اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸

فوتبال ایران پس از سورپرایز دراگان

فوتبال ایران پس از سورپرایز دراگان
جلال چراغپور کارشناس فوتبال

انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی جدید تیم ملی یک «سورپرایز» بود. او را می‌توان گزینه‌ای مخفی دانست که نامش مطرح نبود.

 فدراسیون فوتبال روی دو مربی ایرانی یعنی امیر قلعه‌نویی و علی دایی متمرکز بود اما به یکباره دراگان اسکوچیچ مربی کروات را برای نیمکت تیم ملی برگزید. اسکوچیچ مانند خیلی از مربیان بلوک شرق مثل برانکو ایوانکوویچ، وینگو بگوویچ و لوکا بوناچیچ است که در فوتبال ایران کار کرده‌اند و تفاوت فنی آشکاری با هم ندارند و اگر تفاوتی هم داشته باشند، روی رفتار و اخلاق‌شان است. چه بسا که از لحاظ رفتاری هم خیلی به هم نزدیک هستند. کاری که این مربیان روی تیم‌ها انجام می‌دهند، این است که نظم حرکتی به تیم‌ها می‌دهند. مشخص‌ترین‌شان هم برانکو است که هم در تیم ملی و هم پرسپولیس، این نظم در بازی شاگردانش دیده می‌شد. در این میان، بعضی از آنها، اجازه خلاقیت هم به بازیکنان‌شان می‌دهند ولی نفراتی که برای خودشان بازی کنند و در خدمت تیم نیستند را خیلی نمی‌پسندند. دیدیم که برانکو چه بازیکنانی را کنار گذاشت و نخواست. بازیکنانی که به اصطلاح با توپ زیاد «ور» می‌رفتند و می‌خواستند توپ را برای خودشان نگه دارند.
با این حال، احساس من این است که همین تیم ملی، از فوتبالی که اسکوچیچ بخواهد به تیم تزریق کند، جلوتر است. یعنی اگر تیم ملی را رها کنیم و فرض کنیم که مربی ندارد، همان چیزی که از کارلوس کی‌روش باقی مانده و مواردی که مارک ویلموتس در این 6، 5 ماهه به تیم اضافه کرد، از تمام پتانسیل سرمربی فعلی تیم ملی بالاتر است. به دلیل اینکه آنها فوتبال اروپای مرکزی و روز دنیا را ارائه می‌دهند و حتی حرف که می‌زنند، برگرفته از برند فکری‌شان است. در نتیجه انتخاب چنین تفکری (بلوک شرق) برای تیمی که 8 سال مربی اروپایی داشته، یک برگشت به عقب است. خود ویلموتس هم با اینکه مدت کوتاهی روی نیمکت تیم ملی بود ولی پیشتر سرمربی تیم ملی بلژیک بود و حتی سابقه بازی در بوندس لیگای آلمان را نیز داشته است.
حالا برخی یک کلمه روتین درست کرده‌اند و می‌گویند مربی باید «شناخت از فوتبال ایران» داشته باشد اما این کلمه پرباری نیست. مثلاً برخی مربیان ایرانی 20 سال است که در فوتبال ایران مربیگری کرده‌اند و قبل از آن هم بازیکن بوده‌اند، بنابراین طبعاً از فوتبال ایران شناخت دارند. مگر به چه چیزی «فوتبال ایران» می‌گویند؟ مگر شوت، پاس دادن و دریبل زدن در دنیا با هم فرق دارد؟ آیا کی‌روش فوتبال ایران را بازی می‌کرد یا فوتبال اروپا را در تیم ملی درست کرد؟ اگر منظور از شناخت فوتبال ایران، بازیکنان باشد که الان 70 درصد تیم ملی در خارج از ایران بازی می‌کنند و آنهایی که می‌توانند لژیونر شوند، یک گام از فوتبال داخلی جلوتر هستند که مشتری دارند. الان مهدی طارمی و سردار آزمون را نمی‌توان به تیم ملی نیاورد. در این شرایط، هر کسی را که سرمربی می‌کردند، می‌شد گفت با فوتبال ایران آشنایی دارد.
در کل، من از این کلمات دو پهلو که فوتبال قابل پیش بینی نیست و در زمین مشخص می‌شود، نمی خواهم استفاده کنم. به فرض اینکه ما در دور اول مقدماتی که در آن گیر افتاده‌ایم، بحرین و عراق را شکست دهیم و صعود کنیم، در دور نهایی مقدماتی به مشکل می‌خوریم، چون اشکال داریم. در این شرایط، بعید می‌دانم که به جام جهانی 2022 قطر صعود کنیم. چون به اصطلاح خواب‌مان را گم کرده‌ایم. یکی که ساعت 11 شب می‌خوابد، اگر یک شب ساعت یک بخوابد و خوابش نبرد، می‌گویند خوابش را گم کرده است. ما هم زمانی که ویلموتس رفت، راهمان را گم و به مربی‌ای مثل اسکوچیچ قناعت کردیم. از کی روش به او رسیده‌ایم و آثار شیب نزولی در فوتبال ایران که قبلاً به آن اشاره کرده بودم، با این اتفاقات سرعت بیشتری به خود گرفته است./ روزنامه ایران

کپی
نظرات
نظرات | 0 نظر

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.