اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

«کاگولا » جغد خودنما

«کاگولا » جغد خودنما
مرجان قندی

جنگل شلوغ بود. همه پرنده‌ها وسط جنگل دور هم جمع شده بودند و اعتراض می‌کردند. داستان از این قرار بود که همه از دست جغد بازیگوش جنگل شکایت داشتند. «کاگولا» جغد باهوش و بازیگوش شب‌ها که بیدار می‌ماند فکرهایی به سرش می‌زد، مثلاً اینکه پارچه‌ای روی سرش بیندازد و سراغ حیواناتی که خواب هستند برود و سر به سر آنها بگذارد.

‌ این کار برای او فقط جنبه بازی داشت چون شب‌ها اغلب حیوانات می‌خوابیدند و کسی نبود تا با او بازی کند. پرنده‌های جنگل، هم از این سر به سر گذاشتن‌ها و هم از دست سخنرانی‌های او خسته شده بودند چون کاگولا مدام آنها را دور خودش جمع می‌کرد و ظاهرش را با آنها مقایسه می‌کرد، مثلاً می‌گفت من صورتم مثل انسان‌هاست یعنی چشم‌هایم مثل چشم‌های آنها جلوی صورتم قرار گرفته اما شما چشم‌هایتان در دوطرف نوک‌تان قرار گرفته. من سرم را ۲۷۰درجه می‌چرخانم اما شما نمی‌توانید این کارا بکنید و خیلی چیزهای دیگر. خانواده جغدها همه روی شاخه‌های درختی نشسته بودند و به‌صحبت‌های پرندگان جنگل گوش می‌دادند. آنها بابت اینکه کاگولا باعث نا آرامی جنگل شده بود ناراحت بودند اما از اینکه او بدون هیچ قصد آزار و اذیتی این کارها را انجام داده هم مطمئن بودند. برای همین از خودِ او خواستند تا بیاید و درباره کارهایش صحبت کند. کاگولا که تمام حرف‌های آنها را شنیده بود، فکر نمی‌کرد رفتارش بقیه حیوانات را اذیت کرده باشد. او آرام از لانه‌ بیرون آمد و بعد از سلام، مثل همیشه شروع به صحبت کرد وگفت: «ما جغدها قدرت شنوایی و بینایی بسیار بالایی داریم، برای همین من همه حرف‌های شما را شنیدم و اعتراض‌های شما را قبول می‌کنم. راستش من شب‌ها زمانی که شما خوابیده‌اید دوست دارم بازی کنم یا دنبال شکار بروم، این خاصیت ما جغدهاست.» یکی از پرنده‌ها گفت:«ببینید، باز هم دارد از خودش تعریف می‌کند.»  کاگولا جواب داد:«ازاینکه درباره ظاهرم هم حرف می‌زنم، منظوری ندارم. من فقط دارم از خصوصیات جغدها می‌گویم. شما هم می‌توانید از ویژگی‌های خودتان بگویید.» بعد از اینکه همین قدر صاف و ساده همه چیز را گفت منتظر ماند تا ببیند بازهم کسی به او اعتراض می‌کند. همه پرندگان به هم نگاه می‌کردند، آنها تا حدودی حرف کاگولا را قبول داشتند چون می‌دانستند که هرکدام ویژگی خاص خودشان را دارند اما این را هم می‌دانستند که نباید به‌خاطر داشتن یک ویژگی خاص، به همدیگر فخر بفروشند و خودنمایی کنند. آنها همین حرف را به کاگولا زدند و او هم قبول کرد. وقتی همه در کنار هم زندگی می‌کنند باید باهم کنار بیایند تا همه از زندگی لذت ببرند.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار
پربازدیدها