اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۸

ازم میپرسند «فیس داری؟» منظورشان فیسبوک است. میگویم نه. این سؤالی است که در طول سفر، از دهها نفر می شنوم

معرکه فریبکاری تصویرها

معرکه فریبکاری تصویرها
حسام الدین مطهری

می توان تصویر سیل در پاکستان را با یک تیتر یا شرح عکس «سیل در سیستان» جا زد. میتوان برای عکسی از جنگ جهانی دوم با یک شرح عکس دغلکارانه، قصهای دروغین ساخت. میتوان ویدئویی از زد و خورد در خیابانهای یک کشور دیگر را به عنوان اعتراض های «ایرانی» به مخاطب قالب کرد. دنیای تصویرها، دنیای پرفریبی است و آدمی انگار ذاتاً از دروغ استقبال میکند: از سینما، از هیجان قلابی، از نماهنگهای پرشور.

شب است. یکی از بچههای صداوسیما دارد برمی گردد ایران. از داخل خاک ایران، همه صداوسیماییها در اینجا قهرمان حساب میشوند. حتی بعضیها فکر میکنند من هم با آمدنم به سوریه همینگوی شدهام. از همان شب اول پیامهایی میگیرم که دلیریام را تحسین میکند. ولی خودم که اینجا هستم، میدانم خبری از دلیری نیست. ما کیلومترها با جبهههای جنگ فاصله داریم. وسط معرکه جنگ نیستیم. ما نهایتاً وسط معرکه تصاویریم.

میهمانی خداحافظی گرفتهاند و به ما سه نفر هم میگویند بیایید برویم ورده الشام. ورده الشام یعنی گُل شام و شام یعنی قلب سوریه: دمشق و ریف دمشق. «ریف» در اینجا یعنی حومه. هر استانی در سوریه با یک نام مشخص شده و به بقیه جاها بهطور عام میگویند ریف، ریف دمشق، ریف حمص، ریف حلب. فاصله ما از ورده الشام تا نزدیکترین موضع داعش، حدود 7-6 کیلومتر است. این آخرین موضع داعش در اطراف دمشق است: جایی که دیگر قوای سابق را ندارد و فقط برای آنکه زندهبودنش را به رخ بکشد، چندبار در هفته، خمپارهای روانه دمشق میکند.
۶-۷ کیلومتر دورتر از داعشیها، ما نشستهایم دور یک میز بزرگ. بعضی ها قلیان عربی طلب کردند. پیشخدمتهای 16-15ساله که هنوز پشت لبشان سبز نشده برایشان قلیان چاق میکنند و دو-سه نفرشان عین پروانه دور میز ما میچرخند. غذای اصلی کباب مطّبَق است: چند نوع کباب طبقهطبقه در ظرفی مخصوص روی هم چیده شده. غذا که میرسد همه عین ببر میپرند روی دیس کباب و من وامیمانم که وسط جنگ، کباب کجا؟ شبنشینی کجا؟
میز چنان از اطعمه و اشربه و پیشغذا و پسغذا و سالاد پر و خالی میشود که خیال میکنم وسط عروسیای مجلل نشستهام و بعدتر وقتی معاشرتم بیشتر میشود میفهمم نهایت حضور خبرنگار در جبهه جنگ، پشت کردن به دورترین نقطه جبهه و گفتن یک پلاتو است و بعد هم بزن به چاک جاده امن. او در آن لحظه به موج انفجار و ترکش نزدیک است، اما نه بهاندازه رزمندهای که برابر تیر و خمپاره ایستاده. اما تصویرها میتوانند بهطرزی دغلکارانه او را دلیر و دلاور جا بزنند و آن را که میان میدان جنگ است «مُهره بیمغز ماشین جنگ».
حمله پلنگوار روی میز شام چنان دلزدهام کرد که از اشتها افتادم. گپزدن با پیشخدمتها و چرخیدن در محیط رستوران را بهانه کردم و بلند شدم. پسرهای باهوشی بودند، کموبیش انگلیسی بلد بودند و میتوانستیم منظور را به هم برسانیم. از زندگیشان پرسیدم، از تحصیلشان، حتی از حقوقشان و مدیرشان که بدخلق بود و انعام بچهها را بالا میکشید. چشم گرداندم و مردم را دیدم: خانوادهها، دوستهای خانوادگی، دوستها و شریک های کاری، زوجهای تازه به هم رسیده که با چشم و کلام سعی میکردند بیشتر در دل آن یکی جا باز کنند. قلیانهای عربی هیچ قرابتی با قلیانهای ما نداشت. نه طعمشان (که بعدتر چشیدم) و نه فرم کشیدنشان. آدمی است که به اشیا معنا میدهد. در ایران قلیان یکجورهایی با الواطی و دلالی مأنوس است و اینجا با عشق و جلسه کاری و رفاقت.
گپزدنم با پیشخدمت ها هر از گاه قطع میشد: کسی صدایشان میزد تا آتش قلیان را تازه کند یا سفارشی نو بگیرد. چند بار هم از میز خودمان فرمان بهسمتشان رسید و لابهلایش هم انگار از کنجکاوی و کنارهگیری من بهستوه آمده باشند، یکی دو نفرشان گفتند: آقای مطهری چه کار میکنی؟ بیا آقا کباب تمام شد ها... چیه مخ اینها را به کار گرفتی؟
چیزهایی را که آنها میخواستند با منت و کلی ادعای سوریه شناسی، بریدهبریده و دیر تحویلمان بدهند، از پسربچهها پرسیده بودم. بزرگترینشان جوان 29-28 سالهای بود که زن و بچه داشت. ارزش کاهیدهشده پول سوریه را همانها بهم حالی کردند. 10 برابر سقوط نسبت به قبل از جنگ، کاهش درآمدها، افزایش قیمتها، کاهش دستمزد در بخش دولتی و... شکاف شدید طبقاتی: میهمانهای ورده الشام همگی از طبقه مرفه جامعه بودند، همجنس آنهایی که عصرهای روزهای تعطیل با ماشینهای مدل بالا توی تنها بزرگراه داخلی دمشق (مزه) ویراژ میدادند و شب را به خوشی میگذراندند.
ورده الشام از جمله رستورانهای بینوشیدنی الکلی بود. همانجا فهمیدم در سوریه این خود رستورانها هستند که تصمیم میگیرند چی سرو کنند یا نه. بچههای صداوسیما هم احتیاط داشتند جایی نروند مگر مطمئن شوند رستوران حلال است. اسفندماه است: نسیم مدیترانه‌ای دمشق حال آدم را جا میآورد. از کارگردان چند لیر میگیرم و موقع خداحافظی، یواش میگذارم تو مُشت پسرها. ازم میپرسند «فیس داری؟» منظورشان فیسبوک است. میگویم نه. این سؤالی است که در طول سفر، از دهها نفر میشنوم: از پسربچههای 9-8 ساله تا دختر و پسرهای همسال خودم. اینجا هنوز جنگ است، اما اینترنت فیلتر نیست.
صرف شام در ورده الشام فقط کباب و سالاد و مخلفات نداشت، اینترنت هم داشت. هر کدام مان فرصت کردیم پیغامی برای عزیزانمان بفرستیم و پیامی بگیریم. آن دو نفر که عیالوار بودند کارشان بیشتر طول کشید و من یالقوز خیلی خرج روی دست صاحب رستوران نگذاشتم و گیگ نخوردم.


از یکی از بچههای باتجربه قبل از آمدن پرسیدم و تأکید کرد حتماً تا رفتید سیمکارت بخرید. یک روز و نصفی را هدر دادیم و به توصیه‌اش گوش ندادیم. البته من چارهای هم نداشتم، پول و زور دست همسفرم بود. بالاخره دیدیم اینجور نمیشود. حتی امکان تماس گرفتن با همدیگر را هم نداشتیم. بچههای صداوسیما دو تا سیمکارت با گوشیهای مکانیکی بهمان داده بودند و عین آقاناظمها گفته بودند «اینترنت ندارند، اصلاً سیمکارت اینترنتدار نداریم.» ایرانیجماعت سفر هم بکند باز ایرانی است!

فقر اینترنت داریم و هر کدام به دلیلی در عذابیم. وانگهی، اگر همدیگر را گم کنیم چه؟ تا توی هتلیم باکی نیست، ولی همهاش که قرار نیست توی هتل بمانیم. تازه اینترنت هتل هم تا به ما برسد رُسش کشیده میشد و نایی برایش نمیماند. اگر میخواستیم به هوای اینترنت هر دم برویم این کافه و آن رستوران، مفلس می شدیم.
اینترنت در سوریه فراگیری حیرتانگیزی دارد. هر قدر ظاهر مردم و آرایش خانمها و صنعت مد و دستفروشها و چهره غالب مغازهها آدم را یاد اواخر دهه هفتاد شهرستانهای کوچک ایران میاندازد، زیرساختهای فنی نسبت به ایران قوی است. طرح رجیستری موبایل از مدتها پیش فعال شده. گوشی قاچاق نداریم. گوشی مسافری هم بعد از مدتی پیامی میگیرد مبنی بر اینکه باید تعیین تکلیف کنی که مسافری یا گوشی قاچاق داری. سیمکارت به هیچوجه الکی فروخته نمیشود. این را وقتی میرویم سیمکارت سیریاسل را که نسخه سوری های ایرانسل است بخریم می فهمیم. این خود داستان دیگری ست و یک فصل مجزا برای تعریف کردن می طلبد./ایران جمعه
 

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.