اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
تهران در نگاه عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار انتشارات امیرکبیر

وصف دل‌انگیز فضای سینماها

وصف دل‌انگیز فضای سینماها
احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران

امسال صدمین سال تولد مرحوم عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار انتشارات امیرکبیر، بزرگترین و از تأثیرگذارترین نشرهای کشور است. از سوی دیگر هفتادمین سال تأسیس انتشارات امیرکبیر را شاهد هستیم. آن‌چه پیش روی شماست، سخنان من با عنوان «تهران از نگاه جعفری» است.

حمام‌ها از دیگر اماکنی است که جعفری از معماری و شکل آن سخن می‌گوید. «آن سال‌ها حمام‌های عمومی خزینه‌ای بود و طوری ساخته می‌شد که از سطح زمین پایین‌تر باشد تا سوخت کمتری برای آن صرف شود و حمام همیشه گرم بماند. باید چندین و چند پله از سطح کوچه به پایین می‌رفتیم تا وارد حمام شویم... بالای سر در حمام با کاشی کلمات بسم الله‌ الرحمن‌الرحیم نقش بسته بود. بعدها دیدم که بعضی از حمام‌ها زیر بسم الله‌ الرحمن الرحیم این کلمات را بر کاشی نقش کرده بودند «ای که دستت می‌رسد کاری بکن» و در بعضی حمام‌های قدیمی‌تر روی دولچکی بالای قوس در ورودی حمام، مجالسی از شاهنامه یا دلاوری‌های رستم بر کاشی نقش شده بود. ظاهراً اصطلاح «رستم در حمام» از این جا رایج شده، یعنی پهلوان قلابی! وارد حمام که می‌شدیم اول می‌رسیدیم به سربینه، فضایی که حوض کوچکی با فواره‌ای کوچک در آن بود و دور تا دورش، یک متری از سطح کف بالاتر، سکویی به عرض دو متر جای نشستن و برخاستن مشتریان و قفسه‌های لباس بود.  در ادامه این توصیف از دخل، خوشامدگویی به کسانی که وارد حمام یا از آن خارج می‌شدند و جای کفش، صحبت می‌شود و پس از آن به خزینه می‌رسد «خرینه اتاقکی بود پر از آب گرم که سه چهار پله از سطح حمام بالا می‌رفتی و وارد آن می‌شدی. آب این خزینه هر شش، هفت ماه یک بار عوض می‌شد. گرمای آن با تون تأمین می‌شد که عبارت از دیگی بود که در زیر کف حمام خزینه کار گذاشته بودند و تون تاب، با ریختن پِهِن و بته زیر دیگ حمام، آب خزینه را گرم نگه می‌داشتند... علاوه بر خزینه آب گرم، خزینه دیگری هم بود موسوم به چاله حوض، محتوی آب سرد و بیشتر برای تفریح و سرگرمی...» (صص 79-77)
«توصیف مکان‌هایی چون سقاخانه آیینه (ص94)، سر قبر آقا (ص 105) و سینما تمدن (ص105) در کتاب جعفری به تفصیل انجام شده است.
یکی از بخش‌های پرجاذبه در خصوص مکان‌ها، وصف فضای سینماهاست. «بچه‌ها و مردم پایین شهر، داش مشدی‌های محله صابون پزخانه و چاله میدان و بازارچه سعادت و... به سینما تمدن می‌آمدند.»... « در داخل سینما همه گونه تنقلات فروخته می‌شد، تخمه، آجیل، شکلات... حتی بعضی‌ها با خودشان سیرابی و شیردان هم می‌آوردند و ضمن تماشای فیلم می‌خوردند...» هنوز نامی از دوبله فیلم در میان نبود، فیلم‌ها صامت بودند و اغلب در ضمن نمایش ترجمه بعضی از سخنان هنرپیشگان به‌صورت «میان ترجمه» به خط فارسی روی فیلم جداگانه بر پرده سینما می‌آمد. وقتی نوشته روی پرده می‌آمد کسانی که سواد داشتند بلند بلند برای پهلودستی‌ها که سواد نداشتند (یا اغلب کم سواد بودند) می‌خواندند و سالن می‌شد کندوی زنبور عسل... هنگام تماشای فیلم، بخصوص در جاهای بزن بزن، گاهی هم بزن بزن واقعی در سالن سینما تمدن در بر می‌گرفت و سی چهل نفر یک دفعه به جان هم می‌افتادند و صندلی‌ها برمی‌گشت و سینما شلوغ می‌شد و همه چیز به هم می‌ریخت...» (صص 109-105)
جعفری نزدیک به پنج صفحه را به فضای سینماها (بیشتر سینما تمدن) می‌پردازد و تمام جزئیات را بیان می‌کند؛ چنان که گویی خواننده در میان همان جمع نشسته است.  محله‌ها هم «در جست و جوی صبح» مورد نظر نویسنده قرار گرفته‌اند. جعفری که در محله‌های مختلف زندگی و کار کرده به آنها توجه خاص دارد و سعی دارد از جوانب گوناگون به آنها بپردازد. در صفحه 16 او گزارشی از تخریب و بازسازی محله بازار در سال‌های 1310-1312 می‌دهد. درباره محله عودلاجان هم گزارشی کوتاه اما حائزاهمیت ارائه می‌شود «آن سال‌ها خیابان سیروس وجود نداشت. از سرچشمه تا میدان محمدیه. محله عودلاجان و پامنار بود، بازارچه‌های کوچک و یک تکیه بزرگ به‌نام تکیه رضاقلی خان و تکیه‌ای به‌نام تکیه حمام خانوم در آن محل بود. اغلب یهودیان در عودلاجان یا محله‌ای به‌نام جهودها سکونت داشتند. در زمان رضاشاه تمام آن محلات، به جز عودلاجان، خراب شد و خیابان سیروس فعلی را احداث کردند... (ص105)

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.