جدال با نخست وزیر بر سر سانسور مطبوعات

حوادث /
شناسه خبر: 515149

خاطره -قسمت بیست و هشتم /از اطلاعات حدود نیم ساعت بعد به ما خبر رسید که مدیر روزنامه با ادامه اعتصاب مخالفت کرده و دستور داده روزنامه را منتشر کنند. اما همانگونه که من پیش‌بینی کرده بودم خبر رسید با بیرون رفتن بسته‌های روزنامه چاپ شده اطلاعات مردم خشمگین به ساختمان این روزنامه هجوم برده‌اند و گویا یکی دو بسته روزنامه را هم به آتش کشیده‌اند.

بعد فرهاد مسعودی از ترس دستور داده همه بسته‌های چاپ شده روزنامه را به داخل ساختمان بریزند و با بستن دروازه ورودی ساختمان چاپ روزنامه را متوقف کرده‌اند. عجیب اینکه فهمیده بودیم لحظاتی پس از آغاز اعتصاب در شهر پخش شده بود و تلفن‌های تحریریه مدام زنگ می‌زدند و مردم درباره این اعتصاب می‌پرسیدند.به این ترتیب خبرنگاران دو روزنامه مصمم شده بودند روزنامه‌های کیهان و اطلاعات را منتشر نکنند تا دولت آزادی قلم را در مطبوعات تضمین کند. همکاران با شروع اعتصاب می‌پرسیدند: قدم بعدی چیست؟ ساعتی بعد تلفنچی روزنامه با من تماس گرفت و گفت: آقای نخست‌وزیر پشت خط است می‌خواهد با شما صحبت کند درباره یک موضوع اضطراری! با تعجب پرسیدم: آقای شریف امامی؟ چرا نخواستید بگویید مدیر روزنامه مسئول هستند؟
تلفنچی جواب داد: نخست‌وزیر اول با دکتر مصباح‌زاده، مدیر مؤسسه کیهان تماس گرفت تا درباره اعتصاب خبرنگاران توضیح بخواهد اما دکتر به‌ ایشان جواب داده در این باره مسئولیتی ندارد. بهتره با شما تماس بگیرد. گفتم: وصلش کن تا ببینم چه می‌شود!
وقتی صدای نخست‌وزیر را شنیدم، گفتم: بفرمایید آقای شریف‌امامی. من بلوری هستم. در جواب با لحن خوشایندی گفت: شنیده‌ام آقایان خبرنگار با بیرون رفتن سانسورچی‌های نظامی ازتحریریه‌ها در کیهان و اطلاعات به اعتصاب‌شان پایان داده‌اند اما شما خبرنگاران تحریریه کیهان را به ادامه اعتصاب تشویق کرده‌اید و بعد هم خبرنگاران روزنامه اطلاعات به اعتصاب پیشنهادی شما پیوسته‌اند.
سپس نخست‌وزیر با لحن ملایم‌تری ادامه داد:
-‌ ببینید آقای عزیز مملکت در وضع بحرانی قرار دارد و نظامیان تلاش می‌کنند کودتایی راه بیندازند و به شاه فشار می‌آورند برنامه «آشتی ملی» دولت را شکست‌خورده جلوه دهند. روزنامه‌ها را به‌تعطیلی بکشانند و با توپ و تفنگ با مردم مقابله کنند. من که از اعلیحضرت خواهش کردم به تیمسار اویسی فرمان دهد سرهنگ‌ها را از روزنامه‌ها بیرون ببرد و حالا که این دستور اجرا شده دیگر ادامه اعتصاب برای چه؟ خواهش می‌کنم همکاران‌تان را به شکست اعتصاب دعوت کنید تا دولت بتواند در اجرای برنامه «آشتی ملی» موفق شود. در جواب به شریف امامی گفتم:‌  ما روزنامه‌نگاران درانجام این حرفه سعی می‌کنیم گرایش سیاسی نداشته باشیم، این مردم هستند که در خیابان‌ها دارند تکلیف‌شان را با حکومت روشن می‌کنند. اما با رفتن سرهنگ‌ها از تحریریه روزنامه‌ها مشکل سانسور حل نمی‌شود. سانسور سال‌های درازی است که ادامه دارد. ما هم به‌اعتصاب‌مان ادامه می‌دهیم و دولت باید قبول کند که تاکنون سانسور در مطبوعات برقرار بوده و متعهد شود که از این‌ پس سانسور اعمال نخواهد شد. تا دولت در این باره اعلامیه‌ای ندهد ما به اعتصاب ادامه خواهیم داد. اصرار نکنید آقای شریف‌امامی.
نخست‌وزیر جواب داد: آقای... خواهش می‌کنم در تصمیم‌تان تجدید‌نظر کنید مملکت به لبه پرتگاه رسیده. جواب دادم: این تقصیر ما نیست. تا تعهد به لغو سانسور ندهید و ما نتوانیم حقایق جاری در مملکت را به‌ طور کامل و روشن بنویسیم، اعتصاب ادامه خواهد داشت...
 ادامه در روز  پنجشنبه

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.