کاخ ابیض

فرهنگی /
شناسه خبر: 513951

امریکایی‌ها چهارم نوامبر را هرگز فراموش نمی‌کنند. روزی که هزاران کیلومتر دورتر از کاخ سفید، دانشجویان پیرو خط امام از دیوار سفارت‌شان در خیابان تخت جمشید تهران بالا رفتند و پرچم‌شان را پایین کشیدند.

40 سال از آن روز می‌گذرد و امروز کاخ سفید تحت سیطره دونالد ترامپ است. عمارتی که بین سال‌های 1792 تا 1800 میلادی ساخته شد و تا به امروز 45 رئیس جمهوری در آن سکنا گزیده‌اند و به گفته منتقدین، ترامپ در حال حاضر بدترین روزگارش را می‌گذراند: «روزهای دیوانه در دربار پادشاه دونالد.»
عکس برایم تقسیم‌بندی دوگانه‌ای دارد؛ پرچم ایالات متحده در بالای کادر و هیبت سنگین ساختمان پوشیده میان نرده‌ها در پایین تصویر و میزان آگاهی ما نسبت به فردی که در دفتر بیضی پشت میز ریاست نشسته است. فرض کنید به دفتر رئیس جمهوری زنگ زده‌اید. مردی گوشی تلفن را برمی‌دارد و می‌گوید: باراک اوباما هستم، بفرمایید! آیا برداشت ما از این عکس تغییر خواهد کرد؟ به گمانم بله. اما الان که می‌دانیم چه کسی پاسخگویمان است و ممکن است ما را آجیل خطاب کند، خوانش‌مان از عکس تغییر خواهد کرد. کشوری که مدعی‌ است هر کجا پرچمش افراشته می‌شود، آزادی حکمفرما خواهد شد، حالا نماد پایتختش به اسارت ترامپ درآمده است. حس متناقضی از آزادی و اسارت در این عکس موج می‌زند. یاد این پاراگراف کتاب «امریکا» نوشته بودریار می‌افتم: امروزه امریکایی‌ها نیز مثل دیگران علاقه‌ای ندارند به این مسأله فکر کنند که آیا به شایستگی‌های رهبران خود یا حتی به واقعیت قدرت، عقیده دارند یا نه. چنین کاری آنها را در وضعیت بغرنجی گرفتار خواهد کرد. ترجیح می‌دهند طوری رفتار کنند که انگار به این امور عقیده دارند، مشروط به این که عقیده آنها را بیش از حد بدیهی نپندارند. امروزه حکومت کردن یعنی ارائه نشانه‌های قابل قبولی از اعتبار. حکومت کردن مثل تبلیغ کردن است و به نتیجه یکسانی می‌انجامد. تعهد به یک فیلمنامه، خواه فیلمنامه‌ای سیاسی خواه تبلیغاتی./ایران جمعه

کلمات کلیدی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.