اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸
گزیده ای از متن سخنرانی علی پایا در نشست «ما و فلسفه تحلیلی»

راهگشایی های عقلانیت نقاد

راهگشایی های عقلانیت نقاد

گروه اندیشه/ ایران آنلاین:نشست پنجم از سلسله نشست‌های «وضعیت تفکر در ایران معاصر»با عنوان «ما و فلسفه تحلیلی» دیروز، 17 دی ماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. علی پایا، محمد اکوان، جلال پیکانی و سید پیام کمانه از سخنرانان این جلسه بودند. در این جلسه متن سخنرانی دکتر علی پایا قرائت شد وی دانشیار مرکز تحقیقات سیاستگذاری علمی کشور و استاد مدعو دانشگاه وست‌مینستر انگلستان است که در ادامه متن ویرایش و تلخیص شده «ایران آنلاین» از متن سخنرانی او ارائه می شود:

سنت ها و مکتب های نظری خواه فلسفی، خواه علمی، هنری و دینی در خلا پدیدار نمی شوند آنها از یکسو در پاسخ به پرسش هایی شکل می­گیرند، که در زیست بوم های معرفتی ظهور کرده اند، از سوی دیگر در واکنش به تحولات و رخدادهای گسترده تر در عرصه فرهنگ به چالش انگیزی می پردازند. عرصه فرهنگ را می توان به مثابه سومین جهان به شمار آورد، که عقلگرایان نقاد معرفی می کنند، جهانی که در بردارنده همه برساخت های معرفتی آدمی است. ظهور سنت تحلیلی در قلمرو فلسفه، را باید در تحولاتی پی گرفت که زیست بوم معرفتی اروپا در قرن نوزدهم شاهد بود. از جمله این تحولات رشد ناتورالیسم و پوزیتیوسم بود. علم جدید در پی تبیین اموری بود که در گذشته عمدتا فیلسوفان و یا کلیسا متکفل تبیین آن بودند. آبشخور متافیزیکی ناتورالیسم و پوزیتیویسم را نوعی مادی گرایی افراطی بود. این افراط نیز تا حد زیادی واکنشی به ایده آلیسم آلمانی بود. در آلمان فرگه از جمله بنیانگذاران فلسفه تحلیلی بود که در سپهر فلسفه آلمانی از رواج ناتورالیسم ناراضی بود.

عامل دیگری که به ظهور فلسفه تحلیلی کمک کرد، سلطه فراگیر ایده آلیسم هگلی در دانشگاه های انگلستان بود. هر چند که در آلمان در نیمه دوم قرن نوزدهم ستاره اقبال هگلیانیسم رو به افول نهاده بود.

ویتگنشتاین  هر چند در زمره بنیانگذاران فلسفه تحلیلی نبود اما در بسط آن نقش مهمی را ایفا کرد، با این حال، در خصوص این نقش میان فیلسوفان فلسفه تحلیلی اختلاف نظر وجود دارد. این اختلافات ناظر به احوالات خاص ویتگنشتاین بود که احیانا با احوالات عرفا بی شباهت نبود.

رویکرد همه بنیانگذاران فلسفه تحلیلی به کاوش های فلسفی را می توان در چارچوب آنچه از آن با عنوان چرخش زبانی صحبت می شود، دید. در این رویکرد، تحلیلگر به حسب توجه به واقعیت به انعکاس آن در زبان و ساختارهای زبانی نظر می کند و می کوشد با تحلیل ساختار زبانی به جنبه های متنوع واقعیت دست یابد. توجه به زبان در میان دیگر فیلسوفان فلسفه تحلیلی تداوم یافت و از آن جمله می توان به فیلسوفان حلقه وین اشاره کرد.  

در انگلستان دهه 50 و 60شعبه تازه ای از فلسفه تحلیلی با عنوان فلسفه زبان عادی به همت دانشگاه آکسفورد ایجاد شد. در کنار فلسفه زبان عادی برخی از فیلسوفان انگلیسی تلاش کردند چراغ رویکرد فلسفه تحلیلی و منطقی و پوزیتیویستی را روشن نگه دارند.

در سال های بعد فیلسوفان تحلیلی به تدریج ابزار تحلیل خود را دقیق تر و قدرتمندتر ساختند، و در کنار این تکاپو بر جنبه های دیگر هم چون پرهیز از ابهام در بیان دیدگاه های مورد نظر، افزایش میزان دقت،تکیه بر ابزار نقادی و رویکرد عقلی و مساله محور  تاکید بیشتری داشتند این جنبه ها را می توان در زمره خواسته ها و صفات مشترک میان شعبه های مختلف فلسفه تحلیلی به شمار آورد.

جریان عقلانیت نقاد، نیز در تحول فلسفه تحلیلی نقش قابل توجهی داشت. عقلانیت نقاد به همت کارل پوپر، و در مقابله با گرایش های زبانی فلسفه تحلیلی،  شکل گرفت و توسعه پیدا کرد و دیدگاه های پوپر بر آرا بسیاری از فیلسوفان حلقه وین تاثیرگذار بود.

فلسفه تحلیلی در حال حاضر در عرصه های متنوع، از فلسفه سیاست، اخلاق، حقوق، دین، زیبایی شناسی، علوم اجتماعی، بسط یافته و فیلسوفان تحلیلی، در همه این قلمروها به تکاپوهای معرفتی و عرضه آنها به حیطه عمومی اشتغال دارند. فیلسوفان تحلیلی اکنون به مراتب بیشتر از گذشته از ابزارهای نظری که در اختیار دارند برای کاوش در حوزه مسائل عملی بهره می گیرند در سال های اخیر تلاش های بسیاری برای نزدیک کردن فلسفه تحلیلی و قاره ای صورت گرفته است.

یکی از مهم ترین جنبه های فلسفه تحلیلی که احیانا کمتر به آن توجه می شود، اهتمام فیلسوفان تحلیلی به مسائل اجتماعی و سیاسی است اما اینگونه نیست که فیلسوفان تحلیلی یکسره در برج عاج تخصصگرایی صرفا به تامل در بحث های انتزاعی سر کنند، از همان آغاز این نهضت فلسفی بسیاری از چهره های سرشناس این مکتب با دغدغه های جدی انسانی در قبال کاستن از آلام بشری به فعالیت در عرصه های ملی و بین المللی سرگرم بوده اند.  در این مسیر، بهره گیری از ابزار نقد در حیطه عمومی یکی از مهم ترین شیوه هایی بوده این فیلسوفان، به ترویج آن اهتمام داشتند، بسیاری از مخاطبان این یادداشت، احیانا با کوشش های برتراندراسل در دوران جنگ سرد برای مقابله با تهدیدات هسته ای و با تکاپوهای پوزیتیویست ها منطقی برای مقابله با جزم انگاری آشنا هستند. فیلسوفان تحلیلی بر اهمیت رواداری، پلورالیسم، دموکراسی، حکومت قانون و حفظ حرمت انسان ها و بسیاری از ارزش های مورد احترام، تاکید دارند.

در کشور ما فلسفه تحلیلی و جنبه های مختلف آن اکنون کم و بیش به همت فیلسوفان ایرانی معرفی شده است و محققان در دپارتمان ها فلسفی و پژوهشی به انجام کاوش های نظری، در قلمروهای مختلف فلسفه تحلیلی، سرگرم هستند.

طی دو دهه اخیر پروژه تحقیقاتی خود را بر تحلیل رویکرد عقلانیت نقاد قرار دادم. در این مدت، کوشیده ام آموزه های عقلانیت نقاد را در حوزه هایی هم چون پژوهش به کار بگیرم. عقلانیت نقاد ابزار نظری قدرتمندی را در اختیار فیلسوفان در عرصه های گوناگون قرار می دهد و آنان را قادر می سازد با اتخاذ رویکردی مساله محور و بهره گیری از یک مدل خاص عقلانیت، به روشنگری های بدیع در تک تک آن عرصه ها دست یابند.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.