روسیه اکتبر فوق‌العاده‎ای را لا‌اقل به‌لحاظ تجاری - صنعتی پشت‌سر گذاشت. این کشور ابتدا یک تفاهمنامه موسوم به «منطقه امن» را با ترکیه به امضا رساند که منافع اقتصادی و سیاسی چندی برای مسکو خواهد داشت و سپس ولادیمیر پوتین مقام اول اجرایی این کشور راهی ریاض و دوبی شد تا مصادیق و امکانات تجاری را در آنجا بسنجد و برخی مبادلات صنعتی فیمابین را سرعت بخشد.

او همچنین در شهر همیشه سردسیر سوچی میزبان یک اجلاس سران آفریقایی هم بود. بجز مورد اول که البته دستاوردهایی اقتصادی بر آن نیز مترتب بود، رویدادهای مورد بحث بازار اقتصادی روسیه را وارد امکان‌ها و موازنه‌های تازه‌ای کرد ولی ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم پوتین و یارانش فقط درصدد فتح خاکریزهای جدید اقتصادی هستند.
در مسکو همیشه این باور وجود داشته که خاور نزدیک، یک عرصه مهم برای مانورهای اقتصادی روس‌ها است اما اینک روس‌ها با ورود به اقتصاد ولو آشفته سوریه و عراق به وضوح به‌سمت خاورمیانه و آسیای غربی هم روی آورده تا ماهی‌های درشتی را از برهوت این کشورها صید کند. روس‌ها با این مسأله مهم و بنیادین در چالش بوده‌اند که هرچقدر هم در معامله‌های اقتصادی خود بر غرب آسیا سایه بیندازند قادر به عبور از انگاره‌های مذهبی آنها نیستند و چنان انگاره‌هایی دولت مسکو را از برخی منفعت‌اندوزی‌های رایج در ریاض، بغداد، دمشق و امثال آن بازداشته زیرا باید جوابگوی اتباع مسلمان نه‌چندان کم‌شمار خود باشد.
برای نمونه بخشی از کشور روسیه را مردمان چچن و مسلمانان اهل سنت تشکیل می‎دهند که حاضر نیستند معامله‌‌های سیاسی مشکوک بین دولت مسکو و همتاهایشان در امارات و عربستان را تحمل کنند و از کف رفتن سرمایه‌های مسلمانان را حتی اگر متعلق به سعودی‌ها و دولت وابسته دوبی باشد، تاب بیاورند. این در حالی است که اصول تجارت خارجی روسیه تصریح می‌دارد معامله پایاپای با امثال امارات و عربستان اگر کالای همیشه پرسودی مثل نفت را نادیده بگیریم، بهره عظیمی به دست روس‌ها نمی‌رساند و آنها بیش از اینکه چیزی کسب کنند از جیب می‌پردازند اما پوتین حاضر است این ضایعه را تحمل کند ولی به جبرانش جای پای دولتش را در معامله‌ها و بده‌بستان‌های سیاسی در ریاض و دوحه و مسقط قوی‌تر کند. روس‌ها با فروش سلاح‌های متعدد به برخی دولت‌های عرب منطقه همچنین کوشیده‌اند صحنه سیاست کشورشان را منطقه‌ای امن برای اعراب جلوه بدهند و همسو با آن وسیله‌هایی نیز برای نزدیک‌تر کردن روابط خود با چین و کره شمالی فراهم آورند اما پوسته‌ای  از اولویت‌های اقتصادی بر قامت آن پوشانده‌اندتا به نظر برسد به پکن و پیونگ یانگ نه به‌چشم «رفقای همرزم» بلکه شرکای مالی می‌نگرد که البته پایه واقعی و درستی ندارد و این دیدگاه اول است که مد‌نظر پوتین و یارانش قرار دارد.
اما در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس قضیه فرق می‌کند زیرا در امارات و عمان و حتی قطر این باور وجود دارد که جا افتادن روس‌ها در مناسبات سیاسی این کشورها حتماً این خطر جنبی را هم دارد که پایه‌های اسلام را تضعیف و ماتریالیسم را که دستمایه اصلی کار آنها است در منطقه پررونق کند آنان معتقدند چنین حالتی خیزش‌های مردمی و قیام مسلمانان علیه دولت‌های حاکم را که اندک هم نیست بیشتر خواهد کرد. روسیه از همین رو امروز با این سؤال مهم مواجه است که چه باید بکند تا همان طیب خاطر اقتصادی را داشته باشد که هنگام مانورهای خود در شرق دور داشته است.
* منبع: Lobelog

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.