخاب منفعل بودن، می توانند آینده را به شیوه خاص خودشان بسازند. جامعه پساکرونایی محصول انتخاب های امروز و فردا و عملکردهای ماست. اما مسأله مهم آنست که ما می خواهیم جهان پساکرونایی چگونه باشد؟ هر انتخابی داشته باشیم، مستلزم کنشگری ها و علمکردهای خاصی از جانب ما انسان ها و گروه های اجتماعی است. به عنوان مثال، کاهلی در مراقبت های بهداشتی وعدم مشارکت درست در سیاست های بهداشتی و درمانی برای رفع بحران کرونا، قطعاً نقش مردم و نهادهای مدنی در قدرت جامعه را کمتر خواهد کرد و فرصتی برای رشد قدرت های تمامیت خواه فراهم می شود. در حالی که مشارکت مدنی مردم و نهادهای اجتماعی در حل بحران، ما را به سمت نظام های سیاسی تکثرگراتر و دموکراتیک تری هدایت خواهد کرد. برای همین مردم باید بدانند تک تک کنش هایشان و انتخاب هایشان، خشت های لازم برای برساخت آینده خودشان و جامعه شان را فراهم می کند. وقتی آینده را محصول از پیش تعیین شده بدانیم، گویی پیش ازهرچیزی، ازخودمان رفع مسئولیت می کنیم، در حالی که باید مسئولیت خودمان برای ساختن آینده جامعه خودمان را بپذیریم. این امر مستلزم پرسشگری درست و پاسخدهی مناسب به پرسش هاست. برای همین سؤال محوری ما از خودمان باید این باشد که «چگونه جامعه ای را پس از کرونا می خواهیم بسازیم؟ باید با بازاندیشی درگذشته و انتخاب درست، آینده روشنی را برای خودمان بسازیم. تغییرات آینده پساکرونایی، در عملکردها و انتخاب های امروز ما نهفته است. بذر آینده را دیروز و امروز کاشته ایم و می کاریم. آینده پسا کرونایی نتیجه رفتار امروز ما خواهد بود

تداوم گذشته با تعدیل های خردمندانه

سیدحسین سراج زاده رئیس انجمن جامعه شناسی ایران
به نظر من در حال حاضر مسأله اصلی جامعه ایران و شمار زیادی از کشورهای جهان، چگونگی گذر کم مخاطره تر و در عین حال سریعتر از این مرحله و بازگشت به شرایط کنترل شیوع این ویروس است. همگی باید همه توان فکری و عملی خود را روی این دوره گذار و کاهش تلفات آن و حمایت از افراد، قشرها و گروه های آسیب پذیر به خصوص فرودستان جامعه متمرکز کنیم. اما برای پیش بینی دوره بعد از کرونا باید مبناها و مفروضاتی داشت. مفروضات من این است: جهان اجتماعی ما را در وهله اول، ساختارهای زیستی، روانی انسان ها می سازند. این ساختارها با توجه به تفاوت های فرهنگی که وجود دارد، تقریباً در همه جهان بنیان های مشترک و مشابهی دارند. شاهد این مدعا مشابهت واکنش های صورت گرفته به شیوع کرونا در همه جوامع بود؛ از هراس اولیه و هجوم بخش قابل توجهی از مردم به فروشگاه ها برای خرید اقلام و کالاهای بهداشتی و پزشکی و مواد خوراکی و گران و کمیاب شدن آنها، تا برخوردهای خوش بینانه و گاه سهل انگارانه اکثر سیاستمداران در مواجهه با این مسأله، و نهایتاً، ترجیح و اولویت دادن به سلامت جسمی به عنوان نیاز مبنایی همه انسان ها در همه جوامع در مقابل نیازهای اقتصادی و فرهنگی بر اساس نظریه مازلو؛ به نحوی که همه فعالیت های جمعی خانوادگی، دینی، هنری، توریستی ، آموزشی و نیز فعالیت های اقتصادی برای حفظ سلامت افراد و جامعه در همه کشورهای درگیر تعطیل شدند. جهان اجتماعی ما به صورت غالب بر بنیاد عقلانیت مدرن و همه نهادهای اقتصادی و سیاسی برآمده از آن شکل گرفته است و پدیده هایی مثل برجسته شدن همزمان فردیت و هویت های شهروندی و مدنی، نهادینه شدن نظام های اداری دیوانسالار و بوروکراتیک در همه عرصه های زندگی، انقلاب رسانه ای و جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ از جلوه های این عقلانیت مدرن هستند. این ساختارها برقرار، ریشه دار و تأثیرگذارند و بعد از مهار پاندمی کرونا و گذر از نیاز اساسی امنیت جانی و سلامت، باز هم به دوام خود ادامه می دهند و خود را بازسازی می کنند. با این دو پیش فرض، به نظر من جهان اجتماعی پس از کرونا تداوم همان جهان اجتماعی قبلی است، با این تفاوت که ممکن است -و بسیار امیدوارم که- بر اساس این تجربه در برخی از زمینه ها بازاندیشی ها و تعدیل هایی صورت گیرد. مثلاً در سپهر اعتقادات دینی، سویه ها و تفاسیر عقلانی تر از سنت های دینی که توان سازگاری با علم جدید را دارند برجسته تر و تقویت شوند و از گرایش به خرافه های غیرعقلانی کاسته شود. در افکار عمومی حساسیت نسبت به سبک های زندگی تهدید کننده محیط زیست بیشتر شود و بر اساس این خودآگاهی تقویت شده محیط زیستی، سبک های زندگی مبتنی بر مصرف متظاهرانه و تجملی کمتر شود. در نظام حکمرانی و تصمیم گیری، توجه به عقلانیت کارشناسانه و دانش محور و نیز مبنا قرار گرفتن خیر جمعی تقویت شود. در روابط خانوادگی و اجتماعی عواطف مبتنی برخیر عمومی و توجه به دیگران و نیازهای آنان به عنوان انسان های همنوع تقویت شود و همبستگی اجتماعی به عنوان یک ضرورت برای غلبه بر مشکلات بهتر فهمیده شود. خلاصه، باید تلاش کرد و امیدوار بود که تجربه این بحران بزرگ، دو عنصر عقلانیت و خردمندی از یک سو و عواطف مبتنی بر نوع دوستی و دیگر خواهی را از سوی دیگر در جوامع تقویت و در زندگی فردی و جمعی نهادی کند و جهان پس از کرونا جهانی انسانی تر باشد.

کپی