اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸

ترامپ، تجلی شر مبتذل

ترامپ، تجلی شر مبتذل
بهمن نامور مطلق

هنگامی که ترامپ اعلام کرد ۵۲ نقطه فرهنگی ایران را می زند. با خود گفتم غیر ممکن است این سخن را گفته باشد. مگر می شود، کسی این حرف را بزند. چنین عریان و چنین خشن مراکز فرهنگی یکی از گهواره های تمدن بشری را تهدید کند. البته هر کجای ایران را هدف قرار دهند فرهنگی است. وقتی دوباره تکرار کرد و وقتی همه دنیا اعتراض کردند دیگر یقین کردیم که بله می شود حتی از زبان یک رییس جمهور.

با خود خیلی فکر کردم چگونه می توان این گفتمان را تحلیل کرد. زیرا خرد حیران مانده بود و هیچ راه حلی برای خروج از این حیرانی نمی یافت. خرد برای حل مسائل منطقی خلق شده و در این مسئله هیچ منطقی یافت نمی شد. یکباره «عقل تطبیقی» جرقه ای زد و به یاد کارهای طالبان و داعش افتاد و اینکه آنها هم همین کار را کرده اند. مجسمه بودا به یاد آمد، موزه نینوا و محوطه پالمیرا. و تمام جنایات فرهنگی که انجام داده بودند. کمی که فکر کردیم به خود گفتیم خوب اینها از مکتب شمایل ستیزان یا ایکونوکلسها هستند. داعش و طالبان و تمام گروههای مشابه صورتگرایان صورت ستیز و شمایل شکن اند. آنها بر اساس باوری که دارند هر مجسمه ای و حتی عروسکی را از بین می برند. یعنی یک اعتقاد هر چند قشری پشت سر این کنشها وجود دارد.

اما ترامپ چه؟ او که به مجسمه و عروسک و مانکن و این چیزها علاقمند است. پس چگونه باید تحلیل اش کرد. بلاخره به یاد آیشمن و نظریه «شر مبتذل» یا «ابتذال شر» هانا آرنت افتادم. آدولف آیشمن جنایات بسیاری در جنگ جهانی دوم مرتکب شده و صدها بلکه هزاران نفر را به اردوگاههای مرگ فرستاده بود. وقتی در سالهای شصت دستگیر و محاکمه شد. پاسخهایش تکان دهنده می نمودند. زیرا در مقابل جنایات هولناکی که انجام داده بود پاسخهای بسیار نازل و حقیرانه ای می داد. مثلا می پرسیدند: چرا صدها زن و کودک را به کام مرگ فرستادی؟ پاسخ می داد: چون دستور را اجرا می کردم. برای او موضوع جان انسان، رنجهای عمیق مادران، خون دل پدران و بسیاری از ملالتهای دیگران قابل فهم نبود.
این پاسخها موجب حیرت فیلسوف معروف هانا آرنت شد که برای تهیه گزارش رفته بود. بسیار تامل کرد تا این تضاد را هضم کند و در نهایت نظریه شر مبتذل را ارائه داد. یعنی گاهی شرارت از سوی کسانی صورت می گیرد که آگاهی ندارند و قدرت قضاوتشان را از دست داده اند چنین اشخاصی هم سخنانشان مبتذل است و هم تهدیداتشان.
شر مبتذل هنگامی شکل می گیرد که آگاهی نیست اما قدرت هست، مسئولیت پذیری نیست، اما اختیارات هست، تفکر نیست اما ابزار هست، فرهنگ نیست اما فن آوری هست، اخلاق نیست اما اسلحه هست، معرفت شناسی نیست اما وظیفه شناسی هست... این شرایط اشخاصی خاصی را تربیت می کنند.
این افراد می توانند ماشین سهمگین تخریب و ویرانی همچنین جنایت و ستم باشند، زیرا قدرت تمییز خیر و شر را از دست داده اند. میان بازی و واقعیت تفاوت چندانی قائل نیستند. برایشان مرکز فرهنگی و میدان جنگی هم فرقی نمی کند. آسیبهای زیست محیطی را به شوخی می گیرند. این آدمهای غیرجدی را باید جدی گرفت، می توانند بسیار خطرناک باشند چون توانایی درک خطر را ندارد و از اهمیت آثار فرهنگی و زیست محیطی حتی جان انسانها بی خبرند.
اغلب این اشخاص، افرادی فرمانبردارند آنهایی هستند که می گویید «برو کلاه بیاور می روند سر می آورند». اما گاهی هم می توانند رییس یا رییس جمهور باشند، که اگر هستند که هستند باید گفت: ‌«جهان دچار شر مبتذل شده است.»


****ارائه شده در هم اندیشی حفاظت از اموال فرهنگی ملتها و میراث جهانی

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.