شبکه‌های اجتماعی چطور به بستری برای بروز جوگیری تبدیل می‌شوند؟

رسواکردن یک غریبه ‌در خیابانی خالی‌

دانش و فناوری /
شناسه خبر: 515637

سه روز پس از آغاز جنبش metoo# صفحه‌ فیسبوکم پر شد از پست‌هایی مرتبط با این جنبش. حتی دوستان همسرم خاطرات دردناکی از وقایعی غیراخلاقی به اشتراک گذاشتند.

 مردها هم تلاش کردند با نشان دادن شوکه شدن، نگرانی و همدلی از این جنبش حمایت کنند. چیزی نگذشت که موج جدیدی از واکنشهای شدید و محکومیت شکل گرفت.

این جنبش در نگاه اول تمام ویژگیهای مطلوب و مؤثر را برای یک جنبش اجتماعی داشت. به زنان و افراد دیگری که قربانی آزار، اذیت و سوءاستفاده بودند، قوت قلب میداد تا داستان خود را بگویند. اما در واقعیت صرفاً یک جوگیری تمام عیار بود. این جنبش از مکانیزمهای شبکههای اجتماعی برای تحریک و عصبانیکردن مخاطبان استفاده میکرد؛ تا حدی که انگار اگر در برابر آن واکنشی نشان نمیداد کاری عبث کرده بود. به عبارت دیگر این جنبش با تمام نیات خیری که عوامل آن داشتند، تمام مشکلات شبکههای اجتماعی را کنار هم نشان میداد. شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین بسترها برای بروز عصبانیت هستند. احساس خشم باعث میشود قربانیان دست به واکنش بزنند. البته در نتیجه تمام این واکنشها، درآمد تبلیغاتی شرکتها افزایش مییابد.

این موضوع چه تأثیری روی ما میگذارد؟ استادیار دانشگاه ییل، مالی کروکت تحقیقات تازهای درباره عصیانگری اخلاقی در عصر دیجیتال انجام داده و در آن نگاهی منتقدانه به شبکههای دیجیتالی انداخته است؛ شبکههایی که بیان احساسات غضبآلود در آنها موج میزند. کروکت که دکترای روانپزشکی تجربی دارد،  روی نوعدوستی، اخلاقیات و تصمیمات ارزشگرای انسان مطالعه کرده است. به اعتقاد او فنآوریهای دیجیتال نو در حال تغییر دادن شیوه بیان خشم ما هستند و تواناییمان را در تغییر واقعیات اجتماعی محدود کردهاند.

به گفته کروکت، هدف از پخش شدن این جنس اطلاعات، اعتمادسازی بین افراد و تصور کمک کردن به یکدیگر است. با این فرض که با صحبت درباره اقدامات ظالمانهای از جنس آزار و اذیت، از اقدامات فرد سوءاستفاده‌‌کننده مبنی بر آزار رساندن به دیگران جلوگیری شود.

شبکههای آنلاین، انگیزههایمان را برای اشتراکگذاری تغییر دادهاند. در وهله اول، آنها برای جلب توجه ما با یکدیگر رقابت میکنند تا الگوریتمهایشان، محتوایی به ما نشان دهد که فارغ از اینکه مزیتی برای افراد جامعه دارد یا نه، ما را به کلیک کردن ترغیب کند. کروکت مینویسد مردم ترجیح میدهند از وقایعی صحبت کنند که باعث خلق احساساتی مانند خشم میشود.

در نتیجه میزان خشم ما با اشباع شدن شبکههای اجتماعی از این داستانهای تکاندهنده، دائما افزایش مییابد. البته در نهایت احساس ما نسبت به این تراژدیها خنثیتر میشود؛ چون با افزایش واکنشها، اثرشان روی ما کمتر میشود. کروکت مینویسد: «همانطور که یک فرد شکمو با وجود گرسنه نبودنش، چیپس یا پفکی در دست دارد، یک کاربر شرور فضای مجازی هم میتواند نوعی عصبانیت نشان دهد که الزاماً وجود خارجی ندارد.» این نکته هم نباید از قلم بیفتد که عصبانیت مسری است و اعلان بیزاری باعث میشود عواطف را عمیقتر و دائمیتر از چیزی که در واقعیت وجود دارند، لمس کنیم. در حالی که هیچکدام از این تغییرات برای جامعه مفید نیستند.

در این شرایط هدف از به اشتراک گذاشتن این داستانها همچنان گنگ باقی مانده است. ممکن است رویارویی با کسی که هنجاری اخلاقی را در جامعه شما زیر پا میگذارد، چالشبرانگیز و آسیبپذیر باشد در بیشتر موارد اشخاص و یا سازمانهایی که شما به شکل «عمومی» در شبکههای اجتماعی آنها را متهم میکنید، هیچگاه انتقادات شما را واقعاً نمیبینند. مخاطبان اجتماعی شما در اصل گروهی با افکار مشابهتان هستند که از همان ابتدا حرفهای شما را بیقید و بند میپذیرند. کروکت دربارهاش میگوید: «رسواکردن یک غریبه در خیابانی خالی بسیار خطرناکتر از پیوستن به هزاران گروه عصیانگر در توئیتر است.»

یکی از مهمترین دلایلی که ما در دنیای دیجیتال نسبت به اعمال دیگران ابراز بیزاری میکنیم منفعت شخصی است. با این ایده که کسانی که مانند ما فکر میکنند، اهمیتی بیش از پیش برایمان قائل شوند. به گفته کروکت: «مجازات در دنیای واقعی تنها روی کسانی مؤثر است که شما را میبینند؛ کسانی که حرفهای شما و شخصیت شما را در شبکه اجتماعی دنبال میکنند.»

وقتی در شبکههای اجتماعی چرخ میزنم به کلی مات و مبهوت میشوم. درونم میجوشد و اضطراب دارم. به آدمهای اطرافم با بدبینی نگاه میکنم و ذهنم سمت آن میرود که آیا آنها پست اخیر من را دیدهاند و نظرشان را راجع به این موضوع بیان کردهاند یا نه؟ ایموجیهایی را که فیسبوک در اختیار مخاطبش میگذارد دائماً در ذهنم تحلیل میکنم و از خودم میپرسم چه واکنشی نسبت به پستهای دوستانم درباره آزار و سوءاستفاده جنسی داشته باشم. صفحات خبری هم تماماً به این موضوع اختصاص مییابند. اما در آینده چه بلایی سر این پستها و این لحظات خواهد آمد؟

کروکت در انتهای مقالهاش این فرض را مطرح میکند که اعلام همگانی انزجار میزان حمایت از مسائل اجتماعی را کاهش دهد. او مینویسد: «وقتی مردم میتوانند خشم و عصبانیتشان نسبت به ناعدالتی را به شکل پیامهای نوشتاری بیان کنند، نیازی به کمک مالی نمیبینند.» این موضوع صحت دارد. اصلاً برای کمک مالی و زمانی در رابطه با مشکلاتی که از طریق metoo# بیان شدهاند، از کجا باید شروع کرد؟

جالبتر اینکه پیش از اینکه دست به اقدامی بزنیم، با یک جوگیری جدید در فضای اجتماعی روبهرو میشویم؛ حرفی جنجالی از ترامپ، وقوع یک بلای طبیعی در نقطهای پرجمعیت و یا یک اقدام غیراخلاقی دیگر.  امکان دارد metoo#از یک جوگیری اینترنتی تبدیل به یک جنبش اجتماعی شود. ممکن است داستانهایی که من هر روز میبینم منجر به تغییری اساسی در فرهنگمان شود؛ تا جایی که زنان بدون ترس و با اطمینان از پذیرش عامه مردم، بگویند چنین اتفاقی برای من نیز رخ داده است. اما برای این کار باید موبایل و لپتاپمان را کنار بگذاریم و به جایش با یکدیگر حرف بزنیم.ایران جمعه/

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.