اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹

مصطفی هاشمی‌طبا در گفت‌و‌گو با «ایران» مطرح کرد

مسئولان مشکلات کشور را به مردم بگویند

مسئولان مشکلات کشور را به مردم بگویند
رضوانه رضایی پور خبرنگار

وقتی مسئولان هم فکر و هم صدا باشند و مسائل را بین خود حل کنند، مردم هم به آنان اعتماد پیدا می‎کنند خطر کاهش اعتماد عمومی چقدر در کشور ما جدی است؟ این موضوع یکی از بحث‎های همیشگی بوده و تاکنون راهی پیش روی مسئولان برای حل این مشکل گذاشته نشده است.

از همین رو نه تنها از این خطر کاسته نشده بلکه با اتفاقاتی که در چند ماه گذشته در کشور رخ داده،  تهدید بیشتری به سراغ ما آمده است.
در فاصله چند هفته مانده تا انتخابات، مصطفی هاشمی طبا در بیان راه حل رفع این خطر معتقد است که مسئولان باید واقعیت‎های کشور را با مردم در میان بگذارند. او اگرچه انجام چنین کاری را از سوی مسئولان غیرممکن می‎داند اما با این حال درخواستش از مسئولان این است که یک صدای واحد را در سخن با مردم در پیش گرفته و وعده‎هایی را مطرح کنند که شدنی است.
مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه بخوانید:

نگرانی ناشی از کاهش اعتماد عمومی با توجه به اتفاقاتی که در چند وقت اخیر در کشور رخ داده، چقدر جدی است و آیا می‎توان گفت که اعتماد از دست رفته قابل بازگشت است؟
بله این بازگشت، می‎تواند اتفاق بیفتد به شرطی که مسئولان کشور واقع‎گرا باشند. واقعیت‎ها را با مردم در میان بگذارند. مشکلات را بگویند و مسائل را بازگو کنند. مثلاً من بارها از زبان مسئولان رده بالای کشور، بخصوص آنهایی که مخالف دولت هستند یا افرادی که می‎خواهند جایگاه فعلی خود را حفظ کنند، شنیدم که می‎گویند برجام باعث بدبختی ما شده است. اتفاقاً برجام امکانات خوبی را به‌کشور بازگرداند و خروج امریکا از آن باعث ایجاد همه این مشکلات شد. این نوع گفتار از سوی مخالفان و به تبع آن دفاع دولت و مسئولان دولتی از اقدامات خود در برجام و بعد حملاتی که بشدت از طرف بعضی‎ها از تریبون‏ های نمازجمعه و در کلیپ‎های ساختگی مطرح شده مردم را بدون اعتماد کرده است. مردم واقعاً نمی‎دانند در این آشفته بازار چه کسی راست می‎گوید و چه کسی دروغ. مسئولان باید علت مسائل به وجود آمده را بگویند و به اشتباهات خود اعتراف کنند. اما متأسفانه این کار انجام نمی‌شود. جالب است که همه هم در سخنرانی‎های خود حکم می‎دهند. می‎گویند این کار بشود، آن کار نشود. انگار باید فرد دیگری این کارها را انجام دهد. خود مسئولان کاری را که باید خود انجام بدهند در سخنرانی‎های خود می‎گویند که «باید بشود». «باید بشود؟»، چه کسی باید انجام دهد؟ خود شما مسئول این کار هستید، شما باید انجام دهید. شما این کار را به چه کسی حواله می‎دهید؟ طبیعی است که در این حالت به اعتماد مردم خدشه وارد می‎شود.

در این میان بحث ردصلاحیت‎ها هم به میان آمده است. این موضوع چقدر در کاهش بیشتر اعتماد عمومی تأثیرگذار بوده؟
در ماجرای رد صلاحیت‎ها بهتر این بود که دلایل این تصمیم با نظر خود داوطلبان اعلام شود. اگر کسی سوء استفاده مالی کرده، دادگاه باید ثابت کند. نمی‎شود که به صرف یک اطلاعیه یا گزارش به‌دست آمده، یک نفر را محکوم کنند. اگر عملکرد دادگاه‎ها را قبول داریم پس فقط رأی آنان هم، باید موجب محرومیت افراد از حقوق خودشان شود. نمی‎شود که اعضای شورای نگهبان قضاوت جزایی بکنند. اعضای این شورا ممکن است که بگویند ما تا این حد متوجه شده‎ایم که فلان فرد صلاحیت ندارد. برای این عدم صلاحیت باید جرمی ثابت شده در دادگاه وجود داشته باشد.
اگر این شرایط ایجاد شود مردم هم قبول می‎کنند و منصف هم هستند. اگر بدانند کسی اشتباهی کرده و به اشتباه خود واقف است، چرا قبول نکنند؟ بگویند سیاست‎های کشور همین است. اصلاً بیایند سیاست‎های کشور را تشریح کنند. نمی‎شود که سیاست‎هایی داشته باشیم و اتفاقاتی هم که ناشی از اجرای همین سیاست‌ها است، رخ دهد و بعد بیاییم و بگوییم که این دو هیچ ربطی به هم نداشته‌اند. بخصوص الان که امریکا ما را تحریم کرده بجای اینکه همه در برابر این کشور حرف واحد داشته باشند به محکوم کردن همدیگر در داخل کشور مشغول هستند. این مسائل وجود دارد و باید اصلاح شود تا مشکلات حل شود.

فقط از تلاش برای حل مشکلات می‎گویند اما گفتار درمانی هم دیگر جواب نمی‎دهد...
چه کسی باید انجام دهد. همین مسئولان باید انجام دهند. نمی‎شود که مرتب بگویند این کار بشود آن کار نشود. مثال‌های زیادی وجود دارد ولی نمی‎خواهم چیزی بگویم. باید بگویند که مشکلات مملکت ناشی از چیست و مردم خودشان را برای چه اتفاقاتی آماده کنند. در بحبوحه محاصره اقتصادی و تحریم قرار داریم، آنوقت همه می‎گویند معیشت بهتر. تحقق معیشت بهتر شرایط دارد. وقتی ما نمی‎توانیم نفت بفروشیم چرا از معیشت بهتر می‎گوییم.

شکاف پیش آمده بین مردم و حاکمیت چگونه قابل است؟
حاکمیت باید با صداقت جلو بیاید. مسائل و مشکلات را بگوید. همصدا هم باید باشند. اگر قرار باشد رئیس دولت یک حرفی بزند، رئیس مجلس حرف دیگری و رئیس قوه قضائیه و ائمه جمعه هم حرف دیگری، این شکاف بیشتر هم خواهد شد. مردم هم اعتماد خود را از دست می‎دهند. وقتی مسئولان هم فکر و هم صدا باشند و مسائل را بین خود حل کنند، مردم هم به آنان اعتماد پیدا می‎کنند. مردم ایران علاقه‌مند به مملکت هستند. دوست دارند که مسئولان‌شان موفق باشند، ولی وقتی همه چیز به‌صورت مبهم برای مردم بیان می‎شود و بجای اینکه معیشت بهتر شود بدتر می‌شود آنوقت انتظار چه چیزی را باید از مردم داشت؟ مردم ممکن است که حرف نزنند و چیزی از بی‎اعتمادی نگویند اما در باطن اعتماد خود را نسبت به مسئولان از دست داده‎اند.

 زمان زیادی تا برگزاری انتخابات باقی نمانده. در این فرصت چه باید کرد؟
مردم هم ایران را دوست دارند و هم نمی‎خواهند که جلوی خارجی‎ها کوتاه بیایند. اما به هر حال مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و نباید این را هم به حساب مسئولان بگذاریم. مردم به نظام و کشورشان علاقه دارند و نمی‎خواهند کشور تضعیف شود.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.