اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

درس‌های آموختنی از بحران کرونا

درس‌های آموختنی از بحران کرونا
مقصود فراستخواه جامعه‌شناس و استاد برنامه‌ریزی توسعه آموزش عالی

مردم این سرزمین با رنج آشنایند. تاریخی پرحادثه به رغم زخم‌های بزرگی که بر پیکر اجتماعی ما وارد کرده است ، اما احساسی از همدردی وغمخواری نیز به اقوام متنوع ایرانی داده است. نشان آن را در روحیات میهمان نوازی و انواع سنت‌ها و آیین‌های گرم اجتماعی و همیاری می‌بینیم.

  شیوع بیماری کرونا فارغ از همه غم‌ها وغصه‌ها و  مصائبش که البته باید با شفافیت وعقلانیت و رجوع به متخصصان امر و با مشارکت خود مردم با کمترین خسارت‌های انسانی و اجتماعی و ملی رفع و رجوع بشود، ممکن است دلالت‌ها و آثاری نیز با خود داشته باشد. مردم از این  بحران درس‌های فراوان می‌آموزند. یک تجربه  بزرگ، شاید ارتقای سطح درک ما از اصلِ اصیلِ بهم پیوستگی سرنوشت اجتماعی باشد. چگونه سلامت و زندگی ما به هم تنیده است. چگونه وقتی عضوی به درد می‌آید دگر عضوها را  قرار نمی ماند. امروز این را حتی فراتر از مرزهای ملی‌مان در مقیاس جهانی تجربه می کنیم. این می تواند در نسل‌های ما فکر همبستگی اجتماعی را تقویت بکند. مردم از هم دور مانده‌اند و آمادگی خواهند داشت قدر یکدیگر را بیشتر بدانند. نه تنها همسایه‌ها، همکاران ، دوستان، آشنایان، شوق دیدار وگفت وگوی وهمیاری مشترک از نزدیک و حضوری پیدا خواهند کرد بلکه حتی هم محله‌ای‌ها  معنای محله را و همشهریان معنای شهر را و عموم هموطنان ما معنای میهن را بیشتر و ملموس‌تر حس می‌کنند.  ما م‌ فهمیم که هرچند نیز از طریق تلفن و اسکایپ و واتس اپ و شبکه‌های مجازی تا حد زیادی همدیگر را می‌توانیم ببینیم، به همدیگر بنویسیم و با همدیگر صحبت کنیم اما عمیقاً دوست داریم و نیازمندیم بدون وساطت تکنولوژی همصحبتی وهمکاری وهمیاری داشته باشیم. دوست داریم حضوراً به عیادت بیماران‌مان برویم ، دوست داریم برای تسلی دادن به سراغ خانواده‌هایی که عزیز جگر گوشه خود را در این بلیه از دست دادند برویم ، دوست داریم دورهم جمع بشویم وتبادل نظر کنیم و درمان دردهای‌مان را باهم پیدا کنیم و برای کاهش مرارت‌های‌مان همکاری و مشارکت کنیم وشادی‌های‌مان را با هم به اشتراک بگذاریم.  احساس همبستگی اجتماعی اما نمی‌تواند به طور گزاف  دوام داشته باشد . برای ثمربخشی و نهادینه شدن آن در درجه نخست  ذهنیت حکمروایی در این کشور لازم است به طور اساسی ویراسته بشود.  همبستگی اجتماعی مستلزم آن است که سیاستگذاران در عمل بکوشند اعتماد فرسایش یافته گروه‌های مختلف اجتماعی را به ساختارها و قوانین ترمیم ببخشند. شکاف‌های به وجود آمده میان دولت و ملت را علاج بکنند. به حقوق‌شان واقعاً احترام بگذارند و زمینه‌های مؤثری برای مشارکت مردم فراهم بیاورند. این را مردم نه در خلأ و با تبلیغات بلکه در  عمل و در تغییر سیاست‌ها ببینند و لمس کنند.  همیشه در ایران بلیات و فجایعی که روی داده است، روح همبستگی را بیدارکرده است  اما دریغا که بندرت این همبستگی ، بعد از فاجعه، نهادینه شده و توسعه یافته است . بلکه بعد از مدتی دوباره فروکش کرده وهدر داده شده است،  یک علت عمده ایرادهای سیاستی مدیریتی و ساختاری بود . فقدان بسترهای حقوقی برای مشارکت آزاد گروه‌های اجتماعی وخلاقیت‌های درون جوش آنها و ضعف‌های ساختاری و قانونی در حمایت مؤثر و پایدار  از سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای مدنی وشهری و محله‌ای ، بی‌گمان بزرگترین مانع همبستگی اجتماعی ما بوده است . بلکه درس آموخته‌های یک اپیدمی بتواند آن را برطرف سازد.

کپی