اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹

نگاهی به گفت‌وگوهای برگزیده روزنامه ایران در جشنواره موسیقی فجر

نگاهی به گفت‌وگوهای برگزیده روزنامه ایران در جشنواره موسیقی فجر

ندا سیجانی، خبرنگار روزنامه ایران در بخش بهترین گفت‌وگوی جشنواره موسیقی فجر برگزیده شناخته شد. در ادامه بخشی از این دو گفت‌وگوی برگزیده را می‌خوانید.

مراسم اختتامیه سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر برگزار شد و برگزیدگان بخش‌های مختلف این جشنواره معرفی شدند. در این مراسم، خبرنگار روزنامه ایران در بخش گفت‌وگو جایزه موسیقی و رسانه را دریافت کرد. ندا سیجانی برای گفت‌وگوهای «سرپنجه‌های عشق بر پیکرهای بی‌جان» و «به نام نامی پدر» منتشر شده در روزنامه ایران این جایزه را دریافت کرد. 
 
سرپنجه‌های عشق بر پیکرهای بی‌جان، پرونده‌ای درباره ابراهیم قنبری مهر است که در گفت‌وگو با این هنرمند و با یادداشت‌هایی از همکاران او همراه شده است. 
قنبری مهر در این گفت‌وگو، فعالیت تمام این سالیان را توضیح می‌دهد و در بخشی از توضیحاتش می‌گوید: «روزی استادم صبا به من گفت ویولن بساز. صبا می‌دانست من عاشق هنرم هستم و به من گفت ویولن سازی گذر از هفت خوان رستم است، خیلی‌ها به این وادی آمدند و نتوانستند موفق شوند و در نیمه راه کار را رها کردند و رفتند اما تو می‌توانی و موفق می‌شوی؛ فقط مواظب باش زندگی‌ات را از دست ندهی! آن زمان معنای هشدارش را نفهمیدم. شروع به ساخت ساز کردم تا آنکه یک روز متوجه شدم پولی ندارم و مجبور شدم دکان نجاری‌ام را بفروشم و هزینه آن را روی سازسازی گذاشتم. تا روزی که تمام زندگیم را فروختم و هیچ پول و سرمایه‌ای برایم نماند... سه روز از هفته در مغازه شاگردم کار می‌کردم و پولی که دریافت می‌کردم به زور خرج خانواده‌ام را تامین می‌کرد. یک روز به دیدن صبا رفتم، متوجه شد کمی گرفته و ناراحت هستم. علت دمغ بودنم را سوال کرد و پاسخ دادم چیز مهمی نیست! مغازه نجاری‌ام را فروخته‌ام و حالا برای خرید ابزار به ۳۰۰ تومان پول نیاز دارم، حرفم تمام نشده بود که صبا یکباره محکم روی زانوانش زد و گفت می‌دانستم چنین بلایی سر خودت می‌آوری و بیچاره می‌شوی. به سرعت لباس پوشید و گفت برویم بیرون و کمی قدم بزنیم. در مسیر به بانکی رسیدیم و یک چک ۵۰۰ تومانی نوشت و ۱۰۰ تومان آن را در جیبش گذاشت و ۴۰۰ تومان دیگر را به من داد و گفت برو ابزارهایت را بخر و به کارت ادامه بده.

آخرین ویولنی که ساخته بودم به استاد نشان دادم ساز را به دست گرفت و شروع به نواختن کرد، خیلی خوشحال شد و گفت چه صدای زیبایی دارد و در ادامه گفت اگر امشب اجرای برنامه داشتم با همین ویولن تو ساز می‌زدم. افسوس! بعدها که به تجربه و تبحر بالایی رسیدم، دیگر استادم صبا فوت شده بود. می‌خواهم بگویم چنین انسان‌های بزرگی سر راهمان قرار گرفتند و ما را ساختند و پرورش دادند وگرنه ما که هیچ ادعایی نداریم. افکار چنین انسان‌هایی امثال من را به مسیر سلامت راهنمایی کرد و امروز زندگی آرام و خوبی دارم. اما در پاسخ به این سوال شما که می‌توانستم یک نوازنده خوب باشم باید بگویم در هر محفلی که ویولن می‌نواختم همه می‌گفتند مانند صبا ساز می‌نوازید چون عاشق سبک نوازندگی او بودم و دوست دارم این درس را دیگران هم بیاموزند.»

متن کامل گفت‌وگوی خبرنگار ایران با ابراهیم قنبری مهر، با تیتر «سرپنجه‌های عشق بر پیکرهای بی‌جان» را در صفحه ۸ و صفحه ۹ روزنامه مورخ ۸ مرداد ماه امسال بخوانید. 

 

«به نام نامی پدر» نیز شرح گفت‌وگویی مفصل با هوشنگ کامکار است و این هنرمند درباره مسیری که در هنر طی کرده توضیح می‌دهد. بخشی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

گروه‌هایی که پدر تشکیل دادند چه سرنوشتی پیدا کردند؟
همه آن‌ گروه‌ها از بین رفتند و امروز شاگردان او و فرزندانش فعالیت می‌کنند. موسیقی در سنندج هنوز زنده است. چند سال پیش که به سنندج رفتم وقتی ارکستر سمفونیک این شهر را دیدم اشک در چشمانم جمع شده بود و با خود می‌گفتم ای‌‌ کاش پدر زنده بود و دسترنج سال‌ها تلاش خود را می‌دید.

گروه «موسیقی کامکارها»یی که سال 1349 توسط استاد حسن کامکار تشکیل شد با گروه کامکاری که امروز فعالیت می‌کنند چقدر تفاوت دارد؟ به نظر شما آیا تولیدات این گروه به موسیقی شهری نزدیک نشده ‌است؟
اگر تفاوتی است به لحاظ تکنیکی و قدرتی بوده، به هرحال از آن دوران که دور حوض جمع می‌شدیم و لطفی تار می‌نواخت و اردشیر، ارسلان، پشنگ و... هرکدام ساز خود را می‌نواختند سال‌ها گذشته است و امروز هرکدام از اعضای این گروه وزنه بزرگی در موسیقی ایران هستند. البته در این سال‌ها ورود موسیقی شهری بی‌تأثیر در موسیقی اصیل کردی نبوده است. بسیاری از ردیف‌های موسیقی ایران به سنندج هم وارد شده و هنرمندان و مردم بیگانه با آن نیستند و در کنار موسیقی کردی به موسیقی‌های دیگری هم گوش می‌دهند. موسیقی فولکلوری که آن روزگار نوازنده‌های روستایی اجرا می‌کردند با موسیقی که امروز شنیده می‌شود بسیارمتفاوت است به هر حال از تکنیک‌ها و امکاناتی که در داخل شهر است بهره برده‌اند و قطعاً تأثیرمی پذیرد. امروزه ارتباطات بسیار وسعت پیدا کرده و باید آگاه باشیم کارهایی که تولید می‌کنیم به موسیقی لطمه نزند.
متأسفانه موسیقی‌هایی که از کانال‌های مختلف تلویزیونی یا از طریق موبایل‌ها به گوش می‌رسد ذائقه موسیقایی جوانان را تخریب کرده است. من تا آنجا که بتوانم تلاشم براین بوده کارهایی بنویسم که با حفظ هویت ملی کشورمان باشد چه در گروه موسیقی کامکارها و چه کارهایی که من و ارسلان برای ارکستر سمفونیک نوشته‌ایم و سعی‌مان این بوده موسیقی صحیح از موسیقی سنتی و موسیقی فولکلور را به مردم معرفی کنیم تا مردم بدانند و آگاه باشند در این کارها هویت ملی ایرانی یا مشرق‌زمین وجود دارد. البته تمام این کارها به شناخت فردی که در این زمینه کار می‌کند بستگی دارد. باید ملودی دارای تکنیک بوده و از اشعار قابل دفاع و با محتوا استفاده کنند. ناگفته نماند این موضوع بدان معنا نیست که موسیقی پاپیولار یا موسیقی مردمی غیرقابل قبول است. من هم موسیقی پاپ گوش می‌کنم منتهی موسیقی پاپی که در گذشته تولید می‌شد و شعر، ملودی و خواننده فوق‌العاده بود اما امروز با دستگاه‌های الکترونیکی موسیقی می‌سازند و از شعر و ارکستر خوبی برخوردار نیست حتی نت‌های خارج خواننده با دستگاه‌ها اصلاح می‌شود.»

گفت‌وگوی کامل ندا سیجانی با هوشنگ کامکار که با تیتر «به نام نامی پدر» منتشر شد، اینجا بخوانید.
 
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.