وقتی فردی مورد اسیدپاشی قرار می‌گیرد نه تنها روحیه و جسمش را بلکه هویتش را هم از دست می‌دهد. آنقدر چهره‌اش پس از اسیدپاشی عوض می‌شود که نزدیک‌ترین اطرافیانش هم با او غریبه می‌شوند.

نمایشگاه "هویت" عصر روز یکشنبه در گالری مهرهنر افتتاح شد. در این نمایشگاه قربانیان اسیدپاشی عضو انجمن احقا آثار خود از جمله معرق، منبت، سفال، پتینه، نقاشی، آثار گرافیکی و چوبی به نمایش گذاشته اند.

در این نمایشگاه که تا ۲۴ آبان ادامه دارد، در مجموع ۱۲۰ اثر به نمایش درآمده و قربانیان با  این‌کار سعی دارند نه تنها صدای اعتراض خود را به جامعه برسانند بلکه از این طریق فرهنگ سازی هم کنند.

الهام یکی از قربانیان اسیدپاشی است که مدت زیادی از زمان این حادثه نمی گذرد. بهمن ماه ۹۷ تلخ ترین تاریخ تقویم زندگی این زن جوان است. روزی که همسر سابقش که به صورت توافقی از هم جدا شده بودند به محل کار وی آمد و از روی حسادت بود یا انتقام و کینه جویی اقدام به اسیدپاشی به سمت وی کرد. در این میان الهام تنها کاری که توانست انجام بدهد این بود که دست هایش را روی صورتش بگیرد و اقدام به فرار کند.

آثار اسید اما روی دست ها، نیمی از چهره و سرو چشم راستش به وضوح پیدا است. خودش می گوید: پاهایم هم آسیب دیده است. چراکه زمان اسیدپاشی در محل کارم بودم و این اتفاق در قسمتی افتاد که دسترسی به آب نداشتم. فقط توانستم یکی دو مشت آب به صورتم بپاشم اما تاثیری نداشت. از لحظه اسیدپاشی نیم ساعت گذشته و اسید پوستم را ذوب کرده بود. «وقتی رسیدم به بیمارستان که کار از کار گذشته بود».

الهام در حالی که بخش آسیب دیده صورتش را با پارچه ای پوشانده ادامه می دهد: ۱۸ سالگی ازدوج کردم، ۲۱ سالگی صاحب فرزند پسری شدم و ۲۸ سالگی طلاق گرفتم. همسرم مشکلات اخلاقی و اعتیاد داشت و با تفاهم از هم جدا شدیم. از آنجایی که گرافیک خوانده ام در این فاصله مشغول به کار شدم. چراکه حضانت پسرم را گرفته بودم و به خاطر وی باید کار می کردم.

همه چیز به خوبی پیش می رفت. الهام تازه توانسته بود زخم های گذشته را ترمیم و زندگی جدیدی برای خودش بسازد. وضع مالی اش بهتر شده و با رفتن سر کار روحیه خوبی پیدا کرده بود تا اینکه آن اتفاق شوم رخ داد. «شنیده بودم همسرم هم به خواستگاری رفته و می خواهد زندگی دیگری را شروع کند اما به نظرم به خاطر حسادت و از آنجایی که جواب رد شنیده بود این کار را با من کرد.»

همسر سابق الهام از سه چهارماه قبل از جدایی ساز تهدیدهایش را کوک کرده بود. با اینکه توافقی سند جدایی شان را امضاء کرده بود اما حالا پایش را در یک کفش کرده بود که الهام سر خانه و زندگی اش برگردد. اما زن جوان تازه سختی های زندگی را پشت سرگذاشته و در حال ترمیم زندگی اش بود. نمی خواست بار دیگر گذشته را تکرار کند. «همسرسابقم تهدیدم می کرد یا به کشتن یا اسیدپاشی. حتی مجبور به شکایت شدم اما شکایتم فایده ای نداشت».

حالا این روزها الهام مشغول جراحی و عمل است. از یک طرف درحالی که شرایط بدی داشت و باید در بیمارستان بستری می شد، در دادگاه به دنبال احیای حقوقش بود. «عامل اسیدپاشی در مجموع دو ماه زندان بود و حالا هم آزادانه برای خودش بیرون می چرخد درحالی که من سختی های زیادی را باید تحمل کنم». پسر الهام به تازگی به چهره جدید مادرش عادت کرده.

به گفته الهام با وجود اینکه او سعی می کند راجع به این اتفاق حرفی جلوی پسر ۹ ساله اش نزند اما او گاهی درباره اسید سوال می پرسد. «یک بار از من پرسید همه وقتی با هم دعوا می کنند به روی هم اسید می ریزند؟ به خاطر این سوال ها می خواهم او را پیش روانشناس انجمن ببرم تا بیش از من با او کار کند».

این زن جوان درباره بخشی از مشکلات قربانیان اسیدپاشی می گوید: اولین مشکل همه ما طرد شدن از جامعه است. خود من غیر از بیمارستان و دادگاه یا انجمن احقا جای دیگری نمی روم. مردم وقتی مرا با این صورت می بینند سوال هایی می پرسند که بسیار آزار دهنده است یا جوری به شما نگاه می کنند که مجبور می شوید آن محیط را ترک کنید.

الهام در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به قوانین وضع شده در باره عاملان اسیدپاشی ادامه می دهد: به نظر من این افراد نباید در جامعه باشند. یا باید درمان شوند یا در جامعه حضور نداشته باشند. چون ممکن است این بلا را سر فرد دیگری هم بیاورند. فقط می خواهم به هر نحوی قوانینی برای پیشگیری از اسیدپاشی وضع شود که این اتفاق برای فرد دیگری رخ ندهد.

الهام در این نمایشگاه با دو تابلو از آثار گرفیکی خودش شرکت کرده است. یکی از آثارش نمایانگر تصویرسازی چهره خودش است.

یا اعدام یا حبس ابد

دقایقی از افتتاح نمایشگاه گذشته که معصومه وارد می شود. ۹ سال از زمانی که معصومه مورد اسیدپاشی قرار گرفت می گذرد و امروز با روحیه بهتری در اجتماع حضور پیدا کرده. لباس های روشنی به تن دارد و لبخندش توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند. معصومه روحیه بالایی دارد اما به گفته خودش برای رسیدن به این نقطه ۹ سال سختی، عمل جراحی و درد و رنج را به جان خریده است.

زن جوان می گوید: من یک پسر دارم و فقط به خاطر او سعی کردم از شرایطی که داشتم خارج شوم و روحیه ام را برای ادامه زندگی بازیابم. به گفته معصومه وقتی فردی مورد اسیدپاشی قرار می گیرد نه تنها روحیه و جسمش را بلکه هویتش را هم از دست می دهد. «چهره من دیگر مطابقتی با تصویر کارت ملی و شناسنامه ام نداشت. به زحمت و با مدارک و عکس ها و خبرهایی که از من منتشر شده بود توانستم این موضوع را اثبات کرده و مدارکم را تعویض کنم. آنقدر چهره پس از اسیدپاشی جدید است که نزدیک ترین اطرافیانت هم با تو غریبه می شوند.»

به گفته معصومه از یک جایی به بعد قربانی اسیدپاشی با خودش کنار می آید و هرچند سخت اما برای ادامه دادن زندگی شرایط جدیدش را می پذیرد اما گاهی رفتار مردم باعث می شود که آنها با خودشان کنار نیایند. «بعد از ۹ سال هنوز آنها با دیدن چهره ام از من سوال می پرسند اما نمی دانند که این سوال ها و تکرار آن حادثه چقدر برای من و حتی فرزندم زجرآور است. ما می خواهیم فراموش کنیم اما گاهی سوال های مردم این اجازه را نمی دهد».  

معصومه از بعد از حادثه زندگی اش را از صفر شروع کرد. خط بریل آموخت و امروز به نابینایان آموزش استفاده از موبایل یا کامپیوتر می دهد. حرفه سفال را با جدیت دنبال می کند و با قصاص عاملان اسیدپاشی مخالف است. معصومه معتقد است آنها یا باید اعدام شوند یا حبس ابد.

مامانم همان مامان است

در گوشه دیگری از نمایشگاه زیور یکی دیگر از قربانیان اسیدپاشی کنار پسرش نشسته است. زیور در جریان اسیدپاشی از سوی برادرشوهرش هم زیبایی و چشم هایش را از دست داد و هم دخترش را که وی نیز قربانی این حادثه  شد.

آن زمان زیور همسر خود را از دست داده و همراه با بچه هایش زندگی می کرد که برادرشوهرش از وی خواستگاری کرد اما چون جواب رد از زیور شنید این اتفاق تلخ را برای او رقم زد. مهدی پسر زیور آن زمان ۶ ساله بود اما امروز جوان رشید ۱۶ ساله است. مادرش را بی نهایت دوست دارد و گاهی در برنامه های انجمن وی را همراهی می کند.

زیور می گوید: پس از اسیدپاشی صورت و بدنم بسیار آسیب دیده بود و چهره ام را از دست داده بودم. همه می گفتند بچه ها با دیدنم می ترسند اما هیچ وقت یادم نمی رود وقتی مهدی بغلم کرد گفت: مامانم همان مامان است. بوی همان مامان را می دهد. مهدی از روی عطر تنم مرا می شناخت و ترسی از مادرش نداشت.

حالا مهدی در نمایشگاه کنار مادرش نشسته و می گوید: این اتفاق خیلی سخت بود. همگی مان را ناراحت کرد. آن زمان بچه بودم و زیاد متوجه نمی شدم اما الان پیش خودم می گویم زیبایی مادرم برنگردد مهم نیست اما کاش چشم هایش برمی گشت. می توانست ما را ببیند.

مهدی به حکمی که برای عامل اسیدپاشی که عمویش می شود صادر کرده اند اعتراض دارد و می گوید: عادلانه نیست مادرم در این وضعیت باشد و عمویم در زندان. حتی شنیده ایم گاهی مرخصی می رود. این با آزادی فرقی ندارد./ ایرنا

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.