اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹

کلمات کلیدی

سیمای یک معلم مهربان

سیمای یک معلم مهربان
ارشد تهماسبی موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار

پیش از آشنایی‌ام با استاد هوشنگ ظریف ساز تار را در سال‌های سکونتم در همدان و به طریق مطالعه کتاب‌های هنرستان نزد استادانی همچون کاظم لباسی و سیاوش دیهیمی آموخته بودم.

 اما بعد از مدتی برای بهره‌گیری بیشتر از محضر استادان حاضر این ساز که در تهران سکونت داشتند، از محل زندگی‌ام به تهران نقل مکان کردم و بواسطه آشنایی با استاد محمدرضا لطفی توانستم از محضر استاد ظریف بهره‌مند شوم، البته منظور از بیان این مطلب ارجحیت دادن کسی بر دیگری نیست من از کودکی با آقای لطفی آشنا بودم و با وجود آنکه به شوق حضور در کلاس‌های ایشان به تهران آمدم اما به سبب گرفتاری‌های کاریشان، تنها فرصت کوتاهی به وجود آمد و بیش از سه- چهار جلسه نتوانستم از محضر آقای لطفی بهره ببرم و کلاس‌هایشان تعطیل شد.
 در مدت زمان چهار ماه که در تهران زندگی می‌کردم فرصت چندانی نداشتم بنابراین تصمیم گرفتم به هنرستان موسیقی بروم و از محضر استاد ظریف استفاده کنم. البته پیش‌تر از طریق تلویزیون آشنا به هنر زیبای ایشان بودم و از نوای ساز او لذت بسیار می‌بردم، بویژه اجراهای بی‌نظیری که با گروه سازهای ملی به سرپرستی استاد فرامرز پایور داشتند. بنابراین حدود سه ماه هم در کلاس‌های شبانه هنرستان از حضور ایشان بهره گرفتم. استاد هوشنگ ظریف علاوه بر تأکید و توجه به امر آموزش، در همان برهه کاری خود ارکستر‌های بزرگی را هم همراهی کرده و تک نوازی‌های بی‌نظیری را اجرا کرده است. 
البته تردیدی نیست که بزرگان تارنواز کشورمان هر یک به نوعی شاگرد ایشان بوده‌اند، آنچنان که می‌توان گفت سه نسل به طرق مختلف بهره‌مند از محضر و دانسته‌های آقای ظریف است؛ بزرگانی که از جمله آنها می‌توان به حسین علیزاده و داریوش طلایی و دیگرانی همچون خود من اشاره کرد. 
حتی دو نسل از شاگردان من هم از جمله شاگردان ایشان بوده‌اند، از همین رو به‌عنوان یک معلم تار همواره پیگیر آموزش این ساز بوده و کلاس‌های خود را به‌صورت مستمر برگزار کرد و بیش از شصت سال عمر خود را در این راه سپری کرده است؛با این حال همان گونه که اشاره شد تک نوازی‌ها و مشارکت ایشان در گروه و ساخت چهارمضراب‌های زیبا را می‌توان نشانه‌ای بر کارهایی ماندگار از ایشان دانست. نکته دیگری که نباید فراموش کرد این است که در آن دوره‌ای که روزگار جوانی استاد ظریف محسوب می‌شد نوازنده ویرتوز(virtus) تاربودند، کما اینکه فرد دیگری بعد از کلنل علینقی وزیری قادر به اجرای کارهای او نبود بنابراین در چنین شرایطی استاد ظریف نخستین کسی بود که با چنان شفافیت و لحنی که خاص خودش بود کارهای استاد وزیری را اجرا کرد و این آثار از طریق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد و اجراها به‌گونه‌ای بود که اغلب به آنها گوش می‌سپردند و تقلید می‌کردند. 
شیوه تار نوازی استاد ظریف بیش از همه تحت تأثیر نوازندگی استاد فرهنگ شریف است و هم خودایشان و هم همسرش به آن اذعان دارند و شاید حتی بتوان او را نوعی فرهنگ شریف امروزی دانست، به هر حال آقای ظریف آشنا و مسلط به ردیف‌های موسیقی بودند و در این باره از استاد خود موسی معروفی بهره‌های بسیاری برده‌اند و این یادگیری‌ها در لحن نوازندگیشان کاملاً مشهود است اجرا‌هایی که قابل دسترس بوده و در یونسکو هم منتشر شده است؛ البته آن زمان که شاگرد آقای معروفی بودند با لحن متفاوتی ساز می‌نواخت اما بعدها لحن تارش را تغییر داد. همان طور که اشاره شد می‌توان گفت که او فرهنگ شریفی است که آگاه به رموز ردیف و نکته‌های مرتبط با ردیف است. 
درواقع می‌توان گفت این لحن را از طریق اجراهای رادیویی آقای شریف کشف کرده و متأثر از آن بوده است. همان‌طور که اشاره کردم آقای هوشنگ ظریف علاقه و توجه بسیاری هم به امر آموزش داشت و سال‌های سال و در دهه‌های مستمری در هنرستان موسیقی به تدریس موسیقی پرداخته و تا همین اواخر هم این کار ادامه داشت. تسلط بسیار او به نت و آگاهی نسبت به موسیقی مثل زدنی بود، افزون بر این نوازنده ای مسلط و تکنیکال است و از نظر من مهم‌ترین وجه درباره او که همه شاگردانش هم به آن اذعان دارند روش، منش، خصوصیت انسانی و اخلاقی و مهربانانه استاد ظریف است که هرگز از او جدا نشده و نمی‌شود. بی‌هیچ اغراق او هنرمندی است بسیار دوست داشتنی، برازنده، خوش لباس و هنرمندی که علاوه بر تسلط و آگاهی زیاد از همه نظر رفتار در خور جایگاه هنری‌اش را حفظ می‌کرد؛ آنچنان که همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. جوانان و نوجوانان سال‌های دور، همچون خود من که سر کلاس‌های او حضور داشتیم او را استادی مثال زدنی می‌یافتیم. 
کلاس‌های دائمی تدریس داشت و با لحن زیبایی ساز می‌زد، وقتی شاگردانش در کلاس‌های او حضور داشتند چهره منزه و پاکیزه و تارنواز مسلطی را پیش روی خود می‌دیدند و همین مسأله منجر به آن‌می‌شد که ارادت خاصی نسبت به استاد پیدا کنند. به‌عنوان مثال خود من که از همدان به تهران آمده بودم و سرکلاس‌های شبانه‌اش حاضر می‌شدم می‌دیدم که با وجود اینکه هنرجویان در کلاس‌های روزانه‌اش حضور داشتند، پشت در کلاس صف می‌بستند و از او دل نمی‌کندند. او فراتر از استاد همچون پدری دلسوز با شاگردانش رفتار می‌کرد و به‌همین خاطر از جایگاه خاصی برخوردار بود و امروز جای بزرگانی همچون هوشنگ ظریف در فضاهای آموزشی ما بسیار خالیست. 
به‌طور قطع در تاریخ موسیقی ما، همه استادان و شاگردانش به نیکی از او یاد می‌کنند و دوست داشتند که استاد ظریف دوباره سی ساله می‌شد و امکان حضور در کلاس‌هایش فراهم بود. او طی سال‌های زندگی اثرات عمیقی بر موسیقی گذاشته و به همین دلیل هم‌چنین آرزویی مطرح است که‌ ای‌ کاش امکان تداوم فعالیت‌هایش فراهم بود. ای کاش چنین امکانی فراهم بود که عمر چنین بزرگانی افزایش پیدا می‌کرد، اما از آن طرف فراموش نکنیم که جامعه قائل به فرد نیست، نسل جوان تر‌ها خواهند آمد و قدم به عرصه می‌گذارند و جای نسل‌های قبلی را پرمی‌کنند. این را گفتم که بدانیم نباید ناامیدانه به چنین ماجرایی نگاه کنیم، اینکه هم‌اکنون استاد ظریف دوران بازنشستگی‌اش را سپری می‌کند نباید بر این مبنا بدانیم که همه چیز از دست رفته است. برعکس حتی باید خوشحال باشیم که شاگردان استاد ظریف و امثال او هستند و راه آنان را ادامه می‌دهند. در آخر اگر قرار باشد استاد ظریف را تنها در جمله‌ای توصیف کنم او را استادی بسیار مهربان و دوست داشتنی می‌دانم.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.