اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

برهان قاطع هنر در روزگار بلا

برهان قاطع هنر در روزگار بلا
ارمغان بهداروند

شاید این موقعیت که ما و دیگران درآن به سر می‌بریم در هیچ کجای تاریخ تجربه نشده باشد. تاریخی که جنگ‌های چند ساله و بلایای بسیار دیده است و جز مرگ، هیچ در فرجام‌ این مصائب ره‌آوردی نداشته است.

  انسان به اعتبار تجربه‌هایش، پیوسته ارجمندتر زیسته است و بقای بشر نه یک اتفاق که محصول تاب‌آوری و تطبیق جسم خاکی و جان افلاکی‌اش با گوارایی‌ها و ناگوارایی‌های ایام بوده است. آنچه غیاب آن در دیگر اشکال حیات، گونه‌های بسیاری را منقرض نمود و به فراموشی سپرد. انسانی که به گذشته‌ خویش به عبرت نگریسته است هیچ علاقه مند نیست که بخشی عبرت‌آموز از تاریخ باشد و به نادانی نکوهش شود و به کج‌بختی نام بگیرد.

هنر، زاده‌ زیانکاری انسان و برآمده از مخاطراتی است که ارجمند زیستن آدمی را به بلا مبتلا کرده باشد. هیچ عصری را نمی‌توان به خاطر آورد که بایدها و نبایدهایش در آفرینش‌های هنری ملحوظ نشده باشد. این مواجهه‌ خردورزانه یا به معاصرت بلایی آفریده شده است یا به مجال مغتنمی و در سایه‌ امنی، دستمایه‌ شعری، داستانی، نمایشی، تابلویی و فیلمی قرار گرفته است و هیچ البته از تنفذ و تأثیر نسبت به یکدیگر برتری چندانی ندارند. انسانی که به تعمق در تاریخ بیهقی از بلیه‌ قرائت‌های ناصواب از مذهب متأثر می‌شود همان‌ انسانی است که به مرور رمان کوری، از غفلت انسان از اخلاق گلایه‌مند می‌شود.
ما این روزها در آزمونی بزرگ‌تر از همه‌ آزمون‌هایی که انسان تاکنون با آن مواجه بوده است قرار گرفته‌ایم. بلایی غریب‌ترازخشکسالی، سیل، زلزله، جنگ و حتی طاعون که نه به باران علاج می‌شود و نه به خورشید می‌خشکد و نه به صلح آرام می‌گیرد و نه به مرهم ازپا می‌افتد. بلایی که ما را با نابلدی‌هایمان آشنا کرده است. هنر کرونا تبعید ما به اعتکافی است که نه در کوه و بیابان که در چاردیواری‌های هر خانه اتفاق می‌افتد.
مردمی را در خاطر بیاوریم که در حال و احوال نابسامان این روزگار، منکرهنربودند که آدم گرسنه را چه حاجت به شعر و قصه و تئاتر و فیلم! این اعتکاف اما بسیار بایدهای خواندنی و دیدنی را فضیلت‌وار ممکن کرد. مردمی که طاعون کامو، بلندی‌های بادگیر برونته، بینوایان هوگو، آرزوهای بزرگ تولستوی، کلیدر دولت‌آبادی، مدار صفر درجه احمد محمود و... را خوانده باشند و زوربای یونانی، پدرخوانده، گلادیاتور، دیگران، کلاغ، طعم گیلاس، آژانس شیشه‌ای، جدایی نادر از سیمین... را دیده باشند نمی‌توانند شبیه مردمی تصمیم بگیرند که هم‌جهان این آثار نبوده‌اند. هنر همین دانایی و دعوت به دانایی است. در خانه می‌مانیم تا خویش و خویشاوندانمان از بلا در امان باشند اما خوش‌خاطریم که فردا روزی که این روزها دوباره‌آفرینی می‌شوند به جهل متهم نمی‌شویم و آخر شاهنامه‌ای خوش، به ناممان رقم خواهند زد. کرونا کمر خم خواهد کرد اما به همین در خانه‌ ماندن‌های شیرین از کتاب و گوارا از فیلم، بلندقامت‌تر به چشم خواهیم آمد.

کپی