یادداشت‌های سفربه کره جنوبی و ژاپن (بخش نخست)‌

سفر آغاز می‌شود!

اجتماعی /
شناسه خبر: 519423

برای من به‌طور معمول رفتن به یک سفر زمانی قطعیت پیدا می‌کند که بلیت هواپیما توی دستم باشد اما واقعیت این است که همیشه هم این‌طور نیست. وقتی من و دوستم فرهاد تصمیم گرفتیم به کره جنوبی و ژاپن سفر کنیم، کمی با ترس و لرز بلیت رفت و برگشت‌مان را خریدیم، چون شنیده بودیم ژاپن خیلی به ایرانی‌ها بد ویزا می‌دهد و بسیاری را مردود یا به اصطلاح ریجکت می‌کند.

 اما به هر حال بلیت را خریدیم و سعی کردیم خوشبین باشیم.

اما پیش از اینکه دنبال ویزای ژاپن برویم ویزای کره را گرفتیم. برای گرفتن ویزای گردشگری کره جنوبی شما نباید بروید سفارت، چون سفارت کره این کار را برونسپاری کرده و شما برای گرفتن ویزا باید به یکی دو آژانس مسافرتی خاص که نماینده سفارت در آنجا مستقر است بروید. گرفتن ویزای کره خیلی هم البته کار سختی نیست و یک سری مدارک معمول را از شما میخواهند. اگر هم آدم اهل سفری باشید و بخصوص سابقه سفر به اروپا را داشته باشید، شانس اینکه ویزای کره را بگیرید بسیار زیاد است. البته متأسفانه هزینه ویزای کره جنوبی بسیار زیاد است و آدم دردش میآید 250 دلار برای یک ویزای یکبار ورود به کره بدهد. راستش را بخواهید این یکی از گرانترین ویزاهایی بوده که تا به حال گرفتهام.

بعد از گرفتن ویزای کره رفتیم سراغ سفارت ژاپن. در فرم درخواست ویزا دلیل سفرمان و برنامه سفر مختصری از جاهایی را که میخواستیم در ژاپن ببینیم نوشته بودیم. مسئول مربوطه که یک خانم ایرانی بود، بعد از اینکه فرم ما را دید گفت نه این خوب نیست. باید قشنگ توضیح دهید در هر روز میخواهید چهکار کنید. برای مثال روز اولی که در کیوتو هستید، صبح میخواهید بروید کجا، عصر کجا و شب کجا و برنامه سفرتان را دقیق بنویسید. آنجا بود که ما فهمیدیم که بله اینجا ژاپن است و با آدم شوخی ندارند. ما هم که البته خودمان خوره اینجور کارها هستیم بدو رفتیم و یک برنامه خیلی خیلی دقیق که واقعاً هم میخواستیم همان را انجام دهیم، نوشتیم و چند روز بعد برای آن خانم آوردیم. گیر بعدی ایشان ولی عالی بود. فرم من را نشان داد و گفت ببین این عکست را که روی فرم چسباندهای هم کج است و هم یک مقدار چسب از زیرش زده بیرون، این را درست کن! جدای از این موجودی حساب بانکی که برای ما آوردهاید مربوط به یک هفته قبل است درصورتی که باید حداکثر برای دو روز قبل باشد. خلاصه ما دوباره دست از پا درازتر از سفارت برگشتیم و عکس را درست چسباندیم و پرینت جدید حساب بانکی را گرفتیم و فردایش دوباره برگشتیم سفارت. خانم مسئول محترم به ما توضیح داد که این سختگیریها برای این است که حس میکند ما میتوانیم ویزا بگیریم وگرنه همان اول میتوانست فرممان را ببرد پیش سفیر و ایشان هم یک مهر مردودی بزند رویش. بعد هم گفت چهار روز بعد ساعت سه بعدازظهر بیایید و از نتیجه با خبر شوید.

 سفارت ژاپن به معنای واقعی کلمه یکی از درستحسابیترین سفارتهایی است که تا به امروز رفتهام. جدای از نظم و ترتیب مثالزدنیاش، نکته جالبش اینجا بود که تنها درصورتی از شما پول میگرفتند که بخواهند به شما ویزا بدهند و در صورت مردودی ویزا هیچ هزینهای از شما دریافت نمیکنند. روزی که ما برای گرفتن نتیجه به سفارت رفتیم، با اینکه حسمان میگفت به ما ویزا میدهند ولی اولش کمی نگران شدیم چرا که همه آدمهایی که جلوی ما بودند، متأسفانه درخواست ویزایشان مردود شد. ما که دم باجه رسیدیم همان خانم به ما گفت معادل سی دلار به ریال بدهیم به صندوق و بیاییم ویزایمان را بگیریم و به این ترتیب سفر ما آغاز شد.

برنامهای که از قبل برای سفرمان ریخته بودیم اینطوری بود که هفت روز اول در کره باشیم و بعد برای ده روز هم برویم ژاپن. همه کارهای سفر یعنی گرفتن همه بلیتهای هواپیما و قطار و رزرو هتلها را هم خودمان انجام داده بودیم و یک برنامه دقیق برای سفرمان ریخته بودیم. در کره جنوبی قرار بود اول جزیره ججو را ببینیم که یکی از توریستیترین نقاط این کشور است. برنامه روز اولمان فشرده و البته کمی نگرانکننده بود. پرواز ما در فرودگاه اینچئون ساعت چهار عصر در سئول به زمین مینشست و پرواز بعدیمان ساعت هشت و نیم شب از فرودگاه دیگر سئول یعنی گیمپو که بیشتر مخصوص پروازهای داخلی است به مقصد جزیره ججو بود. بنابراین ما باید خیلی سریع خودمان را از فرودگاه بینالمللی به فرودگاه محلی میرساندیم تا پرواز را از دست ندهیم. یعنی اینجوری که برای مثال یک خارجی پروازش ساعت چهار عصر توی فرودگاه امام به زمین بنشیند و برای ساعت هشت و نیم شب بلیت داشته باشد که از مهرآباد برود کیش. من بدون هیچ مشکلی از قسمت کنترل گذرنامه گذشتم اما افسر مربوطه بعد از چند سؤال و جواب فرهاد را به اتاق دیگری برد و از دید من خارج شدند. چون من وارد خاک کره شده بودم، دیگر حتی نمیتوانستم برگردم به آن قسمت و بفهمم قضیه از چه قرار است. همینطوریاش هم به خاطر فاصله کم بین دو پرواز وضعیتمان نگرانکننده بود چه برسد که بخواهیم بهخاطر اتفاقهای پیشبینینشدهای مثل این معطل هم بشویم. من که دیدم حضورم آنجا فایدهای ندارد فکرکردم بهتر است بروم و چمدانهایمان را بگیرم که به محض اینکه فرهاد رسید از فرودگاه بزنیم بیرون و خوشبختانه همینطور هم شد و تا چمدانها را گرفتم، فرهاد هم رسید. از او چند سؤال درباره دلیل سفر و برنامه سفرمان پرسیده بودند و بعد که رزرو هتلها و بلیت پرواز کره به ژاپن را دیده بودند، خیالشان راحت شده بود و روی گذرنامه فرهاد نیز مهر ورود زده بودند.

با کمک اطلاعاتی که از گیشه راهنمایی گردشگرهای فرودگاه اینچئون گرفتیم، به این نتیجه رسیدیم که با اتوبوس به فرودگاه گیمپو برویم. البته یک خط قطار نیز این دو فرودگاه را به هم وصل میکرد اما از آنجایی که باید با چمدانهایمان مسافت خیلی زیادی را پیاده میرفتیم تا به ایستگاه برسیم و قطار در ایستگاههای زیادی توقف میکرد در صورتی که اتوبوس بین راه هیچ جا توقفی نداشت، بهترین تصمیم همان رفتن با اتوبوس بود. قیمت بلیت اتوبوس پنج هزار وان بود که به پول امروز ما یعنی آذرماه سال نود و هشت معادل پنجاه هزار تومان میشود. با توجه به مسافت سی و سه کیلومتری دو فرودگاه، بهنظر قیمت معقولی بود و همان ابتدای سفر، حس کردیم که کره جنوبی نباید کشور چندان گرانی باشد، بخصوص که هتلهایمان را هم با قیمت به نسبت خوبی از طریق سایت بوکینگداتکام رزرو کرده بودیم؛ بهطور متوسط شبی چهل دلار برای یک اتاق دوتخته با صبحانه. اولین اتوبوسی که آمد پر بود و ما نتوانستیم سوار شویم. معطلی در قسمت گذرنامه و از دست دادن اتوبوس اول، نگرانیمان را بیشتر کرد، اما پس از سوار شدن به اتوبوس دوم و گذشت حدود 45 دقیقه و نزدیکشدن به فرودگاه گیمپو خیالمان راحت شد که پرواز بعد را از دست نمیدهیم.‌/ایران جمعه

 

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.