اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
گفت‌وگو با دکتر پویا علاءالدینی(استاد برنامه‌ریزی اجتماعی دانشگاه تهران)

معادله قدرت زیر ردای شهر

معادله قدرت زیر ردای شهر
مهدی محمدی

مدیریت شهری در ایران یک نهاد یکپارچه نیست. شهرداری یکی از بازیگران مدیریت شهری است. خیلی از بخش‌های مدیریت شهر وابسته به نهادهای دیگر است؛ نهادهای پرنفوذی که اگرچه به طور رسمی نقشی در مدیریت شهر ندارند اما وزن سیاسی و نفوذ ایدئولوژیک و راهبردی آنها موجب می‌شود تا شهرداری همیشه خواسته‌های آنها را مورد توجه ویژه قرار دهد. در واقع مدیریت شهری علاوه بر تأمین خواسته‌ها و مطالبات مردمی باید پاسخگوی نهادهای قدرت باشد و بطور مداوم نسبت به آنها واکنش مثبت نشان دهد.

«مدیریت شهری در ایران یک نهاد یکپارچه نیست. نهادهای پرنفوذ اگرچه به طور رسمی نقشی در مدیریت شهر ندارند اما وزن سیاسی و نفوذ ایدئولوژیک و راهبردی آنها موجب می‌شود تا شهرداری همیشه خواسته‌های آنها را مورد توجه ویژه قرار دهد.» دکتر پویا علاءالدینی رابطه مردم با مدیران شهری‌‌ و معادلات قدرت در شهر را چنین توصیف می‌کند. علاءالدینی کارشناسی ارشدش را در رشته مهندسی عمران از دانشگاه ایالتی اوهایو و فوق دکترایش را در حوزه توسعه بین‌الملل از دانشگاه ملل متحد اخذ کرده است. او سه سال ریاست مرکز پژوهش‌های گردشگری دانشگاه تهران را بر عهده داشته و اکنون استاد برنامه‌ریزی اجتماعی دانشگاه تهران است. با او درباره دیپلماسی شهری و میزان موفقیت و کارایی آن در ایران به گفت‌وگو نشسته‌ایم که می‌خوانید:

***

*جناب علاءالدینی، «دیپلماسی شهری» به چه مفهومی اشاره دارد؟

«دیپلماسی شهری» مجموعه برنامه‌ها و تلاش‌هایی است که برای ایجاد روابط بین دو اجتماع (شهری) انجام می‌شود. هدف از ایجاد روابط، تعریف منافع مشترک اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بین جامعه‌های ذینفع در فعالیت‌ها است، به گونه‌ای که منفعت آن شامل حال شهروندان شود. در واقع وقتی از «دیپلماسی شهری» حرف می‌زنیم تسهیل روابط بین مردم شهرها مدنظر ماست؛ روابطی که کاملا صلح‌جویانه است و بر اساس بازی برد- برد تعریف و پیگری می‌شود.

 

*در شرایط فعلی، دیپلماسی شهری چه کمکی به بهبود وضعیت شهرهای ما می‌کند؟

با توجه به وضعیت فعلی و مسأله تحریم‌ها، دیپلماسی شهری می‌تواند به عنوان یک مجرای ثانوی عمل کند؛ یعنی دیپلماسی شهری می‌تواند انزوای تحمیل شده بر اجتماعات ایرانی به واسطه تحریم‌ها را کاهش دهد. فرض این است که شهرها قادرند در استقلال نسبی از دولت مرکزی با دیگر شهرها وارد روابط چندجانبه شوند و از مزیت‌های آن استفاده کنند. مردم شهرها می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند، از یکدیگر یاد بگیرند و بسیاری از تجارب را به هم انتقال دهند.

در دوره‌ای که قوم‌گرایی و نژادپرستی در حال اوج‌گیری است این تعامل باعث تقویت شبکه‌های اجتماعی و جامعه مدنی خواهد شد. زندگی مردم در شهرها به دور از هر تصنع و شعارزدگی، خیلی واقعی است. آنها نیازها و خواسته‌های مشخص و ملموسی دارند که در شهرها به وضوح مشاهده می‌شود. رابطه مسالمت‌آمیز شهرها می‌تواند این نیازها را هرچه بیشتر عیان کند و مدیریت شهری را به سمت پیگیری آن سوق دهد. به همین جهت فکر می‌کنم روابط بین شهری می‌تواند نقش مهمی در بهبود وضعیت شهرها ایفا کند. باید بدانیم که اولویت شهرها لزوما اولویت کشورها نیست. یعنی دغدغه یک کشور منطبق بر دغدغه و مسایل یک شهر نیست. مسایل کشورها بسیار کلان‌تر از مسایل شهرهاست. در عین حال، شهرها الزامات و مسایلی دارند که ممکن است دغدغه اصلی و محوری کشورها نباشد. این عدم تجانس در اولویت‌ها باعث می‌شود تا شهرها به سمت برقراری ارتباط با یکدیگر پیش روند. پس شهرها از ظرفیت روابط پویای منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردارند. بطور مثال در حال حاضر آمریکا در حال خروج از پیمان‌ها و معاهدات بین‌المللی است اما شهرهای آن کشور لزوما از سیاست‌های کلی پیروی نمی‌کنند. آنها می‌توانند همچنان در رابطه با دیگر شهرها باقی بمانند چون جنس روابط بین‌شهری یا در واقع جنس دیپلماسی شهری با دیپلماسی سیاسی و روابط بین‌الملل سیاسی تفاوت دارد. احتمالا چنین رغبتی در مورد شهرهای ایران هم در داخل و هم در خارج وجود دارد. اینکه می‌بینیم بسیاری از شهرها با یکدیگر خواهرخوانده هستند به همین موضوع برمی‌گردد که البته تنها گام نخست است.

  *در حال حاضر چه محدودیت‌ها و موانعی پیش روی دیپلماسی شهری ما است؟

پیش‌شرط دیپلماسی شهری این است که مدیریت شهری استقلالی نسبی از حکومت مرکزی داشته باشد. بدون چنین استقلالی مدیریت شهری نمی‌تواند برنامه مدون برای فعالیت‌هایی داشته باشد که در نهایت منجر به رونق و بهبود دیپلماسی شهری شود. البته در حال حاضر ما هم یک نهاد نیمه دموکراتیک در مدیریت شهری داریم ولی این شکل از دموکراسی در پایین‌ترین سطح جریان دارد. مدیریت شهری وزن زیادی در تعیین راهبردهای کلی ندارد و قادر نیست معادلات سیاسی کلان را تحت تأثیر قرار دهد یا نهادها و مراجع فرادستی را مجاب کند که تنها نماینده یا لااقل مهمترین بازیگر حوزه عمومی شهر است.

مدیریت شهری در ایران یک نهاد یکپارچه نیست. شهرداری یکی از بازیگران مدیریت شهری است. خیلی از بخش‌های مدیریت شهر وابسته به نهادهای دیگر است؛ نهادهای پرنفوذی که اگرچه به طور رسمی نقشی در مدیریت شهر ندارند اما وزن سیاسی و نفوذ ایدئولوژیک و راهبردی آنها موجب می‌شود تا شهرداری همیشه خواسته‌های آنها را مورد توجه ویژه قرار دهد. در واقع مدیریت شهری علاوه بر تأمین خواسته‌ها و مطالبات مردمی باید پاسخگوی نهادهای قدرت باشد و بطور مداوم نسبت به آنها واکنش مثبت نشان دهد.

البته بین شهرها از هر نظر تفاوت‌های معناداری وجود دارد. مثلا شهر بزرگی مثل تهران را نمی‌توان با شهرهای کوچک مقایسه کرد؛ هم از نظر کیفیت مدیریت و هم از نظر انجام طرح‌های بلندپروازانه‌ای که باعث جلب توجه عمومی می‌شود. در شهری مثل تهران، مسئولان و مدیران خود را در قامت یک مدیر ارشد دولتی می‌بینند و بنابراین به دنبال طرح‌هایی هستند که بازتاب ملی داشته باشد، اما در شهرهای کوچک منابع کافی برای چنین بلندپروازی وجود دارد و به تبع آن، قدرت مانور آنها کاهش پیدا می‌کند. نتیجه آنکه شهرها به نسبت منابع مادی و غیرمادی و با توجه به شرایطی که دارند باید به دنبال طرح‌ها و برنامه‌های دیپلماسی و روابط بین‌شهری باشند.

 

*به نظر می‌رسد نهاد مدیریت شهری کمتر به طرح‌های بلندمدت و جامع توجه دارد، منظور طرح و برنامه‌هایی است که موجب تمایز شهرها میشود. نظر شما در اینباره چیست؟

مدیریت شهری در ایران تا حدی زیادی گرفتار خویشاوندپروَری و روزمرگی است. خویشاوندپروری یکی از مهمترین عواملی است که باعث تضعیف انسجام و اختلال در کارایی نهادهای مدیریتی/ اجرایی می‌شود. این شکل از روابطِ غیررسمی باعث فساد می‌شود، شایسته‌سالاری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و بنیان‌های دموکراسی را تضعیف می‌کند. در ضمن وقتی مدیریت شهری از چنین مسایلی رنج می‌برد دیگر به فکر طرح‌ها و برنامه‌های مهمتر نیست.

دیپلماسی شهری و اهمیت جوانب آن وقتی برجسته می‌شود که مدیریت شهری صرفا درگیر امور روزمره شهر نباشد و واقعا برای شهر برنامه‌ای داشته باشد. متأسفانه در ایران بیشتر شهرها درگیر مسایل اولیه چون دریافت عوارض شهری و جمع‌آوری زباله هستند. نه اینکه اینها مهم نیست ولی وقتی بیشترین انرژی صرف چنین مسایلی می‌شود نمی‌توان از مدیریت شهری انتظار طرح و برنامه‌های بلندمدت و جامع داشت. رهایی از چنین الزام‌ها و قید و بندهایی می‌تواند خلاقیت مدیریت شهری را بیشتر کند تا به دنبال اهداف بلندمدت باشند.

مشکل شهرهای ایران این است که در قبال شکوفایی اقتصادی و اجتماعی شهری کاری انجام نمی‌دهند و در واقع همیشه از مشکلات که پیوسته در حال گسترش‌اند عقب هستند؛ کمتر به این موضوع فکر می‌شود که سرمایه‌گذاری در شهر برای ایجاد شکوفایی اقتصادی و اجتماعی است. به نظرم این موضوع برمی‌گردد به رابطه «مدیریت شهری» با «مردم». متأسفانه این رابطه دوجانبه نیست. نیازهای شهروندان وزن و اهمیت چندانی در نظام برنامه‌ریزی مدیریت شهری ندارد. شهرداری به جای ارتباط با مردم بیشتر در رابطه با پیمانکاران و مقاطعه‌کاران پروژه‌های عمرانی شهری است. به نظر می‌رسد برقراری هر نوع دیپلماسی شهری چه در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی تا حد زیادی نیازمند بازتنظیم رابطه مدیریت شهری با مردم و مطالبات عمومی آنهاست.

کپی
نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

پیشنهاد سردبیر
پربازدیدها