اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹

جایگاه مردمسالاری درکلام امیر مؤمنان (ع)

جایگاه مردمسالاری درکلام امیر مؤمنان (ع)
صالح طباطبایی پژوهشگر و دین پژوه

تاریخچه مردمسالاری پیشینه بس بلندی در مغرب ‏زمین دارد: از دموکراسی‏ های باستانی تا شکل‏ های متنوع و نوین حکومت‏ های دموکراتیک معاصر. شاید از همین رو باشد که جمعی براین گمان رفته‏ اند که پایه ‏های مردمسالاری و حقوق مدنی نوین تنها بر جنبش‏ های سیاسی دوران ‏سازی که در مغرب زمین سر برآوردند استوار شده است.

یکی از برجسته ‏ترین ویژگی‏ های مردمسالاری دادن حق انتخاب به عموم مردم بوده است، ولی چنین می ‏نماید که این حق از دیرباز در سنت سیاسی اسلام، بخصوص در کلام امیرمؤمنان علی(ع)، به رسمیت شناخته شده باشد.
در خطبه 173 نهج البلاغه که از آغاز درباره شایستگی کسی است که حکومت را عهده ‏دار می ‏شود، آمده است: «ای مردم، سزاوارترین مردم به این کار (حکومت) کسی است که تواناترین به آن و داناترین به امر خدا درباره آن باشد»[1]. سپس در ادامه می‏ افزاید: «به جانم سوگند، اگر کار امامت راست نمی‏ آمد جز بدانکه همه مردم در آن حضور یابند، پس بدین کار راهی نیست، ولی کسانی که اهلیت آن را دارند [(شورای مهاجران و انصار)] بر آنانی که حاضر نیستند حکم می‏ کنند. آن‏گاه نسزد که شاهدان (از این حکم) بازگردند و غائبان کس دیگری را برگزینند» [2]
به‌نظر می ‏رسد که در این‏جا علی ‏(ع) از نوعی مردمسالاری غیرمستقیم- که در روزگار ما اصطلاحاً representative democracy خوانده می‏ شود- سخن گفته است: از آن جا که راهی برای اخذ نظر (یا رأی‏ گیری) از همه مردم نبود، نمایندگانی از مردم که اهلیت داشتند به جای آنانی که غایب‏ بودند انتخاب می ‏کردند و این انتخاب به لحاظ حقوقی و قانونی نافذ بود.
 اما این‏جا پرسش مهم‏تری نیز پیش می‏ آید: اگر راهی برای رأی‏ گیری ازهمه مردم فراهم می‏ بود، آن‏گاه فرآیند انتخاب چگونه انجام می ‏شد؟ از سخن امیر مؤمنان(ع) چنین برمی ‏آید که اگر راهی برای حضور همه مردم در فرآیند انتخاب فراهم می‏ شد، آنان رأی می ‏دادند و نظر اکثریت نافذ می‏ بود.
 به دیگر سخن، آنچه در آن زمان موجب شد که مردمسالاری مستقیم جایش را به مردمسالاری غیرمستقیم بدهد آن بود که در آن روزگار، امکان یا راهی برای حضور فراگیر مردم در انتخابات وجود نداشت. شاید کسی بپندارد که این تفسیر نوگرایانه‏ ای است که‌ ای بسا بر سخن امیرتحمیل شده باشد، ولی چنین نیست. برخی از فقهای روزگار ما نیز همین مفهوم را از این سخن دریافته ‏اند.
مثلاً آیت‌الله شیخ جعفر سبحانی در کتاب مفاهیم القرآن (ج2، ص 216) در پاسخ پرسشی در همین باره می‏ گوید: «دلیل آن‏که امام حق انتخاب پیشوا را به مهاجران و انصار منحصر ساخته است –صرف نظر از برخی نکات شایان توجهی که دراین رساله آمد- همانا دشواری برگزاری رأی‏ گیری همگانی وعدم امکان کسب آرای همه مسلمانان در آن عهد بود و برهر کس که شرایط آن برهه از تاریخ اسلام را بشناسد پوشیده نیست که به تأخیر انداختن انتخاب حاکم تا کسب آگاهی از آرای همه مسلمانان می‌توانست خطرات جدی و واقعی برای امت اسلامی پدید آورد.
ازاین روست که می‏ بینیم امام همین شیوه را برگزیده و چنین تحلیل کرده است: «به جانم سوگند، اگر کار امامت راست نمی ‏آمد جز بدانکه همه مردم در آن حضور یابند، بدین کار راهی نیست، ولی کسانی که اهلیت آن را دارند [(شورای مهاجران و انصار)] بر آنانی که حاضر نیستند حکم می‏ کنند. آن‏گاه نسزد که شاهدان از این حکم بازگردند و غائبان کس دیگری را برگزینند.» چگونه چنین نباشد؟ و حال آن‏که بر خواننده گرامی گذشت که امام در برخی از خطبه ‏هایش به چنان وضوحی که هیچ جدلی را نمی ‏پذیرد تصریح کرده است که اراده امت اسلامی خاستگاه قدرت و حاکمیت است و حکومت باید از سوی مردم مورد پسند و رضایت باشد» [3].

یادداشت ‏ها:
[1] أیها الناس ان أحَقَّ الناس بِهذا الأمرِ أقواهُم عَلیهِ و أعلَمُهُم بأمرِ‌الله فیهِ.
[2] و لَعَمری لَئِن کانَتِ الإمامۀُ لاتَنعَقِدُ حَتّی یحضُرُها عامّۀُ الناسِ فَما إلی ذلک سبیلٌ و لَکن أهلُها یحکمُونَ عَلی مَن غابَ عَنها ثُمَّ لَیسَ للشاهِدِ ان یرجِعَ و لا للغائبِ أن یختارَ.
[3] شیخ جعفر سبحانی (1431ق./2010م.)، مفاهیم‏ القرآن، الجزء الثانی (دراسه موسّعه عن صیغه الحکومه الاسلامیه و ارکانها و خصائص ها و برامجها)، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، ص 216.

کپی
نظرات
نظرات | 0 نظر

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.