در حاشیه نمایش «چهار خواب برای پنج آواز» در جشنواره فیلم کوتاه تهران

آه دگرگون خواهم شد اگر خوابی ببینم

فرهنگی /
شناسه خبر: 515430

فیلم مستند «چهار خواب برای پنج آواز» که روایت هوشنگ آزادی‌ور و «شعر دیگر» را دنبال می‌کند به سی‌وششمین جشنواره‌ بین‌المللی فیلم کوتاه تهران راه یافته است. این فیلم، امروز دومین اکران خود را تجربه می کند و ساعت 14.30 در سالن شماره چهار پردیس سینمایی ملت روی پرده می‌رود.

مستند یعنی نت‌برداری از واقعیت و تقطیع کردن آن. یعنی مواجهه‌ای نزدیک‌تر با آنچه رخ می‌دهد، نه آنچه القا می‌شود و یعنی همچون سایه از پی واقعیت رفتن. مستند «چهار خواب برای پنج آواز» نیز با رعایت این اصل و با تلقین و تعبیر یک خواب آغاز می‌شود؛ خواب مؤلف. خوابی با نزدیکی به مرگ شاعر (هوشنگ آزادی‌ور) و پرتره او در زندگی و شعر. سوای این توضیح واضحات، آنچه در مستند علیرضا سردشتی قابل تأمل است، نوع برخورد او با گونه مستند-پرتره است که از شیوه‌های معمول و مرسوم فاصله می‌گیرد تا ضمن به حداقل رساندن واسطه‌ها، در ترسیم چهره شاعر (هوشنگ آزادی‌ور) هم دخالت کمتری داشته باشد که این مسأله سیمای شاعر را، به دور از تمام غلوسازی‌های رایج در مستندسازی، به تصویر می‌کشد. در کار علیرضا سردشتی شاید شریان اصلی «چهار آواز...» شعر است. شعری که به دیگری معروف است و هوشنگ آزادی‌ور یکی از دیگران آن.
در این مستند آزادی‌ور راوی است و تصنیفی بجا از خود و از شعر می‌سازد. روایتی شفاهی از فراز و فرودهایی که این شاعر در مواجهه با زندگی و جریان شعر دیگر داشته است. از این حیث گویی برای آزادی‌ور شعر دیگر ظرفیتی است که به زبان فارسی مدد می‌رساند تا قامت راست کند. ظرفیتی تا زنده بماند؛ نه ظرفی منحصربفرد که متعلق به یک مؤلف‌ یا یک چهره‌ باشد. برای مثال او می‌گوید، شاعران و فعالان این حلقه در ترسیم سیمای خود، نام خود را در ذیل عنوان شعر دیگر تعریف می‌کنند، که البته این نام نه یک تعریف «محفلی» که بیشتر یک تعریف «منظوری» را مدنظر دارد تا بر اساس آن، تاریخ شعر فارسی معتبر شود. و زمانی که منظور فهمیده شد شاعر دیگری کنار می‌نشیند تا تاریخ راه خود را برود و ادعای تصرف و تملک برای شاعر دیگری بیهودگی است. از نظر آزادی‌ور، جریان «شعر دیگر» در شعر فارسی، جریانی محدود به شاعران شناخته‌شده آن نیست. دیگری‌ها خود را صاحب این جریان نمی‌دانستند و به این اذعان می‌کردند. از این جهت زمانی که کسانی همچون بیژن الهی، محمود شجاعی، بهرام اردبیلی و هوشنگ آزادی‌ور از یک نام واحد (شعر دیگر) سخن می‌گویند، در عین حال هر کدام از نگرش و فحوایی متفاوت نسبت به جهان شعر صحبت می‌کنند که مناقشه را درون خود «شعر دیگر» پیش می‌برند، نه بر لفظ بیژن یا بهرام یا هوشنگ. آنها شعر دیگر را جریانی می‌دانند که به شعر فارسی ظرفیت می‌بخشد و خود دیگری‌ها می‌گویند این ظرفیت در شعر فارسی وجود داشته و دارد (از حافظ و مولانا گرفته تا بیدل و نیما) و آنها، فقط، ظرفیت‌ها را بیرون کشیده‌اند و رعایت کرده‌اند.
بر این اساس، شما مبنا را بگذارید بر اینکه «شعر دیگر» به ظرفیت‌های زبان فارسی می‌اندیشد، نه به ظرف‌‌به‌دستی‌های این مؤلف یا آن شاعر!
مستند «چهار خواب برای پنج آواز» با اشاره ضمنی به مجموعه شعر «پنج آواز برای ذوالجناح» پرتره مستندی است درباره روزگار هوشنگ آزادی‌ور و نقل خاطراتی که او با خود داشت. خاطراتی که از او بود و از محمود شجاعی بود و بهرام اردبیلی و بیژن الهی و... و شعری که شعر دیگر شد.
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.