اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸

نظر احسان شریعتی درباره پیامدهای سیاسی-امنیتی ترور سپهبد قاسم سلیمانی

نظر احسان شریعتی درباره پیامدهای سیاسی-امنیتی ترور سپهبد قاسم سلیمانی

میهن ما پس از تحمل یک‌ دوره طولانی حصر و تحریم، امروزه در معرض جنگی خانمان‌سوز با ابعادی پیش‌بینی‌ناپذیر قرار گرفته‌ است. نقش کلیهٔ قشرهای آگاه و متعهد ملی و مردمی در سامان‌دهی کارزار و کمپینی بین‌المللی علیه جنگ‌افروزی، تروریسم (بویژه) دولتی، کشتار جمعی و انهدام زیرساخت‌های حیاتی کشور، ارتکاب جنایت جنگی، از جمله توحش تخریب آثار فرهنگی و تمدنی، و ورود به دور بی‌پایان خشونت کور، می‌تواند در برابر سیطرهٔ نیروهای جهل و جنون، جور و افراط، بر جهان و منطقهٔ ما، بازدازنده و کارا باشد.

گروه اندیشه/ ایران آنلاین
 
دکتر احسان شریعتی 
دکترای فلسفه سیاسی و استاد دانشگاه
 
1.اقدام تروریستی دولت ترامپ شکستن خط سرخ تازه‌ای بود در عرصهٔ نقض آشکار حقوق بین‌الملل، تجاوز به سیادت ملی یک کشور، و تحریک آشکار به آغاز جنگ با کشوری دیگر در منطقهٔ سراسر ملتهب خاورمیانه.
هدف سیاسی از این ترور «رسمی» کدام بود؟ کشتار جمعی سپهبد سلیمانی به‌همراه میزبانانش از دولت عراق، سردار سپاهی که علاوه بر نبرد در جبهه‌های دفاع از کشورش، با ایفای نقشی درخشان در سقوط خلافت داعش به نامی مشهور در منطقه تبدیل شده بود، جز «اعلام» جنگی دیگر چه معنایی می‌توانست داشت؟
آن‌گاه که سوداگران بر عرصهٔ سیاست مسلط می‌شوند، جنگ دیگر «تداوم سیاست به وسایلی دیگر» نیست، بل‌که به‌عکس، سیاست در اینجا، تداوم جنگی می‌شود که، برغم استفاده از ابزار نظامی، اغراضی بازاری را تعقیب می‌کند (ترکیب تهدید و پیشنهاد مذاکره)، قرار دادن کشوری بر سر دو راهی دور انتقام و انهدام از سویی، و تسلیم به شروط تحمیلی قدرتی فائق به‌لحاظ فن‌آوری، از دیگرسو.
و در هر دو حال، سودآور بودن این تعامل نامعمول انگیزهٔ اصلی سیاسی از این نوع تهوّرهای نظامی است.
 
2.بر صفحهٔ شطرنج چنین موقعیت خطیری، اینک هشیاری و محاسبهٔ دقیق هر گونه اقدام متقابلِ متناسب، امری حیاتی است و از واکنش‌های احساسی، نفرت‌پراکنی و خشونت کور، کاری بخردانه و کارا ساخته نیست.
مقاومت هوشمندانه، ترکیبی است از دو عنصر قدرت (نمایی بویژه نظامی) و سیاست(بویژه دیپلوماتیک). و اما پیش‌تر از همه، مستظهر بودن به پشتوانهٔ مردمی از درون، و متکی بودن به‌شیوهٔ قانون‌مدار و اجتناب از روش‌های سرکوب‌گرانه و جنگ‌افروزانه در برون. همین دو شرط پیش‌بینی و پیش‌گیری لازم و ضروری، دو ملاک تضمین و توفیق نهایی است، و نه توهمات امپراطوری‌گستری، خواه از نوع شاهنشاهی، و خواه خلافتی یا صفوی مفهوم، با هر رنگ و صبغهٔ سیاسی، عقیدتی، قومی، و فرقه‌ای.
پس اتخاذ سیاست صلح‌طلبی بین‌ا‌لمللی، بویژه میان همسایگان در منطقهٔ خاورمیانه، و اتکا بر مردم‌سالاری بر اساس نوعی دوستی مدنی (مبتنی بر شناسایی تنوع و تفاوت)‌؛ دو راه‌کار اصلی برای برون‌رفت از بحران کنونی، خروج از حصر و تحریم‌ها و ورود به دور باطل خشونت، تخریب و کشتار. چه، به‌تعبیر دیوجانس، «بهترین راه انتقام گرفتن از دشمنان چیست؟ احترام‌برانگیز نمودن خود».
 
3.میهن ما پس از تحمل یک‌ دوره طولانی حصر و تحریم، امروزه در معرض جنگی خانمان‌سوز با ابعادی پیش‌بینی‌ناپذیر قرار گرفته‌ است. نقش کلیهٔ قشرهای آگاه و متعهد ملی و مردمی در سامان‌دهی کارزار و کمپینی بین‌المللی علیه جنگ‌افروزی، تروریسم (بویژه) دولتی، کشتار جمعی و انهدام زیرساخت‌های حیاتی کشور، ارتکاب جنایت جنگی، از جمله توحش تخریب آثار فرهنگی و تمدنی، و ورود به دور بی‌پایان خشونت کور، می‌تواند در برابر سیطرهٔ نیروهای جهل و جنون، جور و افراط، بر جهان و منطقهٔ ما، بازدازنده و کارا باشد.
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.