پشت و روی وجدان

فرهنگی /
شناسه خبر: 516953

شما با یکی از دوستان‌تان دیدار می‌کنید. به ‌او می‌گویید خیلی خوشحال شده‌اید او را بعد از مدت‌ها دیده‌اید. اما توی فکرتان این است که چرا باید او را ببینید. شما اصلاً از دیدار با او خوشحال نشده‌اید. حتی دل‌تان می‌خواهد سر به تن او نباشد. این جمله‌ها تعریف نمایشنامه «آن‌سوی آینه» نوشته فلوریان زلر است. نمایشنامه‌ای که تینوش نظم‌جو ترجمه کرده و در نشر نی منتشر شده است. چهل و یکمین نمایشنامه از مجموعه «دور تا دور دنیا.»

شما فکر می‌کنید اما فکر‌تان را به زبان نمی‌آورید. بهت‌زده به‌روبه‌رو خیره می‌شوید تا جایی که مخاطب‌تان به‌ شما می‌گوید حواست کجاست یا‌ داری به چه فکر می‌کنی یا فهمیدی من چی گفتم؟ می‌بینید مسأله این نمایشنامه خیلی ساده است. ترفندی که استفاده می‌کند تا هم فکرهای آدم‌های روی صحنه را بشنویم و هم حرف‌های‌شان را با یکدیگر دنبال کنیم. شاید مهم‌ترین تکنیک این نمایشنامه همین است و از این بیشتر نباید از آن توقعی داشت. نمایشنامه‌ای که از اوج و فرودهای نمایشنامه‌های کلاسیک در آن خبری نیست و حرف زدن جای عمل کردن را در آن گرفته است. عمل‌های افراد به سمت ذهن‌شان می‌رود و این تناقض فکر و رفتار و حرف‌ است که کنش اصلی را ایجاد می‌کند بنابراین شما هنگام خواندن نمایشنامه مدام فکر می‌کنید وای چه کار خسته‌کننده‌ای اما وقتی خواستید درباره آن حرف بزنید، می‌گویید واقعاً نمایشنامه بی‌نظیری است. چون نمایشنامه را زلر نوشته. شما زلر را نمی‌شناسید؟ چطور ممکن است. او نویسنده معروف فرانسوی است و متولد 1979 است که نمایشنامه‌هایش بیشتر از همه در سطح جهان اجرا شده است. بعد طرف‌تان را مخاطب قرار می‌دهید که حتی در ایران هم اجرا شده است. اما شمایی که این نمایشنامه را بر صحنه ندیده‌اید مدام به این فکر می‌کنید چطور می‌شود این نمایشنامه را اجرا کرد که تماشاگر خسته نشود از این همه حرف زدنی که در صحنه رخ می‌دهد اما همیشه به این فکر می‌کنید که شاید مشکل شماست که این نمایشنامه را نفهمیده‌اید. حتماً این نمایشنامه خیلی مهم است و به‌خودتان می‌قبولانید که نمایشنامه مهمی را خوانده‌اید و البته توصیه می‌کنید که دیگران هم این اثر را بخوانند. اما ته وجودتان یک چیزی به شما می‌گوید که نه می‌توانست خیلی بهتر باشد. می‌توانست از اضافه‌ها کم شود و بسیاری از دیالوگ‌ها کم بشود. اما باز می‌گویی شاید فرهنگ ما با آنها یکی نیست که بسیاری زیاده‌گویی‌ها اذیت می‌کند.
اما به‌مخاطب‌تان می‌گویید دیالوگ‌ها خوب و سنجیده عمل کردند اما خودتان خوب می‌دانید که چون زلر نمایشنامه‌نویسی فرانسوی است که بیشترین اجراها را در سطح جهان داشته‌، این حرف را زده‌اید که بگویید شما هم جزو طرفدارهای او هستید. بیایید صادقانه با شما صحبت کنم، زمان خواندن این نمایشنامه چندبار خوابیدم. وقت خواندن نمایشنامه فکر می‌کردم که خواب بعدازظهر چقدر می‌چسبد و چقدر چای نوشیدن خوب است. ‌وقت خواندن نمایشنامه با خودم می‌گفتم اگر صفحه روبه‌رو را نخوانم چه اتفاقی می‌افتد و بعد صفحه روبه‌رو را رها می‌کردم و به صفحه بعد می‌رفتم اما بین خودمان بماند عذاب وجدان یقه‌ام می‌کرد و بازمی‌گشتم و صفحه خوانده نشده را می‌خواندم و می‌دیدم عذاب وجدان موجود احمقی است که نمی‌گذارد آدم با خیال راحت زندگی‌اش را بکند. مثل همین حالا که به شما می‌گویم این نمایشنامه را بخوانید چون نمایشنامه خوبی است، چون با وجدان خودم کنار نیامدم پشت سر این نمایشنامه حرف بدی بزنم.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.