اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹
«ضرورت دولت الکترونیک» در گفت‌وگو با رضا اکبری‌نوری، دستیار حقوق شهروندی وزیر ارتباطات

موهبت تکنولوژی

موهبت تکنولوژی
رضا نوریان

تکنولوژی نماد عدالت و اخلاق نیست بلکه تسهیلگر آن است. واقعیت این است که دنیا با پیچیده‌تر شدنش، ابزار نظارتی دقیق‌تری را نیاز دارد و تکنولوژی این ابزار را در اختیار ما می‌گذارد و این باعث می‌شود که جامعه اخلاقی‌تر شده و به تبع آن «اعتماد اجتماعی» هم احیا شود.

وقتی از «تکنولوژی» در جمع اهالی علوم‌انسانی‌ سخن به میان می‌آید، بی‌درنگ مباحث انتقادی در باب تکنولوژی همچون آرای مارتین هایدگر، هربرت مارکوزه، یورگن هابرماس و... به ذهن خطور می‌کند. گویی تکنولوژی با سلطه خود جوامع انسانی را به نوعی در خود بلعیده است. هر چند‌ نمی‌توان منکر سلطه تکنولوژی بر دنیای امروز شد اما شاید بتوان نگاهی ایجابی‌تر نیز به این فضا داشت؛ به این معنا که اگر روزی تکنولوژی ارزش‌های انسانی را به حاشیه بُرد، امروز خود، احیاگر این ارزش‌ها شده است.

 رضا اکبری‌نوری، استاد اندیشه سیاسی و دستیار حقوق شهروندی وزیر ارتباطات، معتقد است که زیرساخت‌های ارتباطی و تکنولوژی که در پس آن قرار دارد، می‌تواند تسهیلگر اخلاق و عدالت اجتماعی در دنیای امروز باشد. به زعم او، دنیا با پیچیده‌تر شدنش، ابزار نظارتی دقیق‌تری را نیاز دارد و تکنولوژی این ابزار را در اختیار ما می‌گذارد و این باعث می‌شود که جامعه اخلاقی‌تر شده و به تبع، «اعتماد اجتماعی» هم احیا شود.

***

جناب اکبری‌نوری، در جوامع بشری بحث از «عدالت اجتماعی» در برهه‌هایی برجسته می‌شود. فکر می‌کنید مطالبه «عدالت» برای انسان قرن بیست و یکم چرا هنوز موضوعیت دارد؟

عدالت، یک بحث بسیار ریشه‌دار، تاریخی و بنیادین است. تقریباً می‌توان گفت از زمانی که انسان‌ها به مسائل اجتماعی  پرداخته‌اند موضوع «عدالت» یک بحث حیاتی برای انسان بوده است. طبیعتاً همه انسان‌ها و همه جوامع چه در بعد فردی، چه در بعد خانوادگی و چه در بعد اجتماعی و سیاسی همواره به این موضوع برخورده‌اند که چگونه می‌توان حقوق شهروندی را به بهترین شکل محقق کرد؟

در این راستا، آموزه‌های دینی، فرهنگی و تاریخی ما و جریان‌های مختلف سیاسی و اجتماعی چه در جامعه ایرانی و چه در جوامع دیگر نیز حساسیت ویژه‌ای نسبت به مسأله عدالت و احقاق حقوق شهروندی داشته‌اند تا آنجا که مسأله عدالت در قرن بیست و یکم همچنان مسأله بنیادین جوامع بشری به شمار می‌رود.

 در این جامعه مدرن پیچیده با این سرعت تغییرات و همچنین مطالباتی که شهروند امروز دارد، چگونه می‌توانیم عدالت را به ساحت‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و قومیتی تسری دهیم؟

امروز محقق شدن عدالت به شکل عام و در ساحت‌های مختلف شدنی نیست مگر اینکه ما «تکنولوژی» را به کار گیریم. اما این تکنولوژی خود یک تیغ دولبه است که هم می‌تواند به نفع عامه مردم عمل کند و هم در مواردی به زیان مردم تمام شود.

تکنولوژی چگونه می‌تواند بستری برای تحقق «عدالت اجتماعی» شود؟

«عدالت» با مسأله «رفاه» پیوند عمیقی دارد و اساساً یکی از تعاریف عدالت در دنیای امروز «توزیع عادلانه خدمات اجتماعی» است. در این فضا، فردی روستایی را در نظر بگیرید که به دلیل کمبود خدمات رفاهی در روستا از بسیاری از امکانات محروم است؛ اما امروز از طریق موبایل می‌تواند از سرویس‌های خدماتی بهره‌مند شود که یک فرد در تهران به آنها دسترسی دارد.

همه مردم حق دارند که خدمات ICT (فناوری اطلاعات و ارتباطات) را در اختیار داشته باشند. این امر، فی‌النفسه مثبت است؛ چرا که مردم هرچه بیشتر ابزار در اختیار داشته باشند، رفاه بیشتری هم خواهند داشت؛ به عنوان مثال، چنانچه در بخش فنی منزل خود دچار مشکلی شوند، یا اگر در حوزه‌های روحی، فکری، دینی و... نیازمند مشاوره باشند، می‌دانند که بوسیله یک اپلیکیشن می‌توانند به انواع خدمات اجتماعی متصل شوند. این امر خود می‌تواند ارزش افزوده‌های بسیار به همراه داشته باشد؛ چراکه افراد عملاً با خرید یک خط می‌توانند، از بسیاری از خدمات اجتماعی بهره‌مند شوند.

گروه‌های مختلفی هم درگیر این موضوع هستند؛ از تولیدکنندگان محتوا تا کسانی که محتواها را گردآوری کرده و آنها را در قالب اپ‌ها درمی‌آورند و در نهایت اپراتورهایی که این خدمات را بین مردم توزیع می‌کنند. طبیعتاً در این فضا، اشتغال و درآمد زیادی هم تولید می‌شود و اساساً ارزش افزوده زیادی از طریق یک خط تلفن به شهروندان ارائه می‌شود‌.

در واقع، وقتی از تکنولوژی صحبت می‌کنیم بحث دسترسی‌ها، سطوح آن و اینکه چه کسانی، در چه موقعیت‌ها و سنینی به چه محتوا و اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، مطرح می‌شود. همچنین رد پای تکنولوژی را در حوزه‌های اقتصادی چون گسترش اپلیکیشن‌ها، گسترش خدماتی که امروز در عرصه ICT به مردم ارائه می‌کنیم مثل بازی‌ها، سرگرمی‌ها، خدمات مشاوره و... نیز می‌توان دید.

عنوان کردید که تکنولوژی همچون تیغی دولبه است و همان طور که می‌تواند بستری برای تحقق عدالت و حقوق شهروندی باشد، می‌تواند به زیان مردم نیز تمام شود؛ اما چگونه؟

واقعیت این است که مرحله نخست «ارائه خدمات» است اما مرحله بعدی این است که ما ضمن گسترش این خدمات، «آگاهی و اطلاع» لازم را هم به مردم بدهیم که این اطلاعات و ابزار چه زمان‌هایی و به چه شیوه‌هایی قابل استفاده است، چقدر هزینه‌بردار و تا چه اندازه رایگان است و وقتی هم برای مردم در استفاده از این اپلیکیشن‌ها هزینه ایجاد می‌کنیم، توضیح دهیم که این هزینه‌ها بابت چیست.

ما بدون اینکه منکر اهمیت ارزش ‌افزوده این خدمات و نقش آنها در عدالت اجتماعی شویم، با این نگرانی هم مواجه هستیم که تولیدکنندگان محتوا به مردم درخصوص محتوا، آسیب‌ها و مزایایی که محتوای تولید شده دارد، آگاهی درستی ندهند و دیگر اینکه، از هزینه‌های هر اپلیکیشن به میزان استفاده‌ای که مردم دارند، آشکارسازی درستی صورت نگیرد. لذا، وزرات ارتباطات ضمن اینکه خود تولید این محتواها و همچنین ترویج و اشاعه خدمات را تشویق می‌کند اما از طرف دیگر، موظف است نظارت لازم را هم بر نوع ارائه این خدمات داشته باشد.

بسیاری از آسیب‌های تکنولوژی در اثر همین فقدان آگاهی‌ها رخ داده است و ما اگر این آگاهی را به مردم می‌دادیم (که البته معتقدم امروز این آگاهی وجود دارد) بسیاری از مسائل رخ نمی‌داد. وظیفه ما این است که حقی را که از مردم تضییع شده به آنان برگردانیم.

اکنون چه گام‌هایی در مسیر دولت الکترونیک برداشته شده و چه راهی در پیش داریم؟

هنوز در مرحله «ایجاد» هستیم و فاصله زیادی تا مرحله «یکپارچگی» و «تبادل اطلاعات» داریم. البته برخی سازمان‌ها در بحث دولت الکترونیک پیشرو‌ترعمل کرده‌اند.

چرا این راه تاکنون تکمیل نشده است؟

دلایل متعددی دارد؛ شاید اصلی‌ترین دلیل این باشد که هنوز در بخش بزرگی از بدنه اجرایی، این باور و این اراده ایجاد نشده که شاید جدی‌ترین راه تأمین حقوق مردم، تکمیل و ایجاد زیرساختی تحت عنوان «دولت الکترونیک» است.

پیوستن به این زیرساخت ما را از بسیاری مفاسد و هزینه‌ها دور می‌کند و به توسعه «عدالت اجتماعی» بسیار می‌تواند کمک کند. در چنین شرایطی دیگر چندان اهمیتی ندارد که افراد کجای این کشور زندگی می‌کنند، چون دسترسی‌ها برای همه مردم در همه نقاط برابر است و همه می‌توانند با هزینه مشابه و حتی در کم هزینه‌ترین حالت ممکن به اطلاعات و خدمات دسترسی پیدا کنند.

برای تحقق این امر، ما هیچ کمبودی به لحاظ فنی و زیرساختی نداریم. آنچه اهمیت دارد، توسعه و ترویج آن است که این تصمیم در دولت گرفته شده و سازمان‌ها تلاش‌های بسیاری را صورت داده‌اند. امیدوارم آن جدیتی که در وزارت ارتباطات، بدنه دولت و شخص رئیس ‌جمهوری هست، از سوی دیگر سازمان‌ها هم صورت گیرد؛ البته اگر رسانه‌ها هم در این رابطه نقش جدی بازی کنند و «دولت الکترونیک» را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنند، به تحقق دولت الکترونیک نزدیک‌تر می‌شویم.

شاید یکی از کارهای خوبی که شما به عنوان رسانه می‌توانید انجام دهید این است که سراغ کارشناسان بروید و میزان پیشرفت‌های دولت الکترونیک را منعکس کنید؛ اینکه اکنون در چه وضعیتی است؟ و هر سازمان تا به امروز چقدر پیشرفت داشته است؟ پرداختن به این مهم می‌تواند بسیار به رشد دولت الکترونیک کمک کند.

 

براهمیت تکنولوژی و زیرساخت‌های ارتباطی در «تحقق عدالت»، «مبارزه با فساد» و «ایجاد شفافیت» اشاره کردید. آیا سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات از جمله این زیرساخت‌ها است؟ به اعتقاد شما، این سامانه، در عمل چقدر توانسته از فساد جلوگیری کند و به عدالت اجتماعی و شفافیت، جامه‌عمل بپوشاند؟

به نظر می‌آید که اراده خوبی در پس جریان «دسترسی آزاد به اطلاعات» وجود دارد، هرچند که راه زیادی تا رسیدن به موقعیت ایده‌آل‌مان داریم. اما از دو سه زاویه می‌توان به این موضوع نگریست؛ یکی اینکه، این یک مطالبه از طرف مردم است و ما هرقدر در این راه جلو برویم، خواست مردم برای اینکه به اطلاعات مورد نیازشان دسترسی آزاد، سریع و مطمئن داشته باشند، افزایش پیدا می‌کند. این اتفاقی است که در همه دنیا در حال رخ دادن است و ایران نیز طبیعتاً از این قضیه مستثنی نیست.

دوم اینکه، بحث اطلاعات، تولید محتوا و ساز و کارهایی از این دست اساساً در راستای منافع ملی است؛ به تعبیری هرقدر به مردم راحت‌تر و سهل‌تر اطلاعاتی که می‌خواهند بدهیم، چند اتفاق می‌افتد؛ نخست اینکه بسیاری از هزینه‌های عمومی کاهش پیدا می‌کند. دوم اینکه، وقتی این دسترسی وجود دارد، بسیاری از معضلاتی که در جامعه تحت عنوان «فساد» با آن مواجه هستیم کاسته می‌شود؛ یعنی اگر شهروندان ملزم نباشند که برای دریافت خدمات اجتماعی با افراد در تماس باشند و بسیاری از مجوزها و مدارک را به صورت آنلاین دریافت کنند، بسیاری از ناهنجاری‌های ما هم به تبع آن کم می‌شود و در عمل بسیاری از مراجعه‌ها به سازمان‌ها کاهش می‌یابد و از تراکم و فشار کاری در سازمان‌ها کاسته خواهد شد. وقتی لزومی نداشته باشد که شهروندان برای انجام امور روزمره‌شان وقت زیادی صرف کنند، طبیعتاً احترام و کرامت انسان‌ها هم در این بین بیشتر حفظ خواهد شد.

فکر می‌کنید در حال حاضر «دسترسی آزاد به اطلاعات» در عمل چقدر محقق شده است؟

تا رسیدن به نقطه مطلوب بسیار فاصله داریم؛ اما ناگزیریم آن را محقق کنیم. علاوه بر اینکه، دسترسی آزاد به اطلاعات، منافع زیاد جمعی و ملی دارد و طی آن می‌توانیم در بسیاری زمینه‌ها با سرعت، اطمینان و اعتماد بیشتری حرکت کنیم.

حمایت دولت از سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات، سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها را ملزم می‌کند که اطلاعات خود را در اختیار این سامانه قرار دهند. اگر این سامانه شکل نهایی خود را پیدا کند، طبیعتاً به مقوله‌ «عدالت اجتماعی» کمک خواهد کرد؛ چون اموال اشخاص ثبت و ورودی و خروجی درآمدها مشخص می‌شود و همه می‌توانند یکدیگر را رصد کنند.

عنوان کردید، اگر شهروندان ملزم نباشند که برای دریافت خدمات اجتماعی با افراد در تماس باشند، خیلی از ناهنجاری‌ها و فسادها کاهش پیدا می‌کند. چرا فکر می‌کنید زیرساخت‌های ارتباطی و تکنولوژی مربوط به آن، معتمدتر از انسان‌ها هستند؟ یعنی ورود تکنولوژی به مناسبات شهروندی ما را اخلاقی‌‌تر خواهد کرد؟!

واقعیت این است که تکنولوژی ابزاری است که می‌تواند به اخلاقی‌تر شدن ما کمک کند. وقتی اطلاعات افراد اعم از کارهایی که انجام می‌دهند، درآمدهایی که کسب می‌کنند، مشاغلی که دارند و حتی افکار و ایده‌هایشان، از طریق این زیرساخت در اختیار همه شهروندان قرار ‌گیرد، به یک «خودمراقبتی جمعی» خواهد انجامید.

ورود تکنولوژی به مناسبات شهروندی چند اتفاق را موجب می‌شود، نخست آنکه باعث می‌شود تا افراد بیشتر مراقب خودشان باشند، چون این تکنولوژی، جامعه را به سمت شفافیت هرچه بیشتر سوق می‌دهد و در نتیجه ما راحت‌تر می‌توانیم نظارت، کنترل و مدیریت کنیم. آمار و داده‌های درست‌تری را در اختیار داشته باشیم و بر مبنای همان هم ما یک خودمراقبتی جدی‌تری هم نسبت به خودمان داشته باشیم و بدانیم که هر کاری از طرف ما به راحتی قابل دسترسی است و امکان پنهان شدن را از افراد می‌گیرد. تا پیش از این تکنولوژی، افراد به‌راحتی می‌توانستند پنهان شوند، اما با این دسترسی، امکان پنهان شدن برای طولانی مدت از افراد گرفته خواهد شد و آنان پیوسته در معرض دید دیگری خواهند بود و «دیگری» آنان را داوری و قضاوت خواهد کرد.

بنابراین، تکنولوژی نماد عدالت و اخلاق نیست بلکه تسهیلگر آن است. واقعیت این است که دنیا با پیچیده‌تر شدنش، ابزار نظارتی دقیق‌تری را نیاز دارد و تکنولوژی این ابزار را در اختیار ما می‌گذارد و این باعث می‌شود که جامعه اخلاقی‌تر شده و به تبع آن «اعتماد اجتماعی» هم احیا شود. به همین دلیل است که معتقدم هرقدر افراد برای دریافت خدمات اجتماعی کمتر با همدیگر در تماس قرار گیرند و در عوض اپ‌ها این خدمات را ارائه کنند، احتمال فساد کمتر و به تبع آن «اعتماد اجتماعی» بیشتر خواهد شد.

گاهی اخباری که درباره فساد از شبکه‌های رسمی منتشر می‌شود خود بستری برای ناامیدی اجتماعی می‌شود. به این اعتبار، آیا می‌توان زیرساخت‌های ارتباطی را عرصه نجات‌بخش امروز جامعه تلقی کرد؟

زیرساخت‌های ارتباطی، قطعاً در بهبود وضعیت جامعه و ایجاد «امید اجتماعی» نقش دارند؛ منتهی درعین حال می‌تواند برهم‌ریزاننده هم باشد. اگر ما هدفمند، با برنامه و گام به گام به دنبال این نباشیم که چیزی را اصلاح کنیم، طبیعتاً می‌تواند تشویش اذهان عمومی و بی‌اعتمادی را به دنبال داشته باشد. لذا، تمامی کسانی که منادی عدالت هستند و همه کسانی که پی‌جوی عدالت‌ورزی در جامعه هستند، باید مراقب باشند که در این فضا چه می‌کنند. آگاهی و اطلاع‌رسانی کار مهمی است اما بیشتر از آن، اقدامات عملی اهمیت دارد.

واقعیت این است که بسیاری در این جامعه دغدغه عدالت، برابری، آزادی، جلوگیری از فساد را دارند و طبیعتاً نخستین و شاید ساده‌ترین کاری که به ذهن‌شان می‌رسد این است که به سراغ یک رسانه رفته و افشاگری کنند.

اما واقعیت این است که اگر مسائل جامعه را به عرصه رسانه‌ای بیاوریم بدون آنکه به تبع آن کاری انجام داده یا اقدام جدی اتخاذ کنیم، طبیعتاً رسانه دشواری‌های جدیدی را حتی برای پی‌جویی عدالت ایجاد می‌کند و شاید رسانه می‌تواند به محل نزاع و میدان جنگ بدل شود تا اینکه نقش اصلاح‌گری داشته باشد؛ یعنی گاه افراد به رسانه می‌آیند تا جنگ‌آوری کنند. اما بی‌شک افراد زیادی در جامعه از جمله رئیس ‌جمهوری این دغدغه را دارند که پی‌جوی عدالت باشند و رسانه در این زمینه بسیار می‌تواند اثرگذار باشد. به این اعتبار، مدیریت فضای رسانه بسیار مهم است و خود اهالی رسانه‌ هم می‌توانند نقش بسیار جدی را در نحوه انعکاس، نحوه تحلیل، گفت‌وگو با کارشناسان ایفا کنند. آنان می‌توانند جامعه را به سمتی ببرند که آگاهی مردم از جنس «آگاهی کاذب» نباشد؛ یعنی آگاهی که بیشتر به تشویش اذهان منجر شود. اگر همه ما آگاهی واقعی از مسایل جامعه را داشته باشیم، طبیعتاً از مسئولان گرفته تا بدنه جامعه و رسانه‌‌ها می‌توانیم به بهبود وضعیت جامعه کمک کنیم. البته به شرط آنکه تنها به دنبال این نباشیم که مخاطبان‌مان‌را صرفاً تحریک کنیم که بیشتر به سمت ما بیایند. در عرصه رسانه بسیاری از اوقات ما این کار را می‌کنیم چرا که جذابیت در این فضا، اهمیت بسیار یافته است.

متأسفانه گاهی نوع انعکاسی که از وضعیت جامعه در رسانه‌ها می‌دهیم، توقع مردم را به شکل معکوسی بالا برده است. امروزه ما دنبال خبرهای بسیار تحریک‌کننده هستیم. از این رو، برخی مسئولان و برخی رسانه‌ها به دنبال محتواهای تکان‌دهنده هستند تا مردم را هرچه بیشتر جذب کنند. برخی خبرنگاران هم روی همین بستر تلاش می‌کنند بر خبری تمرکز کنند که نسبت به خبر قبلی تکان‌دهنده‌تر باشد. امروز ما خبرها را هرچه تکان‌دهنده‌تر می‌خواهیم که این یک آسیب جدی است.

 

کپی