از آسمان به زمین

فرهنگی /
شناسه خبر: 517415

اولین کتاب تأثیرگذار زندگی من قطعاً قرآن است. از نگاه من بخشی از این جذابیت به خاطر قصص قرآن و اتفاقات بشری است که به آن اشاره شده و بخش دیگر به خاطر احکام است.

اولین کتاب تأثیرگذار زندگی من قطعاً قرآن است. از نگاه من بخشی از این جذابیت به خاطر قصص قرآن و اتفاقات بشری است که به آن اشاره شده و بخش دیگر به خاطر احکام است. قرآن برای تمام روابط اجتماعی تعریف دارد و حکم میدهد. اگر درست خوانده شود و به درستی تفسیر شود همه درک خواهند کرد که با چه دریای بیکرانی مواجه هستند. تفسیر قرآن اما کار سادهای نیست و نباید تفسیر به رأی شود. آیتالله خمینی در تفسیر حمد و سوره دائم بر این قید تأکید دارند که «شاید» منظور این باشد و «شاید» قصد این بوده باشد. تمام آنهایی که قرآن را تفسیر میکنند و نظرشان را با قطعیت بیان میکنند به اعتقاد من یا آن را اشتباه فهمیدهاند و یا خیلی خودخواهند. کلام خدا در عین سادگی دارای پیچیدگیهای ظریفی است که باید با درایت به آن نگاه کرد. قرآن در عین اینکه خیلی ساده است اما بسیار عمیق و پر از اسرار است، چرا که بخشی از آن از طبیعت عینی و مادی ما بیرون است. شخصیتهایی مثل حافظ و مولانا که دارای منزلت بسیار بالایی برای ما ایرانیها هستند از کودکی با قرآن حشر و نشر داشتهاند. علاقه من هم به این کتاب آسمانی از دوران کودکی میآید. آن روزها مهدکودک و کودکستان نبود و اغلب بچهها به کودکستان اسلامی میرفتند. من هم از همان 5 سالگی که به کودکستان اسلامی وارد شدم به قرآن علاقهمند شدم و سعی میکردم بخوانمش و ابهاماتم را از بزرگترها جویا شوم. الان هم کلکسیون قرآن دارم و قرآن کشورهای مختلف و ترجمههایشان را دارم. حالا از آسمان به زمین برگردیم و به کتابهای مورد علاقهام که اغلب رمان هستند، برسیم.»

چشمهایش(بزرگ علوی): «چشمهایش» یک استثنا در ادبیات معاصر ایران است که به صورت تلویحی و غیرمستقیم از کمال الملک میگوید و با روایت یک ماجرای ظاهراً عاشقانه از تهران آن روزها، ارتباطات دولت و حکومت و قدرتهای سیاسی و امنیتی تصویری روشن و مستند ارائه میدهد. با خواندن این رمان انگار یک گزارش مصور از تهران آن روزها میخوانید. خواندن این کتاب برای نسل امروز جامعه ما که تصور درستی از تهران آن روزها ندارند ضروری است چرا که روایت اکثر آثار سینمایی و بخصوص تلویزیونی از آن دوران، روایتی تحریف شده است و به میل و سلیقه یک مدیر فیلم و سریال، تاریخ یک سرزمین تغییر کرده است. «چشمهایش» دست مخاطب را میگیرد و به آن دوران میبرد و تصویر واقعیتری از تهران آن روزگار نشانش میدهد.

تنگسیر (صادق چوبک): کتاب بر اساس یک ماجرای واقعی که اواخر دوران احمدشاه در جنوب اتفاق افتاده، نوشته شده است. این ماجرا توسط دو نویسنده روایت شده؛ یکی رسول پرویزی که در قالب قصه کوتاه زار ممد (شیرممد) به این ماجرا میپردازد و دیگری صادق چوبک که با تخیلپردازی قصه را شرح و بسط میدهد. «تنگسیر» صادق چوبک بشدت سینمایی است و امیر نادری بر اساس آن فیلم «تنگسیر» را ساخته است. چوبک با روایت این قصه به آنهایی که مذهب و دین را دکان کردهاند و به چپاول مردم مشغولند میپردازد.  در چنین شرایطی یک آدم کپرنشین شبیه همه آنچه که بعدها در طول تاریخ از قیام پابرهنه گفته میشد، قیام میکند. در «تنگسیر» داستان زندگی او به شکلی ملموس، قابل باور و به دور از شعارهای حزبی و سیاسی روایت شده است.

«قلعه حیوانات» (جورج اورول): انصافاً راجع به «قلعه حیوانات» نمیشود کوتاه صحبت کرد، باید راجع به آن ساعتها سخن گفت. یک داستان سمبلیک، استعاری و فوقالعاده جهان شمول.

«جامعه سالم» (اریک فروم): این روزها که جامعه ما از شاخصههای سلامت فاصله گرفته شاید خواندن این کتاب برای هر ایرانی واجب باشد. در شرایطی که درگیر مسائل و مشکلات مختلفی هستیم که اغلب ریشه در مشکلات اقتصادی دارد و اگر با فقر فرهنگی توأم شود فاجعهبار میشود، لازم است این کتاب توسط جوانها خوانده شود تا بدانند جامعه سالم چطور جامعهای است و در مقابلش جامعه بیمار و فاسد دارای چه ویژگیهایی است؛ جامعهای که کسی به کسی اطمینان ندارد، کسی امید ندارد، کسی افق روشنی از آیندهاش ندارد، کسی در زمان حال اطمینانی از وضعیت معیشتی و زندگی طبیعی ندارد و مجبور میشود مدام به گذشته فکر کند و به گذشته افتخار کند چرا که حال و آیندهاش وضعیت مجهولی دارد. این گذشتهگرایی که اتفاقاً من برایش احترام قائلم و منزلت کوروش و... هم سر جای خودش اما امروز دچار وضعیت عجیب و غریبی هستیم خبرنگار خوب خبرنگار قدیم است و فیلمسازهم فیلمسازهای قدیم و عشق هم عشق قدیم و... این حجم حسرت و وابستگی نتیجه بیهویتی حال و گم و گور بودن آینده است. وقتی نمیتوانیم تعریف روشنی از وضعیت حال و آینده بدهیم و به حال و آینده تکیه کنیم، همیشه در تردید به سر میبریم و نگران هستیم و به همین خاطر دائم به گذشته پناه میبریم.

کلیدر (محمود دولت آبادی): نوشتناش به کنار، خواندنش هم سخت اما لذت بخش است. در «کلیدر»، دولتآبادی در اوج پختگی است و تشریح و توصیفش خیلی زیبا و برجسته است. خاصیت و امتیاز رمان وجه تشریحی و توصیفی آن است. به همین دلیل هم هست که هرگاه رمانی تبدیل به فیلم میشود اقتباس سینماییاش به اندازه رمان خوب در نمیآید. خواندن رمان این حسن را دارد که ذهن خود خواننده توصیفات و تشریحاتش را دکوپاژ میکند و بهترین تصاویر را میسازد، بدون هیچ محدودیتی! وقتی قرار است تبدیل به فیلم شود مسلماً با یکسری محدودیت مواجه میشود امکاناتی که در دنیا وجود دارد حتی در هالیوود قویتر از ذهن من و شما نیست. ذهن من و شما به همه جا پرواز میکند و تصویر میسازد ولی فیلم بالاخره یک جایی به خاطر عدم امکانات بالاجبار به محدودیت تن میدهد و متوقف میشود. ضمن اینکه در یک اثر سینمایی فرصت این همه تشریح نیست به همین دلیل من معتقدم سریالهای تلویزیونی ظرفیت بیشتری برای اقتباس از رمانها دارند.  آقای دولت آبادی تمام قصههایش جذاب است. اولین وجه هر اثر ادبی باید این باشد که مخاطب درگیر آن شود و لذت ببرد. کسب لذت اولین چیزی است که باید با خواندن کتاب اتفاق بیفتد. شما اول باید به خوانندهات لذت بدهی، بعد اندیشه و تخیل و آگاهی. این قاعده تنها برای کتاب نیست. چه فیلم باشد و چه کتاب و چه موسیقی، فرقی نمیکند؛ مخاطب باید اول از آن لذت ببرد. اول باید از یک موسیقی لذت ببرد و بعد گوش بسپارد که شعر چه میگوید و ملودیها چه ظرفیتی دارند. کتابهای آقای دولتآبادی بشدت لذت بخش هستند و یک تابستان یا یک زمستان را با «کلیدر» میشود با لذت به سر کرد./ایران جمعه

 

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.