اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
در روزهای سخت چگونه می‌توانیم به هم کمک کنیم

فرهنگ مدارا و مدیریت بحران فرهنگی

فرهنگ مدارا و مدیریت بحران فرهنگی
الهام فخاری عضو شورای شهر تهران

برای هم خط و نشان می‌کشند، با بدترین صفت‌ها یکدیگر را مخاطب قرارمی‌دهند، فاصله و سکوت جایگزین همدلی و خوشی‌های ساده می‌شوند. یادتان هست در میان فامیل یا گروه وقتی مصیبتی رخ می‌داد، کسانی بودند که آغوش‌شان برای گریستن، صبوری‌شان برای پناه گرفتن و شکایت کردن، گفتارشان برای همدلی و پندارشان برای چاره کردن رنج فقدان به‌کار می‌آمد؟ این جور آدم‌ها خیلی شیون نمی‌کنند،

خانه خودشان یا در کنار صحنه هم نمی‌نشینند، بلکه بی‌تابی‌ها و پیامدهای فاجعه را مدیریت می‌کنند تا جمع سوگواری کند، جمع یا فرد به خود لطمه نزند و تجربه سهمگین فقدان بگذرد. این آدم‌ها حواس‌شان هست که در رویارویی با مرگ، درماندگی و خشم دو روی سکه هستند. برای بروز و مدیریت خشم برخی سوگواران و هم برای دلجویی و درهم‌شکستن پیله درماندگی برخی افراد دیگر هوشیار و فعال هستند. برخی تدارک امور، ایمنی و خوراک و رفت و آمد جمع را برعهده دارند.
فامیلی که چنین آدم‌هایی دارد، کمترین تنش و قهر و آشتی را درموضوع‌ها و مناسبت‌ها  به خود می‌بیند. تجربه فقدان، آن هم فقدان کسی/کسانی که نقش یا ویژگی‌های متفاوتی داشته‌اند، راه‌انداز سازوکارهای دفاعی منفی یا مثبت دربرابر اراده‌ای دیگر است. این دفاع روانی برای گریز از هیجان‌های منفی و تنیدگی(اضطراب) از راه تغییر دریافت واقعیت است. ازجمله این سازوکارها واپس‌رانی(سرکوب)، جابه‌جایی، وارونه‌سازی، جسمی‌سازی، همانندسازی، فرافکنی و انکار در سطح فرد و گروه‌های جامعه ما فراوان و گوناگون نمایان می‌شوند. آنچه فشرده درباره سازوکارهای دفاعی بازگو کردم، نمود ویژه‌تری در فضای فرهنگی کشور دارد و جای تأمل است.
ما با وجود همه سرمایه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی‌مان دچار چه خطاها و کاستی‌هایی بوده‌ایم که امروز در مدیریت فرهنگی و اجتماعی بحران‌های طبیعی و انسان‌ساخته، گرفتار ناهماهنگی و پراکندگی می‌شویم؟ وقتی گوناگونی گروه‌های مرجع فرهنگی و اجتماعی را مورد توجه قرار نداده باشیم در چالش‌ها بهت و خشم و انکار یکدیگر زخمی دردناک‌ را عمیق می‌کند.
نخستین هشدار بی‌پرده فاجعه/ فقدان همانا ناپایداری زندگی است و این ناپایداری آدمی را دچارضربه می‌کند. ما مردمانی با سبک و سلیقه‌های گوناگون هستیم، که برخی به قدر برخی دیگر از فضا و فرصت بیان خویش برخوردار نبوده‌اند، برخی برای بهره‌مندی رنگ و رخ عوض کرده‌اند، برخی کارشان بیرون کشیدن اختلاف‌ها است. در چالش این هیجان‌ها هم به هول و خشم افزوده می‌شوند و این‌جور وقت‌ها است که به آن آدم‌های فامیل نیاز بیشتری داریم که نمی‌دانیم کجا هستند. روزهای سرد زمستانی، این روزهای تجربه‌های دشوار نمودهایی از واکنش‌های روان‌-جامعه‌شناختی سوگ را پیش روی همگان آورده است که در شرایط عادی و وقتی زندگی روبه‌راه بود نمایان نمی‌شوند.
بهت، هول و هراس، شک، انکار، خشم و پرخاش بخش‌هایی از تجربه سوگ فردی یا جمعی هستند.
مدیریت بحران فقط به سازه‌های پناهگاهی و اورژانس و نیروی واکنش سریع مهندسی بسنده نمی‌شود. برای مدیریت فرهنگی بحران چه آموخته‌ایم و چقدر آمادگی داریم؟ مدیریت فرهنگی(هنری، اجتماعی، روانی و رسانه‌ای) بحران زمینه‌ای بسیار ضروری است که نیاز به سرمایه‌گذاری، تاب‌آوری و مهارت‌آموزی دارد و کار هرکسی هم نیست، افرادی آگاه، شکیبا و هوشمند و پایبند به منافع ملی و روادار در برابر تفاوت‌های گروهی می‌طلبد.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.