اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۸

کلمات کلیدی

فاطمه(س) نوری فراروی جست وجوگران طریق حقیقت

فاطمه(س) نوری فراروی جست وجوگران طریق حقیقت
اسماعیل علوی دبیر گروه پایداری

تا روز رحلت رسول گرامی اسلام(ص)کسی از اهالی مدینه، فاطمه(س) را بدون لبخند ندیده بود، حتی در روزهای سخت. از جابربن عبدالله نقل است؛ روزی رسول خدا(ص) می‌بیند دخترش ردایی از جل شتر پوشیده و با دستان خود آسیاب کوچک خانگی را می‌گرداند و در عین حال فرزند خود را شیر می‌دهد. حضرت رسول(ص) با دیدن این منظره اشک در چشمانش حلقه زده و متأثر می‌شود.

حضرت فاطمه(س) اما با رویی گشاده خطاب به پدر می‌فرماید:«خدا را برای نعمت و کرامت‌هایش شاکر و سپاسگزارم.» بدین معنا که گلایه‌ای از این وضعیت ندارم. در این هنگام فرشته وحی بر رسول خدا(ص) فرود آمده و کریمه «ولسوف یعطیک ربک فترضی» و پروردگارت بزودی به تو عطایی می‌کند که راضی شوی/ ضحی، آیه 5/نازل می‌شود.آری دنیا در نگاه فاطمه(س) دخت گرامی رسول خدا(ص)، درعین پنجه در پنجه شدن با سختی، گرسنگی وخستگی، در کنار پدر و خانواده آمیخته با شیرینی بود. او(س) با وجود آنکه یگانه فرزند برترین شخصیت تاریخ بشری که استواری پیامش لرزه برامپراطوری‌های چند صد ساله انداخته بود، با سادگی محض زندگی می‌گذراند وهیچگاه نه کاخی بنا نهاد، نه لباسی از جنس حریر و ابریشم و دیبا پوشید و نه برکسی فخر فروخت. بلکه مسئولیت‌ها و وظایف خانه و خانواده را با تمام دشواری‌ها شخصاً برعهده داشت و به دیگران واگذار نمی‌کرد. امیرالمؤمنین علی(ع) دراین باره گزارش داده است: «فاطمه(س) به اندازه‌ای مشک آب بردوش کشید که جای بند آن بر بدنش ماند و آنقدر دستاس گردانید که دستانش تاول زد و متورم شد و به قدری خانه را جاروب زد که لباس‌هایش پر از گرد وغبار شد و آنقدر زیر دیگ را برافروخت که لباس‌هایش از دود تیره شد و...» این همه درحالی بود که در جریان پیروزی مسلمانان بر یهودیان بنی نضیر در خیبر، مالکیت فدک از طریق رسول خدا به او رسیده بود، اما درآمد آن صرف مستمندان و بی‌چیزان می‌شد.به علاوه شوهرش –علی(ع) – نیز ده‌ها چاه و قنات حفر و به آب رسانید که همه را وقف محتاجان و در راه ماندگان نمود و خود را از منافع آنها محروم کرد.
با رحلت رسول اکرم(ص)، لبخند هم از لبان فاطمه(س) محو و اندوه بزرگی بر جانش نشست.آنچه بر مصیبت فاطمه(س) علاوه بر فقدان پدر   می‌افزود، افسوس رجعت به ارزش‌های قبل از اسلام و نادیده گرفتن میراث رسالت محمدی(ص) و جانشینی علی(ع) به رغم نصب آشکار پیامبر خدا در واقعه غدیر خم بود. در پی آن نیز وضعیتی پیش آمد که حریم و حرمت اهل بیت پیامبراکرم(ص) شکسته شد و فدک با این فرض که می‌توانست پشتوانه مالی جبهه حق قرار گیرد، غصب گردید. همه این اتفاقات در شرایطی به وقوع پیوست که هنوز پیکر مطهر پیامبر اسلام برزمین مانده و از جوانمردی به دور بود تا قبل از به خاکسپاری آن حضرت کسی در پی تعیین خلیفه برای بعد از او باشد. اما شد آنچه نباید می‌شد و تاریخ اسلام بلافاصله پس‌ از رسول خاتم دچار کشمکش‌های تعیین جانشین گردیده و با تفرقه وتشتت همراه شد. 
علی(ع) که ناباورانه ناظر این وقایع بود، وقتی دست از کار کفن و دفن پیامبر خدا شست، کار را تمام شده یافت. تا آنجا که برای باز گرداندن حق خود بایستی دست به شمشیر می‌برد و در این میان ممکن بود علاوه برریخته شدن خون‌های بسیار، دیانت اسلام و رسالت محمدی(ص) از اصل دچار آسیبی جدی شده و در همان آغاز راه، شعله آن به‌خاموشی گراید و دچار سرنوشتی نامعلوم شود. این بود که سکوت پیشه کرد و به اصرار معدود غیرتمندان حامی خود نیز شمشیر     حق‌خواهی از نیام برنکشید. فاطمه(س) اما در حد اعتراضی ماندگار که در امتداد تاریخ طنین یافت، دست به‌کار شد و ضمن خطبه‌ای آتشین در مسجدالنبی از علی(ع) به‌عنوان قرآن ناطق یاد کرده و دلایل جانشینی برحق آن حضرت را برشمرد. آنگاه با مخاطب قرار دادن کسانی که هرگونه اقدامی در بازگرفتن حق جانشینی علی(ع) را مقابله با فتنه نامیده بودند، فرمود: «شما را با فتنه خواباندن چکار!؟ به راستی چه می‌کنید و چه دروغ‌ها می‌بافید، با اینکه کتاب خدا میان شماست و دستوراتش پر نور و احکامش درخشنده، نشانه‌هایش آشکار، نواهی‌اش ظاهر و اوامرش واضح و روشن است، ولی شما آن را پشت سر افکندید!..... آن‌چنان شتابزده شتر خلافت را در اختیار گرفتید که حتی درنگ نکردید رام گردد و تسلیم شما شود. ناگهان آتش فتنه را شعله ور ساختید و ندای شیطان گمراه‌گر را پذیرا شدید و انوار تابان آیین خدا را خاموش و به از میان بردن سنت‌های پیامبر پاک الهی همت گماردید. به بهانه گرفتن کف از روی شیر، آن را به‌طور کامل و مخفیانه نوشیدید و برای منزوی ساختن رسول خدا و فرزندان او به کمین نشستید. ما نیز چونان کسی که خنجر برگلو و نوک نیزه بر دلش نشسته باشد چاره‌ای جز صبر و شکیبایی نداریم.....» سپس با مخاطب قرار دادن انصار فرمود: «ای جوانمردان، ای بازوان ستبر ملت، ای یاوران اسلام، چرا حق مرا نادیده می‌گیرید؟ در برابر ستمی که برمن روا داشته شده این چه غفلتی است که از خود نشان می‌دهید؟...... آیا گمان می‌برید با رحلت محمد(ص) همه چیز تمام شد؟.... به خدا سوگند فقدان پدرم حادثه‌ای بس بزرگ و مصیبتی جانسوز بود که هیچ اندوهی به پایه آن نمی‌رسد، اما کتاب خدا از آن خبر داده بود، پیامبران پیشین نیز قبل از او با واقعیت مرگ روبه‌رو شده بودند، چرا که مرگ فرمان حتمی و تخلف‌ناپذیر الهی است، آیا اگر پیامبر از دنیا برود شما واپسگرا می‌شوید؟... چرا پس از بیان قرآن و پیامبر، امروز حیران و سرگردانید؟ چرا حقایق را پس‌ از آشکار شدنش نهان می‌دارید و پیمان شکنی کرده و بعد از ایمان راه شرک را در پیش گرفتید؟» بلافاصله بعد از خطبه غرا و کوبنده حضرت زهرا(س) که آثار مشهودی در مخاطبان حاضر در صحنه داشت، جهت از بین بردن آثارسخنان حضرت فاطمه(س)، سخنرانی دیگری انجام گرفت که ضمن آن‌ شأن اهل بیت و دختر پیامبر رعایت نشد و احساسات برخروشیده در نتیجه ارعاب و تهدید همچون موجی کوتاه فرو نشست. 
فاطمه(س) پس‌ از مواجهه با این وضعیت به کنار قبر رسول خدا شتافت و آنقدر گریست تا لباسش از اشک خیس شد. آن حضرت(س) از این پس شیوه «اشک» و «قهر» را به‌عنوان شیوه مبارزه با کسانی که حق او و شوهرش را غصب کرده بودند، برگزید و از ملاقات با کسانی که بر جایگاه رسول خدا تکیه زده بودند، امتناع کرد. این شیوه مبارزه که برحدیث روایت شده از جانب رسول اسلام(ص) که فرمود:«فاطمه پاره تن من است، کسی که وی را آزرده کند، مرا آزرده است» استوار بود و می‌توانست با مخاطب قرار دادن وجدان‌ها مردم مدینه را به حمایت از حق ترغیب کند، اما شایعه بیماری‌ فاطمه(س) وتبیینی عاطفی از شدت تألمات روحی دختر رسول خدا در فراق پدرش درصدد مقابله و مهار آن برآمدند. از این رو آخرین تیر ترکش حضرت فاطمه(س) برای باقی ماندن صدای اعتراض در طول تاریخ، توصیه اکید بر دفن پنهانی و مخفی نگه داشتن قبر خود بعد از شهادت بود. براین اساس وقتی روح بلند حضرت فاطمه(س) به آسمان‌ها پر کشید، امیرالمؤمنین علی(ع) او را مخفیانه و در محلی به دور از چشم دیگران به خاک سپرد. از این جهت وقتی خبر شهادت حضرت فاطمه(س) منتشر شد که پیکر مطهر آن حضرت مخفیانه تشییع و در محلی که کسی از آن اطلاع نداشت دفن شده بود. این اقدام اعتراضی طنین و بازتاب وسیعی یافته و این پرسش تاریخی را مطرح می‌سازد که چرا یگانه دخت گرامی پیامبر اسلام(ص) که مورد تکریم همواره او بود، محل دفن‌اش پنهان است؟! سؤالی که امروز نیز مطرح بوده و اجازه نمی‌دهد موضوع جانشینی رسول خدا به فراموشی سپرده شود. از همین رو در همان وقت کسانی سعی کردند تا با زور و تهدید محل قبر را بیابند حتی تصمیم به شکافتن و نبش چندین قبر گرفتند تا بر پیکر فاطمه دست یابند و بعد‌ از اینکه خود برآن نماز خواندند، او را با شکوه هر چه تمامتر مجدداً به‌خاک بسپارند، تا موضوع مخالفت محبوبه رسول خدا(ص)با آنان به تاریخ راه نیابد. اما تدبیر حضرت فاطمه(س) و مقاومت حضرت امیر(ع) مانع از آن گردیده و شهادت مظلومانه و قبر پنهان او راهنمای جست‌و‌جوگران برای رسیدن به حقیقت است.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.