اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
هشتاد‌وشش سال از درگذشت «ابوالقاسم عارف قزوینی» گذشت

حافظه جمعی تاریخِ آزادی‌خواهی ایرانیان

حافظه جمعی تاریخِ آزادی‌خواهی ایرانیان
حمیدرضا محمدی خبرنگار

وقتی نوشت «این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ملی ایران در تهران ساخته شده‌است. به‌واسطه عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران به‌یاد اولین قربانیان آزادی سروده شده‌است»

 و شعرش را منتشر کرد، شاید هیچ‌گاه فکرش را نمی‌کرد در این بیش از یکصدوده سال، ورد زبان مردم ایران شود؛ از همان روزگار مشروطه تا وقتی ایران در جنگ جهانی اول به تاراج و در جنگ جهانی دوم به یغما رفت و از کودتای سیاه سال سی‌و‌دو تا انقلاب پنجاه‌و‌هفت و دست آخر تعدی رژیم بعثی عراق به خاک وطن، که سرآمدشان خوانش استاد محمدرضا شجریان در دستگاه شور است.اما «ابوالقاسم عارف قزوینی» جز «از خون جوانان وطن لاله دمیده»، بسیار سرود و ماندگار شد.
پدرش ملا هادی وکیل بود و دوست داشت فرزندش نیز ملا شود. به زی طلبگی درآمد و در قزوین که‌ زاده شده بود، پای منبر یکی از وعاظ آن شهر نوحه می‌خواند اما با مرگ پدر، عمامه را به کناری نهاد و راهی پایتخت شد. به او که آن زمان هفده سال داشت، عنوان فراش خلوت دربار مظفرالدین‌شاه پیشنهاد می‌شود اما او رد می‌کند. عارف ترجیح داد در کنار مردم بماند تا در برِ خاندان قاجار.سروصدای مشروطه‌خواهی که به پا شد، بدل به شاعر مشروطه شد و با تصانیف خود آزادی‌خواهان را ستود. اما آزادگی عارف به همین برهه محدود و منحصر نماند و آنگاه که کلنل محمدتقی‌خان پسیان به شهادت رسید، از برای او گفت و چه خوش گفت:
این سر که نشان سرپرستی است / امروز رها ز قید هستی است
با دیده عبرتش ببینید / کاین عاقبت وطن‌پرستی است
عارف چند دوره بیماری را از سر گذراند؛ در سال ١٢٩۶ به جنون مبتلا شد و نظام‌السلطنه مافی او را به بغداد و با آغاز جنگ جهانی اول به استانبول برد و در سال ١٣٠۵ که به بروجرد رفته بود، دچار افسردگی شد و به اراک و سپس همدان رفت اما مشقاتی که از سر گذرانده بود مانع از آن بود تا التیام یابد.او در همان شهر به تاریخ دوم بهمن ١٣١۲ دار فانی را وداع گفت و در جوار مزار ابوعلی‌سینا به خاک سپرده شد. وقتی درگذشت پنجاه‌و‌چهار سال بیشتر نداشت. مردی که بسیار صریح‌اللهجه بود و همین هم بود که انجام عمل را در عزلت گذراند. عبدالله دوامی گفته است: «عارف در سرتاسر زندگی خود همیشه صراحت داشته و این حداقل در تصنیف‌های اجتماعی و سیاسی او بخوبی مشهود است. او بدون هراس آنچه را که فکر می‌کرد درست است بر زبان می‌راند تا جایی که صراحت او گاه باعث رنجش دوستان و یارانش می‌شده‌است» و خودش نوشته «آخر این چه بدبختی بود که دامنگیر من شده‌است. فرمانفرما با من بد، سلیمان میرزا بد، قوام‌السلطنه بد، تقی‌زاده هم بد، نصرت‌الدوله بد، ملک‌الشعرا بد، مرتجع و آزادیخواه هر دو دشمن، من از هر طرف هدف تیر کینه خواهی شده» اما بی‌شک عارف قزوینی تا همیشه در حافظه جمعی تاریخ آزادیخواهی ایرانیان خواهد ماند.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.