اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹

روزی روزگاری

به سبک آگاتا کریستی سرگرم شوید

به سبک آگاتا کریستی سرگرم شوید
صوفیا نصرالهی

در این شرایط سخت کرونایی نمی‌توانم ذهنم را متمرکز کنم. بیشتر نیاز به فیلم‌ها و کتاب‌های سرگرم‌کننده دارم. چیزهایی که بتوانند فکرم را برای مدتی از شرایط حادی که در آن به سر می‌بریم منحرف کنند.

  در این موارد معمولاً در زمینه‌ ادبیات و کتابخوانی به رمان‌های پلیسی رجوع می‌کنم. آگاتا کریستی و کارآگاه‌هایش و ماجراهای شرلوک هولز آرتور کانن دویل کتاب‌هایی هستند که شما را درگیر معما و کاراکترهای مرموز می‌کنند و آدرنالین خون را بالا می‌برند و باعث می‌شوند لااقل برای مدتی از جهان ملالت‌بار و ترسناک اطراف غافل شوید. حالا از شانس خوب هفته‌ پیش فیلم «چاقوهای آخته» یا «چاقوکشی» که هر دو ترجمه‌ای برای knives out هستند را دیدم. رایان جانسون کارگردان این فیلم پیش‌تر دو درام جنایی دیگر هم ساخته که از میان آن‌ها «لوپر» را دیده‌ام. آن‌جا جانسون قصه‌ جنایی‌اش را با ایده‌ تخیلی سفر به گذشته در هم آمیخته می‌کند و در «چاقوکشی» از یک‌جور طنز سرد متکی به بازی دنیل کریگ برای روایتش استفاده می‌کند. هر دو فیلم در عین حال که به لحاظ زیبایی‌شناسی سینمایی آثار استاندارد و معقولی هستند به لحاظ روایی بشدت سرگرم‌کننده‌اند و برای سلیقه‌های مختلف می‌شود توصیه‌شان کرد.
«چاقوکشی» شبیه سریال‌های کارآگاهی بی.بی.سی ساخته شده است. در محیط محدود یک خانه بیشتر اتفاقات فیلم می‌گذرد و اصلاً خود خانه به شدت یادآور آن خانه‌های ییلاقی انگلیسی رمان‌های کریستی است. یک قتل در خانه اتفاق می‌افتد. البته مثل بیشتر معماهای پلیسی شبیه یک خودکشی به نظر می‌رسد و در ماهیت آن تردید وجود دارد. مقتول نویسنده‌ رمان‌های پلیسی است و پیرمردی بشدت ثروتمند با بازی گرم کریستوفر پلامر که همه‌ خانواده و فرزندانش به لحاظ مالی به او وابسته‌اند. درنتیجه طبیعی به نظر می‌رسد که هر کسی در این خانواده کمر به قتل او بسته باشد. وسط اعضای خانواده یک غریبه هم وجود دارد. دختری به نام مارتا که از یک خانواده‌ مهاجر آمده و پرستار آقای ترومبی، پیرمرد مقتول بوده. چیزی فراتر از یک پرستار البته. دوست و همدمش محسوب می‌شده.
حالا مقتول و اطرافیانش را داریم و آن طرف معما نوبت پلیس و کارآگاهان می‌رسد. یک سری مأمور پلیس داریم که روند معمول بازپرسی را انجام می‌دهند و یک کارآگاه باهوش با بازی حساب‌شده و شوخ‌طبعانه‌ دنیل کریگ که قرار است گره معما به دست او باز شود. اما روایت جانسون پیچیده‌تر می‌شود. به جای آن که کارآگاه آخر فیلم تکلیف جنایت را مشخص کند ما به نیمه‌ فیلم نرسیده از طریق فلاش‌بک‌های ذهن آدم‌های درگیر ماجرا پی به حقیقت می‌بریم. یا لااقل فکر می‌کنیم که پی به حقیقت برده‌ایم. اگر کمی گنگ است چون دارم همه‌ تلاشم را می‌کنم که چیزی از فیلم اسپویل نشود و لذت تماشایش را از دست ندهید.
اما فراتر از یک فیلم معمایی جذاب که خیلی خوب اجزای قصه کنار هم چیده شده و ریتم روایت هم خوب است و بازی‌های بازیگران گرم و جذاب است و کارگردانی جانسون هم قابل توجه است، «چاقوکشی» در لایه‌های عمیق‌ترش به فاصله‌ طبقاتی می‌پردازد. به آریستوکراسی که باعث امتیاز جعلی می‌شود حمله می‌کند و به شدت تبدیل به یک فیلم انسانی می‌شود. حتی می‌شود اعتراض به تبعیض نژادی را هم در آن دید. دخترک پرستار آقای ترومبی مهاجری است که از اروگوئه آمده و هر چند خانواده در ابتدا او را با آغوش باز می‌پذیرند و به نظر می‌رسد که او را یکی از خودشان می‌دانند هر چه قصه جلوتر می‌رود و در بزنگاه‌ها متوجه می‌شویم که حلقه‌ اشرافیت آن‌ها بسته است و حاضرند دخترک را قربانی کنند تا حلقه‌ خودشان سالم و دست نخورده باقی بماند. این ظاهر ریاکار متمدن و باطن سبع و وحشی که برای پول هر کاری می‌کند جلوه‌ جهان امروز ماست. و مارتا کاراکتری که نماینده‌ آن اقلیتی است که هنوز به وجدان و انسانیت معتقد هستند. آن نشانه‌ بامزه‌ بیولوژیکی در مارتا که نمی‌تواند دروغ بگوید و به محض دروغ گفتن بالا می‌آورد جلوه‌ کمیک این ماجراست.
این فیلمی است که در عین سرگرم‌کننده بودن پر از جزئیات است. جزئیاتی که بیشتر در دیالوگ‌ها و دعواهای بین کاراکترها خودش را نشان می‌دهد. مثل وقتی که دو نوه‌ آقای ترومبی با القابی مثل لیبرال و غیره به یکدیگر حمله می‌کنند. در شرایطی که همه‌شان انگل‌هایی هستند که از پول آقای ترومبی به جایی رسیده‌اند. یک پیچش داستانی مدرن در پایان داستان برگ برنده‌‌ آخری است که کارگردان رو می‌کند تا نشان بدهد تماشاگری که علیرغم کشف معما به خاطر جذابیت کاراکترها و روایت تا آخر فیلم را می‌بیند جایزه‌ بیشتری می‌گیرد. در نهایت هم مخاطب فیلم و هم کاراکترهایش به چیزهایی که استحقاق‌شان را دارند می‌رسند. آدم‌ بد‌ها مجازات می‌شوند. آدم‌ خوب‌ها خوشبخت می‌شوند و ما تماشاگران هم موفق می‌شویم در کنار معدود فیلم‌های واقعاً خوب سرگرم‌کننده‌ امسال که از جریان هنری جشنواره‌ای دور بودند مثل «فورد در برابر فراری» فیلم دیگری را ببینیم که واقعاً سینماست.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.