اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

کلمات کلیدی
در جست و جوی نقاط قوت و ضعف نمایش «مقدس »

یک بازی باخت باخت

یک بازی باخت باخت
احسان زیورعالم

یک جعبه بزرگ که قرار است اتاق باشد، مملو از قاب‌های عکس بی‌عکسی است که در میانه‌شان چهره‌های مخاطبین را می‌بینیم.

  روی دو دیوار عکس کارگردان خودنمایی می‌کند. انگار او قهرمان نمایش «تابستان» است که از آن زمان با رفتنش، ‌روی دیوار خشکش زده‌ باشد. چند بدن خفته بر زمین، متجانس نسبت به یکدیگر آرام آرام می‌غلتند و بیدار می‌شوند. آنکه از همه هیکل بزرگ‌تری دارد اشاره می‌کند و هر کسی را گوشه‌ای می‌گذارد. حالا همدیگر را تکه‌پاره کنید. هیکل مرد ساکت، گوشه‌ای آرام می‌گیرد و دم برنمی‌آورد. کنار تبرش می‌نشیند تا شاید جایی کاری بکند، البته هر جا که دوست داشته باشد.
نمی‌دانیم این آدم‌ها چه نسبتی با یکدیگر دارند. یکی می‌گویی شش ماه است پاک شده از اعتیاد و آن یکی متهم به دزدی پول می‌شود و تا می‌تواند کتک می‌خورد. از چه کسی؟ آنکه از همه قدبلندتر است و حرف چندانی هم ندارد بزند. نسبت به بزرگترین دختر حساس است و او را شکنجه می‌دهد. یکی هم مدعی است همه فرزندان نامشروع هستند و محکوم به نابودی. در این میان دختر جوانی هم از حرف زدن محروم است و وقت نمی‌کند چیزی بگوید از درونیاتش. تا اینکه مادر می‌میرد و حالا باید گریخت از این اتاق محصور به چهره‌های بهت‌زده روی دیوار. چون راه فراری نیست، آنکه تبر دارد می‌خوابد تا بقیه هم بخوابند.
«مقدس» سعدی محمدی قرار است ادامه راه «تابستان» باشد. جایی که بدن قدرتش را عریان کند و خودش را در برابر چشمان مخاطب بی‌محابا جلوه دهد. شیوه‌ای که محمدی در موردش گفته است: «در دوره دانشجویی شاگرد معلم عزیزم فرهاد مهندس‌پور بودم. در این کلاس‌ها ایشان به اهمیت کنش و کیفیت و چگونگی انجام هر کنشی صحه می‌گذاشتند. کاری ساده مثل راه رفتن اگر درست انجام شود می‌تواند دیدنی باشد. تمرکز و آگاهی از عناصر دیگری است که به دیدنی‌شدن یک عمل کمک می‌کند. می‌خواستم این آموزه‌ها را آزمایش کنم.» «مقدس» فارغ از مفاهیمی که قصد القایش را دارد، چیزی در حد همان دیدنی بودن است. اینکه یک خانواده در میانه صحنه هیچ بویی از تقدس نبرده‌اند یک بهانه است، برای به رخ کشیدن شیوه اجرا. اینکه می‌شود با بدن چه کرد. می‌شود آن را بحرانی کرد و مسخ‌شدگان تقدس را دفرمه کرد. می‌توان بدن را در چنان مخمصه‌ای انداخت که از خود تصاویری بدیع بیافریند؛ اما این بدن‌های دفرمه شده چه معنایی را متبادر می‌کند؟ آیا آنان مقدس‌نمایی می‌کنند یا مقدس‌زدایی؟ آیا آن حرکات و اطوار ما را به درک این مقدس نهفته در عنوان نمایش سوق می‌دهند؟ البته نمایش نمی‌تواند چنین معنایی را انتقال دهد؛ چون رویکردش بشدت معناگریز است و این معناگریزی هم محصول اندیشه مهندس‌پور است. این معناگریزی مخاطب را از اثر دور می‌کند. هیچ چیزی برای اتصال مخاطب به اثر وجود ندارد. مخاطب نمایش محدود و محدودتر می‌شود. او باید کسی باشد که سعدی محمدی را بشناسد تا روی دیوار، عکسش را تشخیص دهد. او باید بداند آن مرد هیکلی زئوس‌وار ریشه در چه دارد. ندانستن یعنی نفهمیدن و همین ندانستن تمنای یافتن معنا را بیشتر می‌کند. یک بازی باخت باخت.
 
کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.