اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹
به بهانه درگذشت احسان اشراقی عضو پیوسته فرهنگستان علوم و از اساتید تاریخ دانشگاه تهران

راوی بی‌حب و بغض تاریخ

راوی بی‌حب و بغض تاریخ
حسین گنجی روزنامه نگار

احسان اشراقی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم و از اساتید تاریخ دانشگاه تهران سه‌شنبه در سن ۹۱ سالگی در بیمارستان مسیح دانشوری درگذشت. اشراقی متولد ۱۳۰۷ قزوین است، دارای دکترای تخصصی تاریخ از دانشگاه تهران بود. او به مدت ۲۰ سال مدیریت گروه آموزش تاریخ دانشگاه تهران را برعهده داشت و دو سال نیز معاون آموزشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه تهران بود.

اشراقی همچنین عضو پیوسته فرهنگستان علوم و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بوده و به مدت ۵۰ سال در مراکز دانشگاهی و مؤسسات آموزش عالی تدریس داشت.ارائه بیش از ۵۰ مقاله در زمینه تاریخی، تألیف شش کتاب تاریخی و سه ترجمه از جمله آثار این استاد دانشگاه تهران است.

احسان اشراقی متولد قزوین، استاد تاریخ دانشگاه تهران در همین سال گذشته حوالی نود سالگی در کتابخانه ملی ایران در برنامه یکشنبه‌های ملی که لطف و توفیق ایده و اجرایش با حقیر بود، خاطرم هست بعد از یک دورهمی مختصر که در نکوداشت مقام و جایگاه ایشان برپا شده بود، گفت: «احساس نمی‌کنم در زندگی‌ام کار مفیدی انجام داده باشم که قابل توجه باشد.» و این جمله اشراقی برای من جوان دو لبه تیز و هوشیار کننده داشت.
از سویی نشان می‌داد این استاد فرزانه و بی‌بدیل چه فروتنی عمیقی دارند که این فراوانی کار در هشت دهه تلاش بی‌وقفه و مجدانه در شناخت و تبیین تاریخ را آنقدر نمی‌بیند و از خود راضی نیست و ما کجای نقطه این پرگاریم و از سوی دیگر نشانگر این مطلب بود که دستگاه قدردانی ما در کارش کوتاهی کرده است و ما جماعت روزنامه نگار و ما جماعت نهاد‌های فرهنگی مسئول و مرتبط و ما جماعت دانشجوی جویای علم و تلاشگران عرصه دانشگاهی به خوبی او را نشناختیم و نتوانستیم قدردان او و زحماتش باشیم و نتوانستیم کارهای او را به خوبی بازنمایی و معرفی کنیم، که احسان اشراقی اینچنین احساسی را بر زبان می‌آورد.  از این نمونه جملات در آن روزهای کمیاب کم نشنیدم. یکشنبه‌های ملی به سبب پاسداشت سرمایه‌های نمادین اندیشه و فرهنگ این کشور شکل گرفت و انتخاب‌ها عمدتاً بر این اساس بود که کسی را که به قدر کفایت دیده نشده است دعوت کنیم و از اساتید دیگر بخواهیم جایگاه و قدر و منزلت این عزیزان را به کسانی که نمی‌دانند و جوان تر‌هایی مثل من که خامند و ناآگاه، گوشزد کنند. خاطرم هست در آن جلسه جمشید کیانفر با اشاره به اینکه اشراقی احیاگر تاریخ ماست و در صفویه پژوهی ید طولایی دارد، در وصف ایشان گفت: «اشراقی پخته خوار نیست و از آن استادانی نیست که دانشجویان را مجاب به تألیف مقاله و استفاده از دسترنج آنان کند، بلکه همان شصت مقاله‌ای که تا امروز از ایشان به دست ما رسیده است، در نوع خود منحصر بفرد است.»
اشراقی در طول عمر خود توانسته بود با تمرکز بر دوران صفویه و قزوین که زادگاهش بود، آثار ارزشمندی را برای پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه به جا بگذارد. او مدتی در فرانسه اقامت داشت و با تسلطی که بر زبان فرانسوی پیدا کرد، کار مطالعات تاریخی و جغرافیایی خود را تقویت کرد و توانست در سال‌های استادی خود در دانشگاه تهران پیوند جدی میان تاریخ و جغرافیا رقم بزند. این عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران که به شیخ‌المورخین قزوینی نیز مشهور است در حضور بزرگان زیادی همچون مرحوم اقبال، درس آموخت و از مشاهیر برجسته قزوین است که این شهر باید به وجود مبارک او ببالد.
اشراقی ضمن اینکه در تاریخ ملی و گسترش تاریخ نگاری نو سهم قابل توجه دارد، ایران شناس شناخته شده در سطح جهانی است و بیهقی تصویرگر زمان، تاریخ جهان‌آرای عباسی و خلاصة التواریخ از کارهای برجسته است که از او به یادگار مانده است.
اشراقی در تمییزبخشی تاریخ، سره از ناسره، آنچنان نقشی دارد که می‌توان او را احسانگر تاریخ نامید، کسی که به قول خود با سهم خودش سعی کرد واقعیت را بی‌پیرایه و تاریخ را بی‌حب و بغض‌های رایج به تحریر درآورد و دانشجویان بسیاری را در این مسیر راهنما و معلم باشد. اشراقی کمک بسیاری در فهم تاریخ کرد و احسانگری او از این منظر قابل رهگیری است که سوی سودمند تاریخ و احسانگر آن را به ما نشان داد. تاریخ درست است که سرشار از وقایع تلخ شاید دیده شود، اما مملو از دروس انسان ساز و جامعه‌سازی است.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.