اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
میزگرد «ایران» درباره بررسی حواشی حذف معافیت مالیاتی حوزه فرهنگ و هنر با حضـــــــــور فرشته طائرپور، علی ترابی و هومان حسن‌پور:

پیکر نحیف فرهنگ و هنر را زیر تیـــغ مالیات نبریم

پیکر نحیف فرهنگ و هنر را زیر تیـــغ مالیات نبریم
نرگس عاشوری، نداسیجانی و مریم شهبازی خبرنگار

‌تمام حرف و حدیث‌ها و امثال آن از وقتی شروع شد که سازمان امور مالیاتی در پیش‌نویس لایحه پیشنهادی اش به مجلس با نگاهی تازه به قوانین مالیاتی معافیت صددرصدی فعالیت‌های «انتشاراتی، مطبوعاتی، فرهنگی و هنری» را به 50 درصد کاهش داده بود.

 ارائه این پیش‌نویس در حالی بود که اهالی فرهنگ و هنر سال‌ها برای به تصویب رساندن بند «ل» ماده 139 قانون معافیت‌های مستقیم مربوط به فعالیت‌های یادشده تلاش و نامه نگاری کرده بودند. در کنار نقدهایی که برخی به ادامه برقراری این معافیت داشتند کارشناسان فرهنگی و آنهایی که از شرایط حاکم بر اقتصاد فرهنگ و هنر اطلاع دارند هم نسبت به عواقب تصویب احتمالی این لایحه هشدار دادند و از آن به‌عنوان آخرین ضربه بر پیکره نحیف فرهنگ و هنر یاد کردند. حاشیه‌هایی که طی این مدت در فضای مجازی شکل گرفت، گفته‌ها و خبرهای منتشر شده ما را در گروه فرهنگی روزنامه ایران بر آن داشت که ضمن دعوت از برخی فعالان عرصه فرهنگ و هنر، آسیب‌هایی را که این تصویب می‌توانست به‌دنبال داشته باشد، بررسی کنیم. «فرشته طائرپور»، رئیس انجمن کارفرمایی تهیه کنندگان(اکت)، مشاور مالیاتی خانه سینما که از سینماگران باسابقه کشورمان هم به شمار می‌آید، «علی ترابی»، مدیر کل سابق دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کارشناس حوزه فرهنگ و هنر و «هومان حسن پور» ناشر و رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، میهمانان ما در این میزگرد بودند که تجربیات خود را با مخالفان و موافقان پیش‌نویس این لایحه در میان گذاشتند، لایحه‌ای که با دستور مستقیم «محمدباقر نوبخت»، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه لغو شد. از نخستین مباحث مطرح شده که همگی بر آن اتفاق نظر داشتند این بود که مگر این سلبریتی‌هایی که در اغلب بخش های فرهنگ و هنر حضور دارند و برخی ‌بر اسم و درآمدشان مانور می‌دهند نهایت چند نفر هستند؟ در عین حال آنان از اهالی فرهنگ و هنر به‌عنوان سرمایه اجتماعی مهمی یاد کردند که فارغ از اینکه کدام دولت بر سرکار باشد همواره در راستای منافع کشور تلاش کرده‌اند. به مصداق‌هایی هم اشاره کردند و گفتند:«مگر آن روزهایی را که زلزله کرمانشاه و مصایبش بر سر هموطنانمان آوار شد، فراموش کرده‌اید؟ چرا راه دور برویم سیل نوروزی که استان‌های گلستان، لرستان و... را گرفتار کرد هم همین‌طور. همین سلبریتی‌ها عزم‌شان را جزم کردند و مردم را برای ارسال کمک‌های مردمی تشویق کردند. حتی در مباحث سیاسی و تحریم‌ها هم همین‌ها هر جا که نیازی به‌همراهی‌شان بود بدون در نظر گرفتن تفکرات و ایدئولوژی‌های شخصی‌شان به یاری مردم و سرزمین‌شان شتافتند.‌»‌

‌برای تحقق معافیت مالیاتی «فعالیت‌های فرهنگی و هنری» تلاش بسیاری انجام شد، هر چند که اهالی فرهنگ و هنر همچنان با اما و اگرهایی که نشأت گرفته از بوروکراسی حاکم بر سیستم اداری است روبه‌رو بودند. در شرایط امروز بخش‌های مختلف فرهنگ‌مان از حذف این معافیت چه آسیبی خواهند دید؟
فرشته طائرپور: همان‌طور که گفتید معافیت مالیاتی بند ل ماده 139 که می‌توان از آن به‌عنوان تنها دستاورد اقتصادی اهالی فرهنگ و هنر -طی سال‌های بعد از انقلاب- یاد کرد، حاصل سال‌ها بحث و پیگیری در کارگروه‌های مشترک سازمان امور مالیاتی، ارشاد و خانه سینماست. این معافیت، با عبور از انواع مقاطع کارشناسی در دولت‌های مختلف و دوره‌های مختلف مجلس به دست آمده و در شرایطی که روز‌به‌روز شرایط کار فرهنگی و هنری سخت‌تر شده و می‌شود، هیچ عقل سلیم و آینده نگری روا نمی‌دارد که با بحث لغو آن، بحران روانی تازه‌ای را در این حوزه ایجاد کند. این معافیت با همه مشکلات و شرایطی که در مسیر استفاده از آن تاکنون وجود داشته و بارها به‌خاطر اتفاقاتی چون عدم تنظیم به‌موقع اظهارنامه یا عدم ارائه اسناد درآمد و هزینه هنرمند به حوزه مالیاتی سر از هیأت‌های حل اختلاف درآورده، همچنان اتفاق مثبتی است که در برنامه پنجم و ششم توسعه به‌عنوان قانون مادر در مجلس تصویب و اعلام شده و هیچ قانون و لایحه تابعه‌ای نمی‌تواند آن ر ا لغو کند یا در تضاد با آن قرار گیرد. طی دهه‌های 80 و 90 هزاران پرونده هنری و فرهنگی و انتشاراتی، با وجود این معافیت مصرح، در هیأت‌های حل اختلاف با حضور نمایندگان خانه سینما مورد حل و فصل قرار گرفته‌اند. این روش موجب شده که بتدریج هم بر اطلاعات مالیاتی مؤدیان سینمایی و هنری کشور افزوده شود و هم اشراف نمایندگان سازمان امورمالیاتی بر واقعیت‌های منحصر به‌فرد مشاغل فرهنگی و هنری بیشتر شود. امروز دیگر بسیاری از کارشناسان و مسئولان سازمان مالیاتی می‌دانند فعالیت‌های فرهنگی و هنری در چارچوب هیچ شغل تعریف شده‌ای نمی‌گنجند و ویژگی‌های خود را دارند. دیگر می‌دانند که یک سناریست، یک کارگردان، یک فیلمبردار یا صدابردار یا حتی یک بازیگر مشهور، نوع فعالیتش فصلی و بی‌دوام است و ممکن‌ است بین دو فیلمی که در آن مشغول می‌شود گاهی 5سال یا بیشتر بیکار باشد. 
این نکته مهمی است که معمولا در بحث مالیات به آن توجه نمی‌شود. چون درآمد برخی از سینماگران با توجه به شرایط کاری آنها تعریف می‌شود و گاهی ممکن است یکی از اعضای گروه تولید فیلم فقط چند ماه در سال بتواند در پروژه‌ای مشغول به کار شود.
دیگر این که می‌دانند که در ایام بیکاری، هیچ هنرمند سینما یا تئاتری، پشتیبانی مالی ندارد و از هیچ حقوق و مزایای جبرانی برخوردار نمی‌شود. کسی به او حق بیکاری نمی‌دهد، کسی برای از کارافتادگی اش بودجه‌ای در نظر نمی‌گیرد و تنها شاید همان نهاد صنفی اش یا همکاران فعالش به دادش برسند و گوشه‌ای از هزینه‌های بیماری و بیکاری او را متقبل شوند. مسئولان مطلع در سازمان امور مالیاتی دیگر می‌دانند که وقتی فیلمی توقیف می‌شود یا از اکران پایین کشیده می‌شود یا در زمان اکرانش حادثه‌ای طبیعی یا اجتماعی رخ می‌دهد و سینما و تئاتر کنسرت را از فهرست مراجعه مردم خارج می‌کند، چه زیان هنگفت و غیرقابل جبرانی بر دوش تهیه‌کننده و عواملی که دستمزدشان موکول به اکران و فروش فیلم شده، وارد می‌شود. آنها دیگر به‌خوبی می‌دانند که شغل اصلی سینماگران و هنرمندان، تأثیر‌گذاری بر حال جامعه است، حتی اگر برای خودشان حالی نمانده باشد. می دانند که هنرمندان بابت این شغل بی‌دوام، از محل مراجعه مردم به سینماها و سالن‌های اجرای تئاتر و کنسرت دستمزد می‌گیرند یا سرمایه تولید بعدی‌شان تأمین می‌شود. اگر هنوز در سازمان امور مالیاتی، دولت، مجلس یا سیاستگذاران فرهنگی کشور کسی هست که اینها را نمی‌داند، یا برای دانستن هوش کافی ندارد، یا آگاهانه تصمیم گرفته که نداند یا اصولاً با هرچه فرهنگ و هنر و تفریح و عوامل آن است دشمنی دارد. به اعتقاد من همه اشخاص و جریان‌هایی که دارند تلاش می‌کنند بعد از این همه سال برقراری این معافیت قانونی، بحران لغو آن را برای جامعه هنری و دولت کنونی رقم بزنند، نیت‌های دیگری جز دلسوزی برای کمبود بودجه دولت دارند. واقعاً این بحران جدیدی که دارند به بحران‌های اخیر اضافه می‌کنند، چه سود و هزینه قابل توجیهی دارد؟ جمع کل معافیت‌هایی که در سال‌های اخیر به فعالیت‌های سینمایی و تئاتری و موسیقایی و انتشاراتی تعلق گرفته، به 10میلیارد تومان هم نمی‌رسد، اما ببینید چه اوضاع پرآشوب و پرهزینه‌ای در فضای مجازی و جریان‌های فرصت طلب و روزنامه‌های آشوب طلب برای این موضوع ایجاد شده تا افکار عمومی را برضد هنرمندان و بخصوص سینماگران تحریک کند! جالب است که برخی از هنرمندان که خود به دفعات از چنین معافیتی بهره برده‌اند هم با این شعارهای عوام فریبانه همصدا شده‌اند و این بحثِ کاملاً اقتصادی و معیشتی را به مرافعه‌های سیاسی و اتفاقات اخیر و بیانیه هنرمندان، نسبت می‌دهند، درحالیکه بحث احتمال تغییر ضریب صفر مالیات هنرمندان و لغو معافیت بند ل 139، از هفته‌ها قبل از اتفاقات اخیر و صدور بیانیه هنرمندان، توسط «خانه سینما» و وزارت ارشاد در حال پیگیری بوده و جلسات متعدد آن با کمیسیون اقتصادی مجلس و مدیریت‌های ذیربط در سازمان مالیاتی برگزار شده. تنها یک همزمانی اتفاقی در تاریخ انتشار نامه هنرمندان با اعلام نظر معاون رئیس جمهوری در مورد این معافیت، بهانه به دست فرصت‌طلبان داد تا یک موضوع کاملاً صنفی را به یک تنش سیاسی بکشانند که هیچ خیری برای ملت و دولت نداشته و صرفاً باعث شد ملت اعتماد و علاقه‌اش را به سینما و سینماگر از دست بدهد و دولت بین اظهارنظرهای تند موافقان و موافقان این معافیت در مجموعه خودش گرفتار شود. بیش از پانزده سال است که نمایندگان مالیاتی خانه سینما، در جلسات کارشناسی یا هیأت‌های حل اختلاف تلاش می‌کنند از تداوم این معافیت و سهولت استفاده از آن دفاع کنند، آن وقت به جرقه‌ای اول بحث لغو آن مطرح می‌شود، سپس خبر لغوِ لغوِ آن اعلام می‌شود و همزمان حملات جناح‌های مخالف به دولت آغاز می‌شود و فضا برای توهین و تخریب سینما و تئاتر و موسیقی و... مساعد می‌شود و دشمنان دانا و دوستان نادان همه می‌شوند دهان، برای شعارهای توهینی و تهمتی و اظهارنظرهای تحریک آمیز... تا ملت با مقایسه درآمد بازیگر و رفتگر، برعلیه بی‌عدالتی تحریک شود و حساب‌های کهنه و نو سیاسی تسویه شوند و حال عمومی مردم از اینکه هست خراب‌تر شود.
مثل همین بحثی که با توجه به درآمد چهره‌های سرشناس سینما و یا سلبریتی‌ها و نسبت به آن با مالیات مطرح شده است.
همین سلبریتی ها که از میان بیش از 800 بازیگر شناخته و ناشناخته سینما و تئاتر، با استقبال مردم از نردبان محبوبیت بالا رفته‌اند و تعدادشان به زحمت به 20 نفر می‌رسد، همین‌ها که در ده‌ها خیریه و سازمان‌های عام المنفعه عضو فعال هستند و از شهرت و اعتبار و عمر و مالشان عاشقانه هزینه می‌کنند، همین‌ها که با وقوع هر سیل و قحطی و زلزله‌ای به میدان می‌آیند تا مردم را تشویق به مشارکت کنند، همین‌ها که با آثارشان در این ایام سخت، سعی می‌کنند رنگی از شادی و آگاهی به زندگی مردم گرفتار بزنند، می شوند مظهر منفور فرار مالیاتی، تا با لغو معافیت‌شان جماعت حداکثر 6هزار نفری عرصه فیلمسازی به اتفاق تئاتری‌ها و اهالی موسیقی و دست اندرکاران صنعت ورشکسته انتشارات نیز گرفتار شوند و این تنها امتیاز اندک هم از دست برود. همه ما متوجه هستیم که دولت با تنگناهای ناشی از تحریم و کسری بودجه روبه‌رو است. همه ما می‌دانیم که خسارت‌های لغو برجام و           عهدشکنی‌های پسابرجام، چه بر سر اقتصاد کشور آورده.می دانیم که هر دولت دیگری هم اگر بر سر کار بود ناگزیر به سراغ اخذ مالیات بیشتر می‌رفت، اما مالیات از کدام فعالیت؟ از کدام درآمد؟ از چه کسانی و به چه قیمتی؟ به همین غوغای اخیر که در فضای مجازی علیه سلبریتی‌ها و غیرسلبریتی‌های عرصه هنر به راه افتاده دقت کنید.جریانی دارد آگاهانه تشنج ایجاد می‌کند و افکار عمومی را به جان سینما و سینماگر و هنرمند می‌اندازد. این جریان خوب می‌داند که بازی جنگ ستارگان، تماشاگران بیشتری دارد و لذا برای اظهارنظرهای هیجانی سینماگران علیه یکدیگر و مردم برای هردو، میدان‌سازی می‌کند. در شرایطی که معدل دستمزد حدود 6000سینماگر ایرانی به 400هزارتومان در ماه هم نمی‌رسد و تعداد افرادی از سینما که در سال فرصت کار پیدا می‌کنند حداکثر به 500 نفر هم نمی‌رسند و عمر مفید فعالان این هنر-صنعت به 10سال هم نمی‌رسد، این بلوا چرا با این ابعاد گسترده در رسانه ملی و فضای مجازی و مطبوعات به راه می‌افتد؟ بهتر است مجلس و دولت، برای تغییرات مثبت و منفی، با احتیاط بیشتری عمل کنند.آسیب دیدن عرصه هنر و فرهنگ جز کاهش تولیدات نتیجه دیگری نخواهد داشت.این یک تهدید نیست، یک پیش‌بینی منطقی و همدلانه است. من فرضیه باج دهی دولت به هنرمندان از ترس صدور بیانیه یا ملاحظه نقش مؤثرشان در انتخابات قبلی و آتی را فرضیه‌ای غیرمنطقی و صرفاً تحریک‌آمیز می‌دانم که سعی دارد دولت را به انصراف از اعطای معافیت و هنرمندان را به اعتراض بکشاند. ما داریم درباره یک مطلب کاملاً اقتصادی و معیشتی حرف می‌زنیم، آنها که می‌خواهند این بحث را به چالش‌های جناحی و سیاسی بکشانند، نه رفیق مردم‌اند و نه دلسوز فرهنگ و هنر. درست است که لایحه بودجه جدید برای شرایط تنگنا نوشته شده، اما سینما و تئاتر و موسیقی و انتشارات به اندازه کافی دارند انواع تنگناهای اقتصادی و اجتماعی ویژه خود را تحمل می‌کنند و ظرفیت تحمل بیشتر را ندارند. همه دولت‌ها از صنعت درآمدزای دخانیات و بنگاه‌های اقتصادی مالیات می‌گیرند و خرج فرهنگ و هنر می‌کنند، آن وقت می‌خواهند همین یک مالیات