اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

نمایش «بیگانه در خانه »

من با تو به تو خیانت می کنم

من با تو به تو خیانت می کنم
گل بو فیوضی

نمایش از بی‌در زمانی شروع می‌شود. زوجی‌ مهاجر. گس و کند پیش می‌رود و صبوری می‌خواهد تماشای این نمایش اما با خودش سردی و آزاری را می‌آورد که باید اهل لذت بردن از چنین چیزهایی باشید تا متوجه شوید چه می‌گویم.

مساوات مانند کارهای قبلی‌اش یک روایت به‌شدت شخصی و پر ارجاع به خودش را این بار با تصویر به صحنه برده است. نمایش هر روز در برابر چشم شما تصویربرداری هم می‌شود و شما بخش‌هایی را از روی پرده می‌بینید. دوربین ناظری که در خانه همه ما حضور دارد انگار. راوی پستوها و ناگفته‌ها؛ و زبان، آن اجبار ناگزیر مهاجرت. زبان به شکلی غم‌انگیز از دست می‌رود در روایت بینابینی اصل داستان و تصویری که بر پرده سالن می‌تابد. ماجرای مساوات با روایت، ماجرای هویت است. کیستی و چیستی آدم‌ها اول از همه برای خودشان. آن سمت پنهان شده‌ای که تقلا می‌کنیم حتی بر خودمان آشکار نشود. مساوات هزار و یک چیز را نشان می‌دهد تا پشت همه آنها به آن یک چیز اصیل و واقعی برسد. این‌جا هم داستان همین است. زن و مردی که در هزار و یک فراز و فرود به آن یک چیز می‌رسند. آنکه من این هستم؛ تو کیستی؟ و شاید برای تمام این گفته‌ها و نگفتن‌ها، تمام این عدم قطعیت واضح و قابل ارجاع روی صحنه‌ است که می‌توان این نمایش را جزو اندک آثار پست‌مدرن در سال‌های اخیر تئاتر ایران دانست. مساوات در روایت خود‌گذار از موقعیتی مدرن و به‌روز دارد که هم می‌خواهد به آن وابسته باشد و هم از آن گریزان است. کارش بسیار دشوار است چرا که در جهانی که پایبند به هیچ اصول و قاعده‌ای نیست، تلاش دارد تا قاعده و مبنای تازه خود را علم کرده و مسیر تازه‌ای برای خود بگشاید. دو شخصیت و اندی که در این کار به ما نشان می‌دهد خود ماییم و سایه‌هامان. سایه‌ای که سال‌ها پسش زده‌ایم اما او به خواست خودش رو می‌آید و تا آن‌جا پیش می‌رود که صاحب همه‌چیز می‌شود. آن نادیده تغییر در مسیر زندگی، جلوی چشم ما اتفاق می‌افتد. مردی که حتی چهره‌اش عوض می‌شود و زنی که او را همان‌طور که پیش از آن بوده می‌بیند. آدم‌های نمایش مساوات به‌شکل ترسناکی از دل زندگی امروز آمده‌اند. سرد، خودخواه و در پی چیزی که گمان می‌کنند باید داشته باشند. سیر رخداد دراماتیک روی صحنه سیری تاریخی‌است. ما از قدیم می‌آییم و در حال، آینده را می‌سازیم. با ارجاعاتی نامنظم و در‌هم‌آمیخته از زمان و جغرافیا. درک چنین فضایی یا بهتر بگویم لذت از آن نیاز دارد چیزی را رها کنید و آن استمرار داستان و انتظار شروع و پایانی کلاسیک است. شما از میانه‌ای وارد می‌شوید و از میانه‌ای دیگر داستان را ترک می‌کنید. حتی مطمئن نیستم که ما آنها را ترک می‌کنیم یا آنها خودشان دوست دارند دیگر چیزی را با ما به اشتراک نگذارند. فضای عدم قطعیت‌ها که در دل خودش پر از رجوع به تمام آن چیزهایی است که از آنها می‌گریزد. مرد با همسرش به خود او خیانت می‌کند؛ با آن وجه نادیده خودش و آن وجه تجربه‌نکرده همسرش. آنها در یک خانه با هم زندگی می‌کنند و با دیگری در فضایی مجازی در تماس هستند و آن دیگری کسی نیست جز خودشان‌. محکوم و گریزان به هم و ممزوج و آغشته. مثل در دل هم رفتن نمایش و سینما. دو هنر از دو مقطع با فاصله تاریخ که در هم تنیده شده جلوی چشم ما رژه می‌روند‌. اگر چه گاهی یادمان می‌رود این یک نمایش است اما کارگردان با فاصله‌گذاری به ما گوش‌زد می‌کند که کجا نشسته‌ایم و در حال تماشای چه چیزی هستیم. «بیگانه در خانه» و شاید بشود گفت اغلب کارهای مساوات، دو طیف تماشاچی دارد. یکی که سر وجد می‌آید و ریزه‌کاری‌های روایی و میزانسن‌های خلاقانه را درک می‌کند و خوش می‌شود؛ اما برای آن سر طیف، کسالت از سر و روی کار می‌بارد. شما ممکن است هزار بار به خودتان بگویید این‌جا چه می‌کنید. وسط بلبشویی که سر و ته آن معلوم نیست و بیهوده می‌نماید. بستگی به شما دارد که کجای زندگی‌ ایستاده باشید و از یک نمایش چه انتظاری داشته باشید.
 
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.