چرا در جامعه ما «پتانسیل اعتراض» بالا است؟

اندیشه /
شناسه خبر: 519292

در بین آن گروه از شهروندان که "احساس محرومیت" بیشتری دارند؛ پتانسیل اعتراض نیز بیشتر است. در بین آن گروه از شهروندانی که "منبع محرومیت" اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سیاست‌ها و تصمیمات مقامات می‌دانند؛ پتانسیل اعتراض نیز بیشتر است. هرچه میزان احساس تبعیض و بی‌عدالتی در افراد بیشتر می‌شود و با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض نیز افزایش می‌یابد.

در سال ۱۳۸۷ از رساله دکترایم که موضوع آن "پتانسیل اعتراض" بود، دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی‌های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله‌ام را ورق می‌زدم. در ادامه به برخی از مهمترین یافته‌های آن اشاره می‌کنم: 
 
1.یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض در جامعه بالاست.
 
2.هرچقدر از میزان اثرگذاری سیاسی افراد (این احساس که می‌توانند در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشند) کاسته می‌شود؛ بر میزان پتانسیل اعتراض آنان افزوده می‌شود.
 
3.دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سیاسی کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسیل اعتراض بالاتر است.
 
4.با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض نیز افزایش می‌یابد.
 
5.میزان احساس محرومیت (هم اقتصادی، هم سیاسی، هم فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالاست. در بین آن گروه از شهروندان که "احساس محرومیت" بیشتری دارند؛ پتانسیل اعتراض نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که "منبع محرومیت" اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سیاست‌های دولت و تصمیمات مقامات می‌دانند؛ پتانسیل اعتراض نیز بیشتر است.
 
6.هرچه میزان احساس تبعیض و بی‌عدالتی در افراد بیشتر می‌شود؛ میزان پتانسیل اعتراض آنان هم افزایش می‌یابد.
 
7. هرچه میزان رضایت از زندگی افراد کاهش می‌یابد؛ میزان پتانسیل اعتراض آنان افزایش می‌یابد. 
 
بگذارید خلاصه کنم: احساس اثرگذاری کم در روند تصمیم‌گیری‌های سیاسی/ این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت‌های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت بالا/ این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم‌های غلط سیاستمداران است/ احساس تبعیض و بی‌عدالتی بالا/ داشتن رضایت کم از زندگی/ با موضوع اصلی رساله یعنی "پتانسیل بالای اعتراض" رابطه مستقیم داشتند.
 
*وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت؛ برخی نهادها، بنرهایی در خیابان‌های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته‌اند و بین آنها نیز کودکی پریشان‌حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند "آخر و عاقبت ماهواره". در پس‌زمینه تصویر هم پرچم آمریکا و اسراییل را به شکل محو نشان دادند. درک و برداشت آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین‌قدر بود. از نظر آنان، تعداد دیش ماهواره مساوی بود با تعداد طلاق در کشور!
 
* طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به "جمع‌آوری" اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت‌بام‌ها سرباز فرستاند. چندین‌بار ضربتی دیش‌های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. دیش‌ها را از پشت‌بام‌ها به حیاط منازل پرتاب کردند تا طلاق را کاهش دهند؛ ولی طلاق کاهش نیافت. برعکس بیشتر و بیشتر هم شد. آنان در حل مشکلات جامعه، معمولا ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم‌انسانی پاسخ را می‌دانند؛ نتیجه را می‌گیرند و یکطرفه به جامعه ابلاغ می‌کنند.
 
* در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می‌شوند و رویدادهای اخیر را علت‌یابی می‌کنند. آنان بازهم ساده‌سازی می‌کنند. ساده‌سازی محض. همانطور که درباره طلاق ساده‌سازی می‌کنند.آنان بازهم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می‌دهند. می‌گویند علت ناآرامی‌ها همین است و تمام! به دوردست‌ها اشاره می‌کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک‌بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می‌بینند!
 
* حدود ده سال از دفاع رساله‌ام گذشته است. داده‌های این رساله در شهر تهران جمع‌آوری شد. ساده‌اندیشی است اگر بگویم که ده سال پس از این پژوهش، هم‌اکنون وضعیت کشور بهتر شده است. ای‌کاش مقامات محترم به‌جای ساده‌سازی‌های مرسوم مسائل، حداقل یکبار هم که شده بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک‌بینی‌شان، عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض را با صدای بلند برای خودشان بخوانند؛ با صدای بلند.‌‌..

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.