هگل در اورامان

اجتماعی /
شناسه خبر: 519414

به‌نظر من نقطه‌به‌نقطه ایران شگفت‌انگیز است با مردمی میهمان‌نواز و طبیعتی بکر. هر نقطه از این مملکت داستانی ویژه دارد با مردمی ویژه‌تر که آنها را و در نهایت ایران را از همه کشورهای جهان متمایز می‌کند و می‌شود هزاران صفحه درباره‌اش نوشت.

اما یکی از ویژهترین سفرهای من به کردستان مربوط میشود. من به اورامانات رفتم در فصل بهار و طبیعت عجیبی را دیدم با مردمی محترم و خونگرم و مهربان که واقعاً برایم فراتر از باور بود اینهمه انسان شریف و مهربان و از طرفی بسیار باهوش و سخاوتمند که کمترجای دنیا میتوان نمونهشان را پیدا کرد. من شنیده بودم که اردیبهشت آن منطقه رؤیایی میشود و اتفاقاً با بچههای پالت به این سفر رفتیم و از آنجا که کاوه خودش کرد است دوستان کردی داشت که ما را راهنمایی کردند و همراهی. از سنندج به اورامان رفتیم و کامل آنجا را دیدیم. خیلی جالب است. شب دیروقت میرسیدیم به روستایی و در این ده یکدفعه میدیدیم چقدر آدمهای محترمی میآیند و طوری میهماننوازی میکنند که آدم نمیتواند با کلمات آن حس شگفتآور را منتقل کند و فقط این را بنویسم که از اون روز تا امروز گاهی با خودم فکر میکنم که کاش من هم یک کرد بودم.

یک خاطره جالب هم بنویسم که شاید بد نباشد. یکشب به کارخانه آبمعدنی رفتیم که توی کوهها بود و آنجا با آقایی آشنا شدیم که کارگر کارخانه بود ما را به اتاقش دعوت کرد. اتاقی داشت و امکانات محدود. کیسه خوابها را که انداختیم بخوابیم گرم صحبت شدیم. گفتم چقدر شما میهماننواز هستید. یکدفعه گفت تو هگل را میشناسی؟ شوکه شدم.

فکر کردم یک اسم کردی هم هست. گفتم کی؟ گفت فیلسوف آلمانی را میگویم. باورم نمیشد وسط آن کوه با آن شرایط اقلیمی یک کارگر عزیز و مهربان داشت از هگل حرف میزد. گفتم میشناسم. چطور؟ گفت هگل میگوید هر ملتی را که میخواهی بشناسی باید از موسیقیاش بشناسی و ما کردها موسیقی خیلی غنی داریم و به همین دلیل آدمهای خوبی هستیم. خود من از بچگی دف میزدم و شاگرد کامکارها بودم و آشنا بودم با موسیقیشان. گفت من خودم خوانندهام. رفت و سیدی خودش را از ماشین آورد و گوش دادیم و باورتان نمیشود اگر بگویم بینظیر بود صدایش. گفت از جز تا پاپ و سنتی کردی میخوانم و واقعاً برایم عجیب و غریب بود. بههر صورت در این سفر هم سنندج را دیدیم و هم منطقه اورامان و دریاچه زریوار و... را.

من خیلی جاهای ایران و دنیا را دیدهام و همچنان فکر میکنم ایران بینظیر است، هم به لحاظ میهماننوازی و هم بهلحاظ اقلیمی و بکر بودن سرزمینی. فقط ما باید اصول سفر رفتن و گردشگری را خوب یاد بگیریم و این نیاز به یکی دو نسل آموزش دارد. هرجایی قوانین و سنتها و باورهای خودشان را دارند و ما باید وارد هرجایی میشویم به این فرم و نُرم زندگی احترام بگذاریم. شرایط توریست بودن بهخاطر شرایط اجتماعی و... خیلی متفاوت است و ما آنچنان توریست نداریم و این هم خوب است و هم بد. اینکه ما اینقدر میهماننواز هستیم میتواند برای مردم همه دنیا شگفتانگیز باشد و خود من در هیچجای دنیا ندیدهام و این نقطه عطفی است که میتواند ایران را با این شگفتیهای بسیاری که دارد به یک مرکز گردشگری مهم در دنیا بدل کند.‌/ایران جمعه

 

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.