اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸
سیل بعد از بلوچستان به سراغ سیستان می آید

سیلاب وحشی در راه جنوب شرق

سیلاب وحشی در راه جنوب شرق

سیل منطقه بلوچستان در سیستان و بلوچستان تمام شد اما براساس پیش‌بینی‌های هواشناسی، بوی بهبود از اوضاع این استان جنوب شرقی به گوش نمی‌رسد. آن طور که حجت میان آبادی پژوهشگر بین المللی آب به «ایران» می‌گوید، بزودی سیل و یخبندان در افغانستان آغاز می‌شود تا این بار سیلاب نقشه دیگری برای بخش منطقه سیستان و بلوچستان بکشد. او هشدار می‌دهد که مسئولان این استان با لایروبی رودخانه‌های منطقه، از وقوع آنچه در بلوچستان افتاد، در منطقه سیستان جلوگیری کنند.

 پیش‌بینی‌های هواشناسی نشان می‌دهد سیل افغانستان این بار با شدت بیشتری می‌آید. سیل سال قبل در افغانستان  به 3هزار و 800 خانه آسیب زد، 40 کشته برجای گذاشت و 10 نفر ناپدید داشت. سیل واقع شده در این کشور همسایه بر پاکستان و ایران هم اثر گذاشت. البته سیل افغانستان بوی سیاست هم می‌گیرد. این سیل هر سال که از سوی افغانستان به ایران می‌آید، از سوی دولتمردانش به عنوان حقابه هیرمند حساب می‌شود  اما برنامه‌ریزی برای جمع‌آوری همین سیل هم در ایران مطلوب نیست تا همچنان لب ‌هامون خشک بماند. این بار هم سیل افغانستان نقشه بدی برای سیستان ایران در سر دارد، البته اگر تهدید  سیل به فرصت ذخیره آبی در جنوب شرق ایران منجر نشود!
 
محمدرضا افتخاری، کارشناس حوزه  آب در گفت‌وگو با «ایران» از سیل‌های افغانستان به اسم «سیل‌های وحشی» یاد می‌کند. او بحث را به سرچشمه «رود هیرمند» می‌برد و می‌گوید: «رود هیرمند از حوضه آبخیز هندوکش افغانستان می‌آید و در غرب افغانستان به دو شاخه مرزی سیستان و پرنیان تقسیم می‌شود که شاخه سیستانش به ایران می‌آید.»  به گفته افتخاری، هندوکش یا هیرمند یک رژیم برفی و بارانی دارد. او می‌گوید: «این تیپ رودخانه‌ها عمدتاً وحشی هستند، بنابراین باعث ایجاد  سیلاب‌هایی با سرعت و دبی بالا می‌شوند. رودخانه سیستان از شاخه پرنیان، دبی بیشتری از آب را به دوش می‌گیرد.» او بحث را به سمت قرارداد «هلمند» (بین ایران و افغانستان) در دوره  پهلوی می‌برد و می‌گوید: «آن زمان افغانستان دو سد روی هیرمند قبل از دو شاخه شدنش زد که ایران باید به آن اعتراض می‌کرد اما اعتراض نکرد.»
 
 
او به عدم مدیریت سیلاب توسط افغانستان اشاره می‌کند و می‌گوید: «مدیریت سد‌ها در زمان سیل، باید سریع به خالی شدن مخزن‌ها منجر شود اما این اتفاق به نفع افغانستان نیست. بنابراین، این کشور اجازه می‌دهد تا سد‌ها سرریز شود.» این اتفاق در سیل خوزستان هم به وقوع پیوست. آنجا هم با وجود پیش‌بینی‌های هواشناسی،  دریچه سدها دیر باز شد و باعث خسارت زیادی به شهرها و روستاهای این استان بویژه در حوزه کشاورزی شد.
 
البته سرریز شدن سیلاب‌های افغانستان در صورتی که برنامه‌ای برای مدیریت آنها وجود داشته باشد، به نفع ایران است. اما ورود سیلاب‌ها و سیراب شدن‌ هامون از آنها به یک مانع سیاسی برخورده است. افتخاری می‌گوید: «ما در دهه 60 یک بند روی شاخه رودخانه سیستان زدیم.»
 
به گفته او، با ساخت این  بند و ایجاد شیب منفی، سیلابی که باید به رودخانه سیستان در ایران می‌آمد از دسترس استان خارج شد.  افتخاری می‌گوید: «البته بعد‌ها بخشی از این بند را از بین بردند و برای کنترل سیلاب، دو سد انحرافی ساختند.» نمایندگان سیستان و بلوچستان در دوره های مختلف سعی کردند تا بند ایجاد شده روی رودخانه سیستان به طور کامل  برداشته شود تا این شیب منفی باعث انحراف و هدررفت سیلاب‌های افغانستان به سمت ایران نشود اما هر بار بحث‌های سیاسی و امنیتی و مرزی اجازه نداد تا این بند تخریب شود. مسئولان امنیتی کشور اعتقاد دارند برداشتن این بند باعث ناامنی در بخشی از مرز می‌شود.
 
محمدرضا افتخاری عدم انجام فعالیت‌های آبخوانداری و آبخیزداری، عدم وجود پوشش قوی گیاهی و مهندسی بسیار ضعیف رودخانه‌ای را هم از دیگر دلایل خسارت سیل‌های منطقه سیستان و بلوچستان می‌داند و می‌گوید: «هیچ طرحی برای کنترل سیلاب‌های وحشی  در منطقه وجود ندارد.» او معتقد است  خاک سیستان هم از پس جذب سیلاب‌ها برنمی‌آید. به گفته او و کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی، خاک سیستان و بلوچستان ریزدانه است و جذب آب در آن پایین است بنابراین، این شرایط باعث سرعت بالای سیلاب از سوی افغانستان می‌شود. او می‌گوید: «اگر سیلاب‌های ورودی از سوی افغانستان با باران داخلی همراه شود، وضع بدتر می‌شود.» او لایروبی رودخانه‌ها در بخش سیستان را هم مرتبط با بحث‌های سیاسی ایران و افغانستان می‌داند. او در پاسخ به این سؤال که در فاصله محدود تا وقوع سیل سیستان چه باید کرد هم می‌گوید: «کنترل سیلاب یک حرکت پیشگیرانه است که باید اتفاق بیفتد.» او این حرکت پیشگیرانه را با سیستم اطفای حریق مقایسه می‌کند و می‌گوید اگر در ساختمانی که آتش گرفته، سیستم  اطفای حریق نداشته باشیم، هیچ کاری از دست کسی برنمی‌آید.
او مانند بسیاری از کارشناسان در آتی منطقه سیستان، چشم امید به چاه نیمه‌هایی دارد که ژاپنی‌ها در ایران ساختند. او مهم‌ترین گام در جنوب شرق ایران را هم در ایجاد سدهای زیرزمینی در سیستان و بلوچستان می‌داند. افتخاری هم ساختن سد در سیستان و بلوچستان را با توجه به سطح تبخیر، گرما و باد قابل توجه، راهکار درستی نمی‌داند و می‌گوید: «باید به سمت تغذیه آب‌های زیرزمینی رفت و با ایجاد چاه در سیستان و بلوچستان اجازه داد که سطح آب‌های زیرزمینی بالا بیاید.» البته او  یک خبر بد هم دارد.  طرح‌های مثبت در بهبود وضعیت منابع طبیعی، آبی و محیط زیستی سیستان و بلوچستان در ایستگاه بی  پولی متوقف شده‌اند!
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.