شفافیت سیستماتیک را عملیاتی کنیم

سیاسی /
شناسه خبر: 517911

کاهش اعتماد مردم به حاکمیت عبارتی است که این روزها برای تبیین علل بروز ناآرامی‌های مرتبط با افزایش قیمت بنزین زیاد شنیده می‌شود. طبیعتاً مواجهه صادقانه با مردم و بیان بی پرده واقعیت‌های کشور یکی از راهکارهایی است که می‌توان برای جبران این نقیصه پیشنهاد کرد. اما در این میان چند نقطه حائز اهمیت وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره می‌شود.

یک: آیا مقامات عالی نظام از جمله رئیس جمهوری می‌توانند همه مطالب ریز و درشت موجود در عرصه‌های اقتصادی، سیاست خارجی، داخلی و غیره را به تفصیل و با جزئیات با مردم در میان بگذارند؟ آیا در دیگر کشورها نیز این گونه است؟ کسی در بیان علنی مسائل و چالش‌های اساسی یک نظام سیاسی مرز بین امنیت ملی و مصالح کشور را تشخیص می‌دهد؟ دو: تجربه نشان می‌دهد بیان علنی برخی مطالب باعث تعمیق شکاف‌ها میان جریان‌های سیاسی و اجتماعی در کشور خواهد شد. لذا تا زمانی که ظرفیت پذیرش واقعیت‌ها برای افکارعمومی به وجود نیاید، تشریح جزئیات مسائل و مشکلات کمکی به عبور از چالش‌ها نخواهد کرد. به همین دلیل است که در چند مورد محدود هم بیان برخی واقعیت‌های اقتصادی یا سیاسی از سوی رئیس جمهوری و برخی اعضای بلندپایه اقتصادی دولت، باعث طرح اتهاماتی مانند گرا دادن به دشمن، اعتراف به اثربخشی تحریم‌ها و غیره از سوی مخالفان دولت نسبت به آنها شد. پس باید قبل از بیان واقعیت‌ها زمینه تدریجی طرح مطالب اساسی و واقعی در کشور فراهم شود.
سه: قطعاً مردم نسبت به هیچ یک از حقایق کشور نامحرم نیستند. اما آیا واقعاً آگاهی جامعه به معضلات جدی باعث همراهی اکثریت آنان برای رفع چالش‌ها خواهد شد؟ در این زمینه شواهد متعددی برای نقض این گزاره وجود دارد. فهرست بلندبالایی از ابرچالش‌های محیط زیستی، اجتماعی و غیره وجود دارد که نه تنها مردم از آنها آگاهی کامل دارند، بلکه در بطن این چالش‌ها قرار گرفته و به وضوح عمق این فجایع را لمس می‌کنند، اما باید اذعان کرد که این دانستن کمکی به مدیریت معضلات بزرگ از جمله بحران آب، آلودگی هوا و غیره نکرده و دامنه این مسائل روز به روز گسترده تر می‌شود.
چهار: به نظر می‌رسد در پاره ای موارد مشارکت دادن مستقیم مردم در تصمیم گیری‌ها و قراردادن توأمان آنان در معرض نتایج تصمیمات و نظرات‌شان الزامی مهم و اساسی برای افزایش اعتماد مردم به حاکمیت باشد. امکانی که قانون اساسی با راهکار همه پرسی آن را  فراهم کرده است.
نگارنده اگرچه به محدودیت‌های حاکمیت برای طرح همه موضوعات با مردم واقف است و البته معتقد است حتی در صورت آگاهی جامعه از چالش‌ها لزوماً نمی‌توان همراهی تمام و کمال همه آنان را برای تمامی معضلات انتظار داشت، اما ارتباط نزدیک و تنگاتنگ میان حاکمان و مردم را شرط لازم برای عبور از همه مشکلات می‌داند. از این رو بر این باور است که «شفافیت سیستماتیک» به نحوی که در همه ارکان نظام و قوا در همه دوران‌ها ساری و جاری باشد، باید به عنوان راهبرد جدی برای تعمیق رابطه
دولت -ملت در دستور کار قرار گیرد. در این مسیر رسانه‌ها بویژه صدا و سیما وظیفه‌ای بس مهم بر دوش دارند. تأثیرپذیری برخی اقشار جامعه از رسانه‌های معاند نظام حاصل ضعف در کارکرد صدا و سیما است. این رسانه باید صداوسیمای همه سلایق ایرانی باشد، نه فقط یک نحله فکری و فرهنگی و سیاسی. این رسانه باید ثابت کند که نقایص و ایرادهای سایر بخش‌های حاکمیت، علاوه بر دولت برای آن اهمیت دارد، نه اینکه صرفاً اقدامات رقبای سیاسی دولت را با رویکرد مثبت برجسته‌سازی کند.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.