اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹

کلمات کلیدی
بهروز غریب پور عضو هیأت انتخاب جشنواره موسیقی فجر

مردم ما در موسیقی حافظه تاریخی بی نظیری دارند

مردم ما در موسیقی حافظه تاریخی بی نظیری دارند
بهروز غریب پور عضو هیأت انتخاب جشنواره موسیقی فجر

سال‌های بسیاری است که در جریان رشد فزاینده هنر موسیقی قرار دارم؛ این ارتباط از راه‌های مختلفی برقرار بوده؛ از فرهنگسرای بهمن با تأسیس ارکستر سمفونیک گرفته تا میزبانی سرآمدان موسیقی کشورمان و حتی در خانه هنرمندان هم در فضایی محدودتر «این بستان پرجهیز» را حس و لمس کرده‌ام.

 هر‌چند که امسال به سبب حضورم در شورای انتخاب آثار جشنواره موسیقی فجر، از امکان روبه‌رویی با خیل عظیمی از هنرمندان نوازنده و خواننده بهره‌مند شدم، شرایطی که بی‌اغراق همچون رعدی آسمانی می‌ماند، درست شبیه همان اتفاق یا چیزی که حضرت مولانا به «دهلی» بزرگ تشبیه کرده است. جلوه‌هایی از این صدای آسمانی در فیلم‌های ارائه شده به دبیرخانه قابل شنیدن بود؛ ده‌ها گروه دست به عرضه فیلم زده بودند که با امکانات حداقلی و درگوشه‌ای از خانه‌های خود ساخته و ضبط کرده بودند، آن هم به امید شرکت و حضور در حرکتی فراگیرتر یا حتی رندانه‌تر برای اثبات وجود هنری‌شان و به‌دنبال دستیابی به شرایطی سهل‌تر برای حضور در اتفاقات بعدی از جمله کسب مجوز. اغلب این گروه‌ها به امید دستیابی به هر پیامد مثبتی که ممکن است برای آنان به‌دنبال داشته باشد در جشنواره موسیقی فجر شرکت کردند. با این حال حرجی نیست که درهمه جهان جشنواره‌ها در شرایطی برپا می‌شوند که خواه ناخواه عده‌ای باید دست به انتخاب آثار بزنند؛ هر چند که اینجا ماجرا ابعاد دیگری هم دارد، از جمله ضرورت گذر هنرمندان و گروه‌های موسیقایی از هفت خان مجوزهایی که انواع مختلفی را شامل می‌شود و همین مسأله به گمانم هیجان و حتی اهمیت بیشتری به این حضور می‌دهد. یکی از نکات مهمی که حضور درهیأت انتخاب جشنواره را برای من به‌دنبال داشت مواجه شدن با موج قابل توجهی از بانوان نوازنده بود که بی‌نهایت امیدوارکننده است. از همین رو یکی از نخستین مسائلی که طی برپایی جلسات شورای انتخاب به ذهنم رسید این سؤال بود که: «آیا همه این هنرمندان گمنام، نوازندگان و خوانندگان عاشق، برای عرضه داشته‌های خود به جامعه و معرفی هنر خود فرصتی خواهند یافت؟» البته در این بین شاید فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را بتوان مجالی برای عرضه بخشی از این داشته‌های هنری دانست؛ راهی برای گریز و مفری برای عرض اندام. اما مسأله‌ای که نباید فراموش کرد این است که «دوران نوار کاست» لطمه بزرگی به موسیقی ما وارد کرد و هنوز هم خانواده موسیقی کشورمان در اجرای صحنه‌ای الکن هستند و بالطبع این لکنت به‌دلیل فقدان ارتباط آنها با تماشاگران بوده و همچنان هم هست.
به‌عنوان مثال به ندرت با بازیگری رادیویی مواجه می‌شوید که به همان اندازه‌ای که در اجرایی رادیویی موفق عمل می‌کند در اجرای صحنه‌ای هم قادر به نمایش گذاشتن قابلیت‌های خود باشد. چرا؟ دلیل آن واضح است؛ او از لمس نفس تماشاگران با پوست و گوشت خود محروم بوده و از این طریق موفق به کشف ایرادات کار خود در اجرای صحنه‌ای نشده و نفهمیده که اینجا جای تکرار و رفع اشتباه نیست. به قول فرانسوی‌ها «جدول کلمات متقاطع را باید با خودکار نوشت، نه با مداد!» اینها را گفتم که بدانید کسب اعتماد به نفس امکانپذیر نیست مگر با اجرای زنده و آزمون و خطا. این مسأله هم تنها با همراهی مؤسسات فرهنگی، شهرداری‌ها، رسانه‌های تصویری و... کمک به تسهیل راهیابی به صحنه امکانپذیر می‌شود. بنابراین، این انرژی‌های حبس شده یا کم امکان برای اعلام موجودیت را که همچون موج‌هایی خروشان هستند باید آزاد کرد، باید به آنان کمک کرد تا به روی صحنه‌ها، معابر و حتی در خانه‌ها به جریان بیفتند. آن وقت است که می‌توان منتظر شکل‌گیری کیفیتی بی‌نظیر از میان این کمیت بود و در انتظار تحقق این گفته حضرت مولانا مانده که گفته: «پس حکیمان گفته‌اند این لحن‌ها / از دوار چرخ بگرفتیم ما / بانگ گردش‌های چرخ است اینکه خلق / می‌سرایندش به تنبور و به حلق»
اما نکته آخر این است که اگر قرار باشد بانگ این چرخ را آشکار سازیم به صحنه‌ای در وسعت کره زمین نیاز است تا این هنرمندان گمنام فرصتی برای عرضه هنر خود بیابند و از آن سو مردم هم به‌عنوان انتخاب‌کنندگان نهایی قدم به عرصه بگذارند. اگرامکانی برای عرضه هنر هنرمندان وجود نداشت بسیاری از این آواها، نداها و تصنیف‌ها در جریان گذر زمان و در دست سیاستگذاران از میان می‌رفتند. برخلاف آنچه شهرت یافته، اینکه می‌گویند مردم ما حافظه تاریخی ندارند اما در بحث موسیقی من چنین اعتقادی ندارم. اتفاقاً مردم ما اصلی‌ترین حافظان ترانه‌ها و نغمه‌های هزار ساله‌اند و فرمانده واقعی آنها قلب و ذهنشان بوده و زمزمه‌ها را در هزار توی خاطره‌های قومی و گروهی شان حفظ کرده‌اند: اجازه بدهید همه آن گروه‌ها بی‌واهمه از رد و قبول چند نفر - ولو با حسن نیت تام و تمام - خود را در مصاف با گوش و ضربان قلب و ندای ذهن تماشاگران  بیازمایند.
 
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.