اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
به مناسبت روز بزرگداشت شهدا

خانه تکانی دل با یاد شهدا در آخرین روزهای سال

خانه تکانی دل با یاد شهدا در آخرین روزهای سال
مرجان قندی خبرنگار

سال 98 به آخرین پنجشنبه سال نزدیک می‌شود، پنجشنبه‌ای که همه ساله گلزارهای شهدا حال و هوایی دیگر پیدا می‌کنند. امسال شرایط متفاوت از سال‌های قبل است. خیلی از خانواده‌ها تصمیم گرفته‌اند تا این دیدار را به زمان مناسب و شرایط مساعدتری موکول کنند. اما این موضوع باعث نمی‌شود تا هیچ‌کس از یاد این عزیزان غافل شود.

خیلی‌ها دوست دارند دقایق پایانی سال را با یاد شهدای گلگون کفن بگذرانند. پدران و مادران، همسران و فرزندانی که عکس شهید عزیزشان را کنار قرآن، گل و سبزه و هفت سینی که چیده‌اند می‌گذارند و خاطرات را با دیگر اعضای خانواده مرور می‌کنند. به گفته خانواده‌های شهدا؛ آنها بعد از گذشت 3 دهه همه با هم آشنا هستند و هر سال در پنجشنبه آخر سال باهم در گلزار شهدا دید و بازدید دارند. اما امسال با توجه به شرایط پیش آمده ناشی از خطر ابتلا به ویروس کرونا خانواده شهدا تصمیم دارند تا این دید وبازدید را به وقت دیگری موکول کنند و تلفنی باهم در ارتباط باشند. مادران شهدا همواره به‌عنوان نمادهای ایثار، گذشت و الگوهای صبر برای سایر افراد جامعه محسوب می‌شوند. آنها در این روزها با مرور خاطرات و بازگو کردن آنها برای اطرافیان از دلتنگی‌شان می‌کاهند. در ادامه با چند نفر از مادران و همسران شهدا گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم تا با حس و حال این روزهای آنان همراه باشیم.


اولین دورهمی سال نو با یاد شهید


معصومه عبدی مادر شهید رحیم احدزاده است. او صحبت‌هایش را از خاطرات روزهای پر تب و تاب انقلاب اسلامی شروع می‌کند. روزی که همسر و پسرش با هم به پادگان عشرت آباد رفته بودند؛ اما در آن مدت که آنجا بودند به‌دلیل جمعیت زیاد همسر و پسرش همدیگر را گم می‌کنند. بعد از مدتی بی‌خبری همسرشان برمی گردد، اما از پسرش همچنان خبری نیست؛ تا آنکه بعد از جست و جو‌های بسیار خبر شهادت پسرش را در حوادث 22 بهمن سال 57 به او می‌دهند.
مادر شهید احدزاده با بغضی که از صدایش پیداست، می‌گوید: «زمانی که پسرم شهید شد فقط چند روز مانده بود که هجده ساله شود. بچه خیلی مهربانی بود، هر سال عید برایش لباس نو می‌گرفتیم اما هیچ وقت آنها را در مدرسه نمی‌پوشید. می‌گفتیم چرا لباس نو نمی‌پوشی؟ می‌گفت همه دوستانم لباس نو ندارند، من هم نمی‌پوشم.»
از او درباره حال و هوای خانه‌شان در روزهای پایانی سال می‌پرسم که می‌گوید:«من سه دختر و دو پسر دارم که رحیمم شهید شد. همیشه سال تحویل همراه فرزندان و نوه هایم به بهشت زهرا می‌رویم تا در کنار رحیم و دوستانش و خانواده هایشان باشیم. با خودمان چند شاخه گل و یک سبزه و وسایل ساده پذیرایی می‌بریم و اولین دورهمی خانواده را معمولاً آنجا برگزار می‌کنیم و با مرور خاطرات قدیم یاد آن روزها را دوباره زنده می‌کنیم؛ امسال اما دورهمی و خیرات و رفتن بر سر مزار را دیرتر برگزار می‌کنیم تا در فرصتی مناسب با خیال راحت بر سر مزار پسرم برویم.»


«روز شهید» برای ما عید است


فروغ منهی مادر شهیدان خالقی پوراست. اوعلاوه بر تقدیم سه فرزند خود، افتخار همسری جانباز مرحوم حاج محمود خالقی‌پور را هم دارد.
به گفته مادرشهیدان خالقی‌پور، اولین شهید این خانواده، شهید داوود خالقی‌پور، متولد 1344 است که در سال1362 در عملیات خیبردر جزیره مجنون به فیض شهادت نائل آمد، دو شهید دیگر این خانواده نیز رسول و علیرضا متولدین 1346 و 1350 بودند که به طور همزمان در سال1367 در منطقه شلمچه، عملیات پاسگاه زید، که همزمان با عملیات مرصاد در جنوب کشور انجام شد، در آغوش یکدیگر به فیض شهادت نائل آمدند.
وقتی از او می‌خواهم تا درباره حس و حال روزهای پایانی سال و فرزندان شهیدش صحبت کند با رویی گشاده استقبال می‌کند و می‌گوید: «من و بچه هایم 23 سال در کنار هم زندگی کردیم اما الان 36 سال می‌شود که من فقط و فقط هر روز با خاطره هایشان زندگی می‌کنم. طی 8 سال دفاع مقدس هیچ وقت نبود که من سفره‌ای پهن کنم که همه با هم دورش جمع باشیم، همیشه یکی یا دوتا و این آخری‌ها دیگر مردی در خانه‌مان نبود با این موقعیت خدا به ما عنایت کرد و همیشه در کنار انقلاب‌مان بودیم.»
مادر شهیدان خالقی‌پور از رسم و رسوم خانه‌شان برای استقبال از سال نو این‌طور می‌گوید: «هر سال 22 اسفند مصادف با «روز شهید» برای ما خانواده‌های شهدا روز عید محسوب می‌شود. من همیشه برای این روز از یکی دو روز قبل همه چیز را آماده می‌گذارم که به بهشت زهرا پیش بچه‌ها بروم. قدیم ترها سبزه را خودم سبز می‌کردم اما چند سالی می‌شود که 3 سبزه می‌خرم و چیزهایی که داخل هفت سین می‌گذارند مثل شیرینی و میوه و پرچم ایران و قرآن را با خودم می‌برم. صبح اگر بچه‌ها کسی بود با ماشین می‌رویم اگر نبودند با اتوبوس و تاکسی می‌روم. بعضی وقت‌ها خودم می‌روم تا بچه‌ها بیایند، چون مادرها برای دیدار با فرزندانشان هول هستند! بچه‌ها می‌خواهند یک ساعت بیایند بنشینند وبرگردند اما من دلم می‌خواهد صبح بروم تا ظهر آنجا باشم. وقتی می‌رسم اول اتاقک بالای مزار‌شان را تمیز می‌کنم، پرچم ایران را روی مزارشان می‌اندازم و چیزهایی که با خودم بردم می چینم. بعد هم دعا می‌خوانم و با آنها درددل می‌کنم.»
او با مهربانی که در لحن صدایش وجود دارد صحبت‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد:«پنجشنبه آخر هر سال در بهشت زهرا(س) صفایی وجود دارد که در روزهای دیگر نیست. هر مادری برای بچه خودش آنجا برنامه‌ای دارد. هرکس می‌آید ساعتی کنار مزار عزیزش می‌نشیند. همه با خود خیرات و وسایل پذیرایی آورده‌اند. انگار اصل عید دیدنی ما آنجاست. بعد 35 سال مثل همسایه و فامیل شدیم برای هم. با هم سلام و علیک می‌کنیم از احوالات هم می‌پرسیم. همیشه مردم در تشییع پیکر شهدا کنارمان بودند و ما را که می‌بینند دلداری می‌دهند، با ما یاری  وهمدردی می‌کنند و این از همه دنیا برای من با ارزش‌تر است که مردمی به این خوبی داریم. امسال باید با مراعات بیشتر به دیدار فرزندانم بروم و تغییراتی در مراسم هر ساله داشته باشم.»


آرامش دل با خواندن فاتحه و یاد شهدا


فاطمه نعمتی جوکار همسر شهید محمد قیصری است. شهید محمد قیصری در بمباران هوایی سال 64 تهران شهید شد و همان‌طور که در وصیت نامه‌اش خواسته بود در گلزار شهدای قم به خاک سپرده شد.همسر شهید چند سالی است در تهران زندگی می‌کند. او درباره ویژگی‌های شهید قیصری می‌گوید: «من با شهید 7 سال زندگی مشترک داشتیم. همسرم خیلی انسان مقید و مذهبی بود و به یک رسم‌هایی اعتقاد زیادی داشت. همیشه همه را دور سفره هفت سین جمع می‌کرد و دعای تحویل سال می‌خواند بعد هم پول‌های نو را بین صفحات قرآن می‌گذاشت و به همه عیدی می‌داد. من خودم هم همچنان همین کار را می‌کنم. وقتی دعای تحویل سال را می‌خوانم برای همه مؤمنین دعا می‌کنم که انشاءالله خدا خودش به داد همه‌مان برسد. بعد هم از بین صفحات قرآن دشت سال نو به بچه‌ها و نوه هایم می‌دهم.»همسر شهید قیصری ادامه می‌دهد:«پسر و دخترم تهران پیش من نیستند و معمولاً من خودم به قم می‌روم. ممکن است اما امسال برای پنجشنبه آخر سال یا سال تحویل نتوانم آنجا باشم، اما در اولین فرصت مناسب حتماً می‌روم و معتقدم خواندن فاتحه برای اسیران خاک آرامش دل انسان را به همراه دارد و از سوی دیگر دلتنگی را می‌کاهد.»خوشبختانه ما ایرانی‌ها رسوم خاصی داریم که پشت سرهرکدام فلسفه‌ای وجود دارد و یکی از این رسوم پنجشنبه آخر سال است که با توجه به احترامی که مردم برای ارواح و نیاکانشان بخصوص شهدا قائل هستند آن را بخوبی برگزار می‌کنند. خوب است امسال باتوجه به شرایط موجود همگی در خانه هایمان به یاد شهدا و تمامی اهل قبورباشیم وبرای آنان از راه دور فاتحه‌ای بخوانیم و نثار روحشان کنیم.
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.