اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

توهین دو فعال رسانه ای اصولگرا به مسعود کیمیایی و رخشان بنی‌اعتماد حواشی زیادی را در هفته گذشته به دنبال داشت

در جست‌وجوی مرجعیت اخلاقی

در جست‌وجوی مرجعیت اخلاقی
سعید معیدفر

‌یکی از بسترهای اصلی که این روزها جامعه ما با آن روبه‌روست عدم وجود مرجعیت‌های اخلاقی، علمی، فکری نخبگان تأثیرگذار جامعه است و همین مسأله باعث شده که در بسیاری مواقع شاهد این باشیم که چهره‌های مشهور پرچم این مرجعیت را به دست بگیرند و با حرکت‌ها و اظهارنظرهای بیجا و اشتباه یا جامعه را به سمت جنگ ببرند و یا به هرچه بیشتر دوقطبی شدن بافت‌های اجتماعی نزدیک شوند.

 این همان جامعه‌ای است که نخبگان کنار گذاشته شده یا کناررفته‌اند و قدرت آن را ندارند تا درکی عالمانه از وضعیت داشته باشند و با ارائه نظر و تحلیل‌های کارساز، هم به نظام سیاسی کشور و مسئولین‌اش برای برون‌رفت از بزنگاه‌ها و بحران‌ها کمک کنند و هم مردم را در مسیر درستی راهنمایی کنند تا واکنش‌ها به واکنش‌های هیجانی و فردی تقلیل پیدا نکند.

حاصل این واکنش‌های فردی برآمده از یک دوره طولانی مدت، دوقطبی شدن و انشقاق‌های جامعه در فضای مجازی و واقعی است و متأسفانه مصیبت‌های پی‌درپی و ناتمام در جامعه هم خواه‌ناخواه دستخوش این نگاه‌های دوقطبی و رفتارهای هیجانی می‌شود که نه تنها سودی برای جامعه ندارد بلکه آن را وارد یک دور باطل می‌کند و این تسلسل اصلاً نمی‌تواند بی‌خطر و توأم با خشونت نباشد. آنچه ما در تمام این سال‌ها به آن توجه نکرده‌ایم تلاش بر هم‌بستگی جامعه بی‌نگاه سلبی و ایجابی است. حلقه مفقوده و آسیب‌رسانی که بخشی از جامعه را از بخشی دیگر به دلایل مختلف سیاسی، مذهبی یا دلایل دیگر از هم جدا کرده‌ایم و نگاهی متوازن و همسو با تمام قشرهای جامعه را از آن دریغ و شهروندان را به دو بخش این‌ها و آن‌ها تقسیم کرده‌ایم. اساس ما، بر همبستگی اجتماعی بین تمام قشرهای مردم قرار نگرفته و فقط در میان قشر خاصی این همبستگی ایجاد شده است.
وقتی  کسی به خود اجازه می دهد در تلویزیون ملی کشور حرف‌هایی بزند که در هر تریبون دیگری می‌تواند مورد بازخواست قضایی قرار بگیرد نشان از آن دارد که مرجعیت علم و اخلاق از بین رفته و همه چیز با هم خلط شده است. طرف هتاکی‌ها از هر سمت و جریانی قابل دفاع نیست و اتفاقا باعث تاسف است از منظری دیگر نشانه ناتوانی ما در گفت وگوست. چرا باید به جای به رسمیت شناختن حق نظر به طرفی دیگر به او هتاکی کنیم و منتسبش کنیم به چیزی یا جریان و گروهی؟... من جامعه شناس هستم و از منظر تحلیلی به مساله نگاه می کنم و معتقدم باید در این شرایط به حرف مردم توجه کرد و اجازه داد آن ها پرسشگری کنند نه اینکه متهم شان کرد یا آن ها را به خودی و غیرخودی تقسیم کرد. هر عکس العملی در این شرایط برآمده از یک واکنش فردی است و نه برآمده از یک استراتژی منسجم و هماهنگ معقول و نتیجه‌اش می‌شود بهانه‌ای در دست دیگرانی که این‌گونه کنش‌ها را به هیچ می‌گیرند یا با هیچ دلیل متقنی به‌ آن واکنش منفی نشان می دهد.
طبیعتاً من به مردمی که خودم هم یک نفر از آن ها هستم حق می‌دهم که نسبت به این مصیبت و اتفاق بسیار تلخی موضع و نظر داشته باشند. اتفاقا این جاست که شاید سلبریتی هایی که هر روز یک سمت هستند متوجه می شوند یا امیدواریم متوجه شوند آن ها مراجع علمی و اخلاقی برای جامعه نیستند و رسانه نیز نمی تواند برای کسی که هتاکی می کند شانی بسازد و سلبریتی های درجه دو و سه که یک روز بر طبل جنگ می کوبند و آن را تشویق می کنند و یک روز مخالف آن هستند و با موج پیش می روند نه با منطق و علم و خرد هم نه آنچنان قابل اعتنا و اعتماد هستند و نه مرجعیتی دارند. حالا با مصیبتی که به وجود آمد متوجه شده ایم که جنگ چه‌جور فاجعه‌ای است و جامعه بخشی از مصیبتش را دید. حرف پایانی تأکید بر این نکته است که مردم به این حس و باور نیاز دارند که ببینند صدا، بغض و دردشان شنیده شده است. اگر می‌خواهیم این انشقاق روزبه‌روز کار را خراب‌تر نکند باید به آن ها فرصت بدهیم و مانند یک پدر آغوش خود را باز کنیم تا آن‌ها خشم، گریه و بغض‌‌شان را خالی کنند و سبک شوند.‌/ایران جمعه

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار