اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸

نمایش «بیگانه در خانه »

بیخانه در خانه

بیخانه در خانه

‌ یک نگاه گذرا بر وضعیت زمانه کافی است تا پی ببریم هیچ قطعیتی وجود ندارد. عصر ما عصر فرو ریختن‌هاست. گویا ابراهیم دیگری تبری برداشته و هر روز که می‌گذرد بت‌های ذهنی ما و جوامع ما را در هم می‌شکند. این فرو ریختن‌ها بیرحمانه پیش می‌روند. ما خود نیز گاه در این موج شکستن همراه می‌شویم، تبر برداشته و سراغ بت‌ها و تابوهای ذهن خود می‌رویم.

  زمانه ما زمانه سراسیمگی دانشمندان و پزشکان و روانپزشکان و جامعه شناسان و سیاستمداران هم هست. آنها نیز هر آن با فروپاشی آنچه در باورشان از ساختی مطمئن برخوردار بود مواجه می‌شوند. به ناگهان ویروس‌ها تغییر شکل می‌دهند. به ناگهان جوامع صاحب واکنش می‌شوند، یا از خمودگی به افسردگی می‌رسند، به ناگهان ارگ چند هزار ساله بم فرو می‌ریزد. به ناگهان اماکن فرهنگی مورد تهدید حمله موشکی قرار می‌گیرند. به ناگهان، پلاسکو در هم می‌شکند و منجی به قربانی تبدیل می‌شود. این همه ناگهان، این‌ همه عدم قطعیت، تنها در آنچه برابر چشمانمان قرار دارد رخ نمی‌دهد. پیش از آن، درون انسان معاصر است که در جدال شک‌ها و قطعیت‌ها، تعاریف کهنه و پوسیده را از دست رفته می‌بیند. همه اینها شبیه چیزی است که آن را عصر پست مدرنیسم خوانده‌اند. از میان همه اینها می‌گذریم و رودررو می‌شویم با «بیگانه در خانه». نمایش تازه محمد مساوات. کارگردانِ نقاشی که در آثار قبلی‌اش هم نشان داده که چقدر شناخت جهان نقاشی، در شکل‌گیری جهان او در تئاتر، نقشمند بوده و هست. آنجا در نقاشی همه چیز از یک نقطه کوچک شروع می‌شود و اینجا از کلمات. از «بیگانه» از «خانه» از «همسر». این کلمات هستند که در پیوندشان با تصاویر و عمل‌ها «acts»، تعیین‌کننده شکلی از اجرا هستند که در نهایت برآیند معانی‌زاده شده از نام اثر است. محمد مساوات سال‌هاست خانه و خانواده را منظر خود قرار داده تا اندیشه‌های بزرگش را از این واحد کوچک اجتماعی بیرون بکشد. در اغلب آثارش خانواده بستری است برای شکل گرفتن و از شکل افتادن و هر دوی اینها توأمان در آثار محمد مساوات در حال رخ دادن است. با وجود اینکه معمولاً شکل اجرای آثار او، برای تئاتر ما تازه بوده، اما این در برابر آنچه ورای شکلِ اثر ایجاد می‌شود، اصلاً اهمیتی ندارد. کما اینکه به‌لحاظ مؤلفه‌های بصری، چه بسا شما بتوانید نمونه‌هایی از مثلاً دکور «این یک پیپ نیست» یا «بیگانه در خانه» یا مثلاً لباس‌ها و گریم «خانواده» را در آثار دیگر ملل جست‌و‌جو کنید و بیابید. همان‌طور که می‌توانیم نارنجی‌های ون گوگ را در تابلوهای ژرژ سورا هم ببینیم. دقیقاً اینگونه شباهت‌ها به همین اندازه بی‌اهمیت هستند وقتی که از ترکیب عناصر متعدد اثر، جهانی تکینه شکل می‌گیرد که می‌تواند از میان شباهت‌ها، اندامی دیگر را به رقص درآورد و ارگانیزیشنِ (organization) دیگری را در ترکیب این مؤلفه‌ها به کار بگیرد. در «بیگانه در خانه» خرده روایت‌ها در زیست روزمره یک زن و شوهر و همسایه پیر و مرموزشان شکل دهنده پیکره کلی اثر هستند. امتناع مساوات از شکل دهی به یک کلان روایتِ غالب، برآیند رویکرد پست مدرنیستی اثر است. در آثار قبلی این کارگردان، وجود قدرتمند کلان روایت، باعث می‌شد نمایش همیشه جلوتر از مخاطب حرکت کند، این بار و در «بیگانه در خانه» به‌دلیل کم رنگ شدن عمدی کلان روایت، گاهی ممکن است مخاطبی که صرفاً برای دنبال کردن کلان روایت به تماشای اثر نشسته، از سرعت کار پیشی بگیرد و گمان کند که دست کارگردان را خوانده است. این دقیقاً نقطه‌ای است که ما را به بیراهه می‌برد. چرا که اتفاقاً نمایش دارد در همان لحظاتی که خرده روایت‌ها به آرامی پیش می‌روند، آدرس‌های درست را برای فهم بیشتر و بهتر، ارائه می‌کند. مکان اثر (خانه)، روابط موجود در میان کاراکترهای اثر (خانواده)، بحران موجود میان کاراکترهای اثر (خیانت)، همه اینها در دنیای امروز، چنان باری از روزمرگی گرفته‌اند که شکفتن جوانه از شاخه‌های مدفون زیر این بار سنگین، بسیار دشوار است. زدودن روزمرگی از این کلمات، جز با فروریختن‌شان ممکن نیست. به‌همین دلیل در نمایش مساوات، روی سر خانه که طبیعتاً باید محیط امن و دور از چشمان مزاحمی باشد، یک پرده بزرگ قرار می‌گیرد تا تمام زوایای پیدا و پنهان خانه از فضولی چشم‌ها در امان نماند. بین زن و شوهر به‌عنوان افراد خانواده، یک (AL7) ساختگی قرار می‌گیرد تا فروپاشی معنای خانواده و استیلای بیگانگی را ایجاد کند. این عناصر دقیقاً دارند معانی کهنه و فریز شده ذهن ما نسبت به خانه و خانواده را در هم می‌شکنند. این نمایش نه قصد مقایسه یا رودررویی تئاتر و سینما را دارد!!! (این برداشت بسیار خالی از تفکر و ناشی از عدم شناخت است) و نه بی‌دلیل همه این عناصر را کنار هم چیده. مساوات مانند یک نقاش که سال‌هاست دریافته نقاشی صرفاً بواسطه مقداری رنگ، چند قلم مو و یک بوم سفید ایجاد نمی‌شود، جسورانه مدیا‌های مختلف را به خدمت می‌گیرد. اگر لازم باشد برای بوم سفیدش از دیوار همسایه استفاده می‌کند، برای رنگش از لجن‌های سبز جوی و برای قلم مو از انگشتان دستش. او دریافته که مدیا، بی‌اهمیت‌ترین چیز در خلق اثر هنری است. و نحوه استفاده از مدیا و همه آنچه بعد از انتخاب مدیا اتفاق می‌افتد است که اهمیت دارد. هیچکاک که از او در این نمایش بسیار یاد می‌شود، می‌گوید: «من روش داستانگویی را از خود داستان بیشتر دوست دارم.» در این نمایش نیز چیدمان خرده روایت‌ها، پیوستگی‌شان با ستون معنایی اثر که همان واژه بیگانگی است، میزانسن و در نهایت اتمسفری که ایجاد می‌شود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کاراکترهای نمایش «بیگانه در خانه» یا از چیزی فرار می‌کنند یا در جست‌و‌جوی چیزی هستند. در هر دو وضعیت، بیگانگی و فروپاشی قسمت آنهاست. زن، به فرض آگاهی‌اش از اینکه AL7 همان همسرش است، از وجود عینی او به وجود مجازی‌اش می‌گریزد. مرد، از تنهایی خود می‌گریزد، از ترسِ وسواسی و بیمارگونه خیانت. هر دوی آنها روزگاری از کشور خود گریخته‌اند و اکنون در کشور دیگری، مهاجرانی بیگانه و غیر قانونی هستند که حتی برای امنیت خود نمی‌توانند از پلیس کمک بخواهند. پیرزن همسایه شوهر مرده‌اش را جست‌و‌جو می‌کند. گذشته‌اش را جست‌و‌جو می‌کند. هر روز بر در خانه‌ای که روزگاری در آن زندگی کرده ضربه می‌زند و آخر به خانه راه می‌یابد. صندوق مرموزش را آنجا می‌گذارد و حضور ذهنی اش در آن خانه را گاه و بی‌گاه عینیت می‌بخشد. برای جست‌و‌جوی امید یافتن همسرش، از بیداری به خواب می‌گریزد. از واقعیت به افسانه می‌گریزد. و گویا تنها اوست که در نهایت موفق می‌شود و ناممکنی چون آواز خواندنش با آن صدای گوشخراشی که در طول اجرا دارد را به ممکنی گوشنواز تبدیل می‌کند. بیگانه در خانه سرشار از دقت و دشواری است. آنچه برابر ما در حال رخ دادن است، بسیار دقیق و حساب شده و تمرین شده است و علاوه بر کارگردانی، گویا تمام زوایای حرکتی این اثر مهندسی است. دکور بشدت ناتورالیستی اثر با جزئیات فراوان و زوایای پنهانی که در تصاویر ویدئو جست‌و‌جوگری ما را برای کشف رازهای خانه پاسخ می‌دهد، بازی‌های درست، انتخاب لحن مرد و کنتراستش با راحتی بیان زن و بازی شجاعانه و فروتنانه نوید محمد‌زاده، همگی اینها، نمایش دیگری از محمد مساوات را به ما ارائه می‌دهد که تا سال‌ها می‌توانیم در گفت‌و‌گوهایمان از تئاتر، به آن رجوع کنیم. ‌

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.