اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸

کلمات کلیدی

ادبیات دفاع مقدس زیر آتش تنگ نظری

ادبیات دفاع مقدس زیر آتش تنگ نظری
قاسمعلی فراست رمان نویس

ادبیات ذاتاً محصول آرمان‌ها و دغدغه‌های هنرمند است. بازتاب دردها و شادی‌هایی که یا از جهان بیرون می‌گیرد و یا در جهان درون می‌پرورد. میوه و نتیجه این دو دنیای درونی و بیرونی هرچه باشد دستاوردی است که او با دل و خلوتش به ارمغان آورده و مخاطبش انسان‌هایی‌اند که لزوماً یا باید با او هم زبان باشند یا دست کم همدلی کنند. این نگرش، هم آواترین و دم سازترین رویکرد به ادبیات است.

  با این نگاه باور می کنیم که ذات ادبیات با محدودیت‌ سازی و چارچوب مندی در تغایر و بلکه در تضاد است. به‌همین دلیل کارشناسان ادبیات (حتی کسانی که با این مقوله آشنایی کمی هم دارند) به چارچوب‌مندی و باید و نباید آن نمی‌پردازند و در شرایط استثنایی هم با هزار احتیاط و باریک‌بینی به آن نزدیک می‌شوند.
چندی پیش بخشنامه‌ای از یک مرکز غیرمرتبط منتشر شد و در آن خواسته شده بود که داستان‌های مربوط به جنگ قبل از  چاپ از دایره کارشناسی آنجا نیز بگذرد. شنیدن این خبر برای خانواده ادبیات چنان گران آمد که خیلی‌ها آن را ساخته و پرداخته ذهن شایعه سازان دانستند اما معلوم شد شایعه‌ای در کار نبوده و خبر واقعیت دارد.
باور کنیم در جنگ هشت ساله این سرزمین وقایع و رویدادهایی وجود داشته و دارد که نه تنها برای نسل‌های آینده، بلکه برای مخاطب غیرایرانی نیز شنیدنی و خواندنی است. این که ما نتوانستیم یا نخواستیم همه این گفتنی‌ها به زبان قلم درآید مسأله‌ای دیگراست. اینکه بسیاری از مخاطبان نسل امروز از شنیدن اصطلاح «دفاع مقدس» پس می‌زنند و با شنیدن مفهوم «مقدس» برمی آشوبند، ریشه در عملکرد ما و ناتوانی  و تنگ نظری‌های غیرکارشناسانه ما دارد.
اگر از ابتدا دست نویسندگان را باز می‌گذاشتیم و از نوشتن داستان‌هایی که لزوماً با سلیقه و خواست ما همخوانی نداشتند، نمی‌هراسیدیم بزرگی‌ها، رشادت‌ها، خلوص‌ها و شنیدنی‌های جنگ به قدر کافی می‌توانست فضای یکرنگی و همدلی و خلوص بی‌مانند آن دوره را به مخاطب انتقال دهد. باور کنیم در جامعه و فضای چندصدایی است که هم گوش‌ها رو به ما باز می‌شوند و هم دل‌ها. یادمان باشد که شرط یا یکی از شرایط مهم اعتمادآفرینی زمینه‌سازی همین محیط چندصدایی و رعایت حق شهروندی است. دل خوش نباشیم که فضا را در اختیار گرفته‌ایم و چون تریبون داریم گمان کنیم که صدایمان بلند است و صدای بالاتر لزوماً همه صداها را خاموش خواهد کرد! هرگز! هر صدایی برای تأثیرگذاشتن قبل از آنکه در گوش بنشیند، باید در دل بنشیند. مطمئن باشید ادبیات محدودیت- بویژه محدودیت نظامی و سیاسی- نمی‌پذیرد. امروز تعریف ممیزی اساساً تغییر کرده است. اگر کتابی چاپ نمی‌شد، گوشه اتاق نویسنده گرد می‌خورد. اما امروز – گاه- بدون نیاز به چاپ، در کانال یا صفحه نویسنده می‌نشیند و در اختیار عموم قرار می‌گیرد و اتفاقاً وقتی مخاطب باور کند کتاب پیش رو قبلاً به هر دلیل اجازه یا امکان چاپ نداشته با دقت و ولع بیشتری به آن روی می‌آورد. این عصیان و شوریدگی نویسنده و ولع و اشتیاق خواننده همه ماجرا نیست. این ویژگی مربوط به آثاری است که نویسنده صلاح می‌داند در شرایط فعلی آنها را عرضه کند. روی دیگر سکه، آثاری است که او و امثال او کنار گذاشته‌اند برای روز و فرصتی دیگر. بنده می‌‌بینم و می‌شنوم که نویسنده آثاری را برای چاپ نکردن نوشته است. نه به این مفهوم که هیچ‌وقت آنها را عرضه نکند، بلکه منتظر باز شدن فضایی و فراهم شدن شرایطی است که به راحتی بتواند آثار کنار گذاشته‌اش را عرضه کند.
این‌ها غیر از آثاری است که به شکل زیرزمینی و قاچاق یا در خارج از کشور منتشر می‌شوند. این گروه حتی واژه‌ها و توصیف‌های ممنوعه مربوط به ممیزی داستان‌ها (و اساساً کتاب‌ها) را مورد به مورد با عنوان کتاب و تاریخ مربوطه یادداشت و برای چاپ در آینده کنار گذاشته‌اند.
تاریخ روشنگر بی‌رحمی است. تاریخ ادبیات ایران و جهان ثابت کرده است، کتاب یا کتاب‌هایی که در دوره‌ای به‌هر دلیل از چاپ محروم می‌شوند، بالاخره روزی در ویترین کتابخانه‌ها قرار می‌گیرند.
سولژنتسین نویسنده شهیر روس، نمونه بارز این تنگ نظری‌ها و روسیاهی‌هاست. کورت و نه گات هم در دوره‌ای «کشتارگاه شماره پنج» اش کنار گذاشته می‌شود و سرانجام به دست مخاطب می‌رسد. همانطور که آلدوس‌ها کسلی «دنیای شجاع جدید» اش و اشتاین بک با «خوشه‌های خشم»اش و...
جایی گفته‌ام و باز می‌گویم که جنگ هشت ساله ایران در ذات و تعریف خود با تمام جنگ‌های دنیا متفاوت بود. دلایل این تفاوت‌ها را جای دیگری باید گفت اما بازتاب و تصویر این تفاوت‌ها در ادبیات می‌توانست بستری برای جهانی شدن ادبیات این کشور شود. اینکه نشد و چرا نشد نیاز به گفت‌و‌گو و مناظره‌ای تخصصی دارد. گفت‌و‌گویی که گرچه بسیار دیر شده اما واجب و لازمه‌اش دو شرط است: آزادی بیان و انصاف، به هر رو آنچه دوستان می‌خواهند مقبول نیست و آنچه ما می‌خواهیم مقدور.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.